18:08 - 2025/01/03

حافظ علل گمشده

[ad_1] مک کراکن پستون جونیور منبع: استفاده شده با مجوز انتشارات سیتادل مک کراکن پستون جونیور به این باور بزرگ شد که همه در نظر خدا برابرند. او می توانست با بزرگ شدن این احساس را کنار بگذارد. در عوض، او آن را در آغوش گرفت. او در شهر کوچکش ...

حافظ علل گمشده

[ad_1]

منبع: استفاده شده با مجوز انتشارات سیتادل

مک کراکن پستون جونیور

منبع: استفاده شده با مجوز انتشارات سیتادل

مک کراکن پستون جونیور به این باور بزرگ شد که همه در نظر خدا برابرند. او می توانست با بزرگ شدن این احساس را کنار بگذارد. در عوض، او آن را در آغوش گرفت.

او در شهر کوچکش در شمال غربی جورجیا در نزدیکی مرز تنسی، به اطرافیانش از جمله گورکن سیاهی به نام ری مارش توجه کرد. مک کراکن جوان دوست داشت کار مرد را تماشا کند، مخصوصاً وقتی مواد منفجره را برای شل کردن زمین به کار می‌برد. این آشنایی اتفاقی در نهایت یک پیچ غیرمنتظره خواهد داشت.

پستون قانون شد و سپس برای مجلس نمایندگان جورجیا نامزد شد. او هشت سال خدمت کرد. با تبدیل منطقه از آبی به قرمز، در سال 1996، دموکرات متعهد برای کنگره تلاش کرد. او باخت. هوشمند شد. رای دهندگان او را رد کرده بودند. او می خواست به آنها ثابت کند که اشتباه می کنند.

پستون در بازگشت به فعالیت وکالت خود، یک پرونده عجیب و غریب را آغاز کرد زیرا می دانست که متهم – یک منحوس جامعه – به یک وکیل نیاز دارد. این تصمیم پستون را در معرض یک آزمایش طولانی قرار داد و جایگاه جامعه خود را تهدید کرد. او داستان را در مرد زنیت.

آلوین ریدلی، گوشه گیر بداخلاق، به دلیل قتل همسرش ویرجینیا به دلیل خفگی دستگیر شد. از آنجایی که طی چندین دهه هیچ کس او را ندیده بود، مقامات فکر می کردند که ریدلی او را در خانه ویران خود اسیر کرده است. پنجره ها تخته شده بودند و تابلوهای روی حصار بازدیدکنندگان را دلسرد می کرد.

ریدلی اصرار داشت که این ادعاها درست نیست. او ویرجینیا را دوست داشت و از آن مراقبت می کرد. دادستان مخالفت کرد.

پستون از ریدلی به عنوان یک تعمیرکار تلویزیون یاد کرد. او به ریدلی اطمینان داد که اگر پرونده به جلو برود، او نماینده او خواهد بود. اما به نظر می رسد که ریدلی این را قدر نمی داند. در بیشتر معاشرت های اولیه آنها، او سر پستون فریاد می زد، او را تضعیف می کرد و او را از خانه اش منع می کرد.

اما پوستون مصمم بود که در این پرونده پیروز شود. او می خواست به رای دهندگان ثابت کند که چه کسی او را برکنار کرده است، چه کاری می تواند انجام دهد. او در ادامه گفت: «هنوز از اینکه رای دهندگان من را کاملاً رد کردند، به نوعی عصبانی بودم نجیب. پس چه می شود اگر او مرد بوگی شهر باشد که بچه های شما را از رفتار می ترساند؟ من نماینده او خواهم بود.»

پستون با مقاومت ریدلی از بین رفت. در نهایت، او وارد خانه شد و هزاران صفحه از نوشته های ویرجینیا را کشف کرد – اثبات عشق او به شوهرش، آگورافوبیا و عبادت های مذهبی او. هیچ چیز در یادداشت های او حاکی از ترس یا حبس غیرارادی نبود. در واقع، او از اختلالی رنج می‌برد که گزارش ریدلی از تشنج‌هایش را تأیید می‌کرد، و این دریچه‌ای را به روی یک دفاع پایدار و موفق باز کرد. آلوین حتی موضع گرفت تا به افرادی که او را طرد کرده بودند بگوید که چقدر عمیقاً ویرجینیا را دوست دارد.

پوستون می گوید: «آلوین در آن پرونده پیروز شد. “من فقط آن مردی بودم که با آن آویزان شد.”

Poston به دلیل پذیرش موارد غیر معمول شهرت پیدا کرد. در سال 2002، نه چندان دور، ری برنت مارش، پسر نگهبان قبرستان که پستون در کودکی او را تماشا می کرد، به دلیل نقشش در رسوایی تکان دهنده Tri-State Crimatory دستگیر شد. او بیش از 330 جسد را به جای سوزاندن آنها در ملک خود رها کرده بود تا تجزیه شوند.

بستگان این متوفیان به طور قابل درک خشمگین بودند. آنها خواهان مجازات شدید مارش بودند. خانواده مارش از پستون خواستند که نماینده برنت باشد. پادکست نجیب این داستان را فراهم می کند.

پستون می دانست که بسیاری از مردم از نحوه رفتار برنت با عزیزانشان خشمگین هستند. با این حال مرد جوانی را دید که سوء تفاهم شده بود. برنت آدم وحشتناکی نبود که نسبت به رنج آنها بی تفاوت باشد. باید چیزی اشتباه می شد.

برای جلوگیری از یک بی عدالتی جدی، پوستون مجبور شد راهی برای دور زدن تصورات مذهبی ثابت در مورد تقدس بدن انسان پیدا کند. اتهامات دو فقره سرقت با فریب برای هر بدن به معنای محکومیت بالقوه بیش از 8000 سال بود.

پستون در پادکست گفت: «چهار برابر از زمانی که عیسی روی زمین راه رفته است، بیش از حد است. اینطور نیست که کسی کشته شده باشد.»

به نظر او این یک مورد کلاهبرداری بود. اجساد بدرفتار، بله، و اقوام غمگین وجود داشت، اما برنت به سادگی کارهایی را که برای انجامش پول گرفته بود انجام نداده بود.

علاوه بر این، پستون نگران شهرت خوب خانواده مارش بود. ری به مدت 15 سال قبل از اینکه بیماری او را مجبور کرد از برنت بخواهد که مسئولیت آن را بر عهده بگیرد، کوره کوره را ساخته و اداره کرده بود. و برنت هرگز نتوانست توضیح دهد که چرا این وضعیت رخ داده است.

پستون بهترین زاویه را در نظر گرفت. او دو نفر را شناسایی کرد. او تلاش کرد تا دادستان را متقاعد کند که یک محاکمه طولانی و پرهزینه خواهد بود و احتمالاً مالیات بر دارایی افزایش می یابد. او همچنین فکر می‌کرد که برنت ممکن است از قرار گرفتن در معرض دودهای سمی در کوره‌سوزی با تهویه ضعیف رنج می‌برد. اگر دچار اختلال روانی بود، مسئولیتی نداشت. برای 12 سال حبس به توافق رسیدند.

برنده شدن غیرقابل برد

پستون در دو مورد به ظاهر غیرقابل پیروزی پیروز شد و حتی نظر بسیاری از مردم را در مورد مشتریانش تغییر داد. با این حال انگیزه او به وضوح بسیار بیشتر از برنده شدن است. او در تمام این موارد، شفقت، صبر و تعهد به انصاف را نشان می داد. او می خواست مردم را متقاعد کند که عجله به نتیجه گیری های ناآگاهانه نکنند.

در Poston، ما “اثر زیر سگ” را می بینیم. تهدید از دست دادن شانس موفقیت را افزایش می دهد. میل او برای اثبات خود بر یک مکانیسم روانشناختی استوار است که محققان مطالعه کرده اند. آنقدرها هم که به نظر می رسد ساده نیست.

برگر و پوپ (2011) بیش از 18000 بازی بسکتبال حرفه ای را تجزیه و تحلیل کردند تا تفاوت های ظریف چنین انگیزه هایی را تشریح کنند. برای مثال، تیم‌هایی که در نیمه دوم با یک امتیاز عقب هستند، در واقع بیشتر از تیم‌هایی که با یک امتیاز جلوتر هستند، یا تقریباً شش درصد بیشتر از آنچه انتظار می‌رفت، برنده می‌شوند.» این روند همچنین در مطالعه آنها روی 45000 بازی بسکتبال دانشگاهی نشان داد.

نورمحمد (2020) برای مقایسه تأثیر انواع انتظارات بر اثر زیردست بیشتر رفت. هنگامی که افراد فکر می کنند دیگران آنها را بعید می دانند که موفق شوند، این می تواند عملکرد آنها را “از طریق تمایل به اثبات اشتباه دیگران” افزایش دهد.

با این حال یک گرفتاری وجود دارد. «دیگران» باید فاقد اعتبار باشند. زمانی که انتظارات ناظران معتبرتر دیده می‌شود، انتظارات افراد ضعیف عملکرد را تضعیف می‌کند… اما زمانی که انتظارات ناظران کمتر معتبر تلقی می‌شود، انتظارات ضعیف‌تر عملکرد را افزایش می‌دهد. حس ضعیف بودن، همراه با میل به اثبات خود به افرادی که اشتباه به نظر می رسند، می تواند شانس یک عملکرد موفق را افزایش دهد.

این برای پوستون کارساز بود، اما از سبک داستان سرایی شلبی فوت مشخص است که او خود را کوتاه می‌فروشد. انگیزه او برای حفظ اهداف از دست رفته بیشتر از برنده شدن است. داستان تکان دهنده او در مرد زنیت همچنین حس عمیق انسانیت او را آشکار می کند. او در این دوره ماند زیرا اهمیت می داد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان