پیرمرد 80 ساله ای وارد والمارت می شود و درخواست بند بند می کند. منشی متعجب اما مودب او را به سمت لباس زیر زنانه می برد. او قضاوت کننده نیست چه کسی باید بداند در زندگی یک شخص دیگر چه خبر است؟
یک بار در لباس خواب، مرد، یکی از دوستان من، می ایستد، گیج به منشی نگاه می کند و سپس شروع به خندیدن می کند.
او می گوید: «من دنبال صندل بودم. “حدس میزنم اکنون آنها را “دمپایی” صدا میزنی؟
منشی از خنده بلند می شود و او را به سمت کفش راهنمایی می کند.
زبان همیشه سیال بوده است، و هر چه بیشتر زندگی می کنیم، بیشتر می بینیم که کلمات می آیند و می روند یا به طور کلی به معنای دیگری تبدیل می شوند. من عاشق کلمات هستم و از ادامه دادن لذت می برم. اما من آنقدر از دست رفته ام که بچه هایم را بخندم. من صادقانه فکر می کردم که LOL به معنای “عشق زیاد” است، و درک این نکته برای من کمی مشکل است که “برات” اکنون یک مثبت است.
اینکه چگونه چیزها در وهله اول نامگذاری می شوند یک معما است. Merriam-Webster سه معنی از “تانگ” را فهرست می کند، اولی “نوار چرمی”، دومی “صندلی که روی پا با یک بند انگشتی بین انگشتان پا نگه داشته می شود” و سومی “یک لباس شنا یا لباس زیر با لباس شنا”. قسمت پشتی متشکل از یک نوار پارچه ای باریک که از بین باسن عبور می کند و با یک کمربند به هم متصل می شود.
تصور میکنم فرهنگنویسی جدی پشت میزش نشسته، عینکهایی مثل عینک من در نوک بینیاش نشسته است و یک توری را برای تجزیه و تحلیل ساختار آن در دست گرفته و میگوید: آیا واقعا از بین باسن عبور می کند؟ و چه قسمتی به بند وصل میشه؟ چگونه؟ آیا از نظر زبانی مهم است؟
در دفاع از دوست من، صندل قبل از لباس زیر است، حداقل در فرهنگ لغت. زمانی که ما جوان بودیم، لباس زیر در باسن به نام wedgie بود و نه مد روز بود و نه راحت. در 20 سال آینده، چه کسی میداند که “تانگ” چه معنایی دارد؟ من آنقدر تخیل ندارم.
و کلمه “butch” را بگیرید. اگر می خواهید.
شوهرم چند هفته پیش موهایش بد شد و به دنبال راهی برای رام کردن موهای باقیمانده بود. او گفت: “من به مقداری موم بوچ نیاز دارم.” قهوه ام را در حالی که تصور می کردم او در حال رقصیدن با جان تراولتا در «گریس» بود، در حال رقصیدن با جان تراولتا در «گریس»، کشیدن شانه ای از جیب پشتش و عبور دادن آن از میان موهای صافش بود، در حالی که خود را در آینه عقب یک شوربای آشپزی نگاه می کرد، قهوه ام را خرخر کردم.
بسته و عمداً مردانه
میریام وبستر برای “butch” دو تعریف دارد: “عمداً مردانه” یا “نزدیک برش”. اولی به یک نگرش اشاره دارد، دومی به مدل مویی که منعکس کننده آن نگرش است و در دهه 1950 و 1960 محبوب بود. اما این اصطلاح به جز برای همه مردانی که به نام پل نیومن در آن نامگذاری شده اند، از بین رفته است بوچ کسیدی و ساندنس کید. این یک بوچ خوب بود.
شوهرم می گوید موم بوچ هنوز وجود دارد. او می گوید: «می توانید آن را در اینترنت پیدا کنید. من فقط شگفت زده هستم که در 86 سالگی، او همچنان به محصولات مو نیاز دارد.
کلمات جدید سالانه به فرهنگ لغت اضافه می شود، در حالی که کلمات قدیمی محو می شوند. در سال 2024، ما شاهد اضافه شدن اصطلاحاتی بودیم که در جوانی من هیچ ارتباطی با واقعیت نداشتند. «پناهنده آب و هوا»، «ربات چت» و «طومار عذاب» به خودی خود قابل توضیح هستند. اما «ترک بی سر و صدا» (برای ماندن در یک شغل اما محدود کردن میزان کاری که انجام میدهید)، «ریز» (جذابیت عاشقانه – مخفف کاریزما) و «چوموکراسی» (شبکهای از دوستان نزدیک) به توضیح بیشتری نیاز دارند. آنهایی از ما نگران گوه ها هستیم.
همراهی با فرهنگ به معنای همگامی با کلمات است
کلمات جهان ما را نامگذاری می کنند، واقعیت را منعکس می کنند و معنی را نشان می دهند. همراهی با فرهنگ به معنای همگامی با کلمات است. اما گاهی اوقات نمیخواهم ادامه دهم.
در سال 2007، فرهنگ لغت آکسفورد جونیور 40 کلمه در مورد طبیعت را حذف کرد که به گفته آنها کودکان امروزی به ندرت استفاده می کنند، مانند “آکورن”، “بلوب بل”، “سرس”، “حواصیل”، “پیچک” و “شنگ ماهی”. متأسفانه، این کلمات زیبایی با عباراتی که منعکس کننده فناوری هستند – «پهن باند»، «وبلاگ» و «چت روم» جایگزین شدند. این یک ضربه مستقیم به طبیعت وحشی در دفاع از تغییرات تکنولوژیکی بود. برای خیلی ها این پیشرفت نبود. بیش از 50000 نفر، از جمله نویسندگانی مانند مارگارت اتوود، طوماری را به انتشارات دانشگاه آکسفورد برای بازگرداندن این کلمات امضا کردند.
رابرت مک فارلین نویسنده و هنرمند جکی موریس به این جنجال پاسخ دادند کلمات گمشده، یک “کتاب طلسم” زیبا و بزرگ که کلمات حذف شده را با آثار هنری در مقیاس بزرگ و تمام رنگی و افسون های شاعرانه که جادوی هر کلمه گم شده را فرا می خواند جشن می گیرد. من آن را در قفسه کتابم دارم و اغلب آن را برای یکی از نقاشی های جادویی باز می گذارم.
مک فارلین هنگام معرفی کتاب گفت: «بیش از 50 درصد گونهها در حال زوال هستند. «و نامها، نامهای خوب، بهخوبی استفاده شده میتوانند به ما کمک کنند تا ببینیم و به ما کمک میکنند که مراقبت کنیم. برای ما سخت است که چیزی را دوست داشته باشیم که نمی توانیم نامی برای آن بگذاریم. و آنچه را دوست نداشته باشیم نجات نخواهیم داد.»
بچه ها به طور مرتب با اتاق های گفتگو مواجه می شوند. اما بیایید مطمئن شویم که حواصیل و سرخس را به خاطر می آورند. همانطور که گونه های بیشتری با انقراض روبرو می شوند، نیاز ما به استفاده از کلمات حیات وحش بیشتر می شود.
مات و مبهوت بودن
وقتی نوه ما 7 یا 8 ساله بود، کلمه “catawampus” را دوست داشت، همانطور که در “جوراب های من همه catawampus هستند.” تصور کلمه بهتری سخت است و من فکر می کنم او به دلیل صدای کمی احمقانه اش از آن لذت برد. من تشویق می شوم که ببینم آن را به جوان ترین نسل خدمت می کند، همانطور که به من و والدینم خدمت کرد. همه چیز تغییر نمی کند. (برای پیچیده کردن همه چیز، این کلمه “cattywampus” نیز نوشته می شود.)
کلمه مورد علاقه من در حال حاضر ممکن است “معجب” باشد، تا حدی به دلیل معنای آن – حیرت زده – که من اغلب در حال تماشای جهان سیاسی خود هستم، اما همچنین به دلیل حماقت متعالی آن. تابع ویرایش در سند ورد من این اصطلاح را نمی شناسد، اما من بهتر از آن گنوم الکترونیکی می دانم و رئیس من نیست. بنابراین من از آن استفاده خواهم کرد.
به عنوان یک کودک، از فکر زوم کردن یا توییت کردن، مات و مبهوت می شدم – اینها چیزهای کارتون های صبح شنبه بود که من آن ها را با لباس های شلواری تماشا می کردم، در حالی که برادرانم در کنارم بوی موم بوچ می دادند و کنار هم روی چیزی نشسته بودند که مادرمان می گفت: داونپورت Roadrunner زوم کرد و توییتی برد توییت کرد و همه ما خندیدیم – کلمه ای که خوشبختانه در طول قرن ها معنای شاد و پرشور خود را حفظ کرده است. باشد که قرن ها بیشتر زنده بماند.
حق چاپ 2024. پاتریشیا پریجاتل.