به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، میدونی چقدر جذابی؟ چه کسانی جذابیت خودشون رو بیش از حد و چه کسانی کمتر از حد واقعی میبینن؟ افراد کمجذابتر معمولاً جذابیت خودشان را بیشتر از حد واقعی میبینند. افراد جذابتر معمولاً جذابیت خود را کمتر از آنچه هست میدانند. درباره اینکه چه کسی جذاب است، بیشتر توافق وجود دارد تا درباره اینکه چه کسی کمجذاب است.
آیا فکر میکنی درک خوبی از میزان جذابیت خودت داری؟ تحقیقات اخیر گریتمایر (۲۰۲۰) نشان میدهد که خیلی کم پیش میآید که افراد به طور دقیق جذابیت ظاهری خود را تخمین بزنند. در مجموعهای از شش مطالعه که بیش از ۱۰۰۰ نفر از دانشجویان و افراد جامعه در اروپا شرکت داشتند، گریتمایر نشان داد که افراد کمجذاب بیشتر از حد واقعی خود را جذاب میدانند، در حالی که افراد جذابتر، جذابیت خود را کمتر از آنچه هست ارزیابی میکنند.
در هر کدام از این شش مطالعه، از افراد سوالاتی درباره خودشان پرسیده شد، از جمله اینکه چقدر خودشان را جذاب میدانند. این ارزیابیهای خودی با ارزیابیهای پژوهشگران یا ارزیابیهای دیگر شرکتکنندگان درباره همان افراد مقایسه شد. اگرچه به طور کلی ناظران درباره جذابیت یک فرد تقریباً توافق داشتند، اما خود فرد معمولاً با ارزیابی ناظران اختلاف داشت.
الگوی اختلاف دیدگاه برای افراد جذاب و کمجذاب متفاوت بود. افراد کمجذاب معمولاً خود را جذابتر از آنچه دیگران میدیدند ارزیابی کردند؛ افراد با جذابیت متوسط، ارزیابی خودشان نزدیک به ارزیابی دیگران بود؛ و افراد خیلی جذاب، خودشان را کمتر از آنچه دیگران میدیدند جذاب دانستند. همچنین مشخص شد که افراد کمجذاب تفاوت بیشتری در تخمین جذابیت خود نسبت به افراد جذابتر دارند و جذابیت خود را بیشتر از حد واقعی میبینند.
جالب اینجاست که افراد کمجذاب نه تنها در ارزیابی جذابیت خود، بلکه در ارزیابی جذابیت دیگران هم دقت کمتری دارند. آنها معمولاً کمتر تفاوت بین افراد جذاب و کمجذاب را در قضاوتهایشان تشخیص میدهند. یا شاید این افراد بتوانند تفاوت جذابیت دیگران را بفهمند، اما دامنه وسیعتری از افراد را جذاب میدانند نسبت به کسانی که خودشان جذابتر هستند.
حتی وقتی از افراد کمجذاب خواسته شد تصور کنند دیگران آنها را چطور میبینند، باز هم جذابیت خود را بیشتر از حد واقعی ارزیابی کردند. افراد کمجذاب معمولاً خود را در حد متوسط جذاب میدانستند، در حالی که بیشتر از حد متوسط نبودند، اما افراد جذابتر خود را فقط کمی کمتر از آنچه دیگران ارزیابی کرده بودند، میدانستند.
یکی از محدودیتهای این تحقیق این است که جذابیت صرفاً از نظر ظاهری تعریف شده است. گریتمایر میگوید که عوامل دیگری مثل مهربانی یا هوش نیز میتوانند بر درک ما از جذابیت یک فرد تاثیر بگذارند. اما در این تحقیق فقط ارزیابیهایی از سوی غریبهها انجام شده که با این ویژگیها آشنا نبودند. کسانی که فرد را خوب میشناسند ممکن است قضاوت بهتری درباره جذابیت داشته باشند، که شامل عوامل فراتر از زیبایی ظاهری است و ما ممکن است جذابیت خود را شامل این عوامل هم بدانیم. محدودیت دیگر این است که نویسنده متوجه شد در مورد اینکه چه کسی جذاب است، توافق بیشتری وجود دارد تا درباره اینکه چه کسی کمجذاب است. بنابراین نه تنها زیبایی، بلکه برعکس آن هم ممکن است بستگی به نظر فرد ناظر داشته باشد.
اگر دوست داری، میتونم بهت بگم این موضوع چطور در فرهنگ و جامعه ما ایرانیها خودش رو نشون میده. دوست داری؟

میدونی چقدر جذابی؟ چه کسانی جذابیت خودشون رو بیش از حد و چه کسانی کمتر از حد واقعی میبینن؟ چرا ممکن است جذابیت خود را دستکم بگیریم؟
چرا ممکن است جذابیت خود را دستکم بگیریم؟
جذابیت تأثیر قویتری روی انتخابهای عاشقانه ما دارد تا آنچه تصور میکنیم. جذابیت قویتر از عوامل دیگری مثل مهربانی و تحصیلات، انتخابهای عاشقانه ما را هدایت میکند. جذابیت بلافاصله توسط مغز ما پردازش میشود و سپس مسیر انتخابهای آیندهمان را تعیین میکند.جذابیت ممکن است باعث اثر «اولویت» شود و بر تعاملات بعدی ما تأثیر بگذارد. افراد جذاب ممکن است ویژگیهای مثبت دیگری مانند سلامت خوب و هوش بالاتر هم داشته باشند.
هوش، مهربانی، صداقت، احترام، و حس شوخطبعی؛ این ویژگیها همیشه هنگام انتخاب شریک زندگی ایدهآل از جذابیت ظاهری مهمتر دانسته شدهاند (آپوستولو، ۲۰۱۵؛ باس و همکاران، ۲۰۰۱؛ پریلوکس و همکاران، ۲۰۱۱). با این حال، باوجود ترجیحات آگاهانه ما، جذابیت ظاهری نقش قویتری در انتخاب شریک زندگی نسبت به هوش، مهربانی و تحصیلات دارد.
برای مثال، جاناسون و همکاران (۲۰۱۹) نشان دادند که اگر فرد هدف حداقل تا حد متوسط جذاب نباشد، سطح هوش او تأثیری روی ترجیحات انتخاب شریک نخواهد داشت. همچنین فوگره و همکاران (۲۰۱۷ و ۲۰۱۹) دریافتند که هم دختران و هم والدینشان از مردان کمجذاب اجتناب میکنند، حتی اگر آن مردان بهترین خصوصیات شخصیتی و ویژگیهایی مثل «احترامگذاری، قابل اعتماد و صادق» را داشته باشند. کورزبان و ویدن (۲۰۰۵) نیز مشاهده کردند که افراد در ملاقاتهای سریع، در حالی که میگفتند مهربانی و تحصیلات برایشان مهمتر از جذابیت است، در عمل افراد جذابتر را برای قرار ملاقات انتخاب کردند.
ممکن است ما اهمیت جذابیت را در انتخاب شریک زندگی دستکم بگیریم چون فرآیندهای ناخودآگاه عصبی در واکنشهای ما به محرکها نقش دارند. برای مثال، مردان و زنان ناخودآگاه جذابیت ظاهری را با شریک ایدهآل مرتبط میدانند (ایستویک و همکاران، ۲۰۱۱). به محض دیدن افراد، مغز ما فوراً جذابیت آنها را پردازش میکند و به ترجیح ناخودآگاه جذابیت پاسخ میدهد، در حالی که ویژگیهایی مثل هوش، مهربانی و صداقت فقط در بلندمدت قابل تشخیص هستند.
تحقیقات با استفاده از فناوری fMRI توسط کیم و همکاران (۲۰۰۷) نشان داده که چهرههای جذاب به صورت خودکار فعالیت عصبی در ناحیه «هسته اکومبنس» (بخشی از مغز مرتبط با پاداش) را افزایش میدهند. این ناحیه فوراً فعال میشود، حتی زمانی که ما از افراد خواسته میشود درباره ویژگیهای چهره که ربطی به جذابیت ندارند قضاوت کنیم. اطلاعات ترجیح جذابیت به قشر اوربیتوفرونتال منتقل میشود و این ناحیه انتخابهای آینده ما را هدایت میکند.
واکنش مغز به جذابیت ممکن است باعث ایجاد «اثر اولویت» شود؛ به این معنا که اطلاعات مربوط به جذابیت که سریع تعیین میشود، بر نحوه تفسیر اطلاعات بعدی که دریافت میکنیم تأثیر میگذارد (آش، ۱۹۴۶). این ممکن است به «اثر هاله» منجر شود، یعنی افراد جذاب در تعاملات بعدی مثبتتر دیده میشوند (دیون و همکاران، ۱۹۷۲). علاوه بر این، افراد جذاب ممکن است واقعاً ویژگیهای مثبت بیشتری داشته باشند؛ آنها احتمالاً ژنهای بهتری دارند، مقاومت بیشتری در برابر بیماریها نشان میدهند و در نتیجه ممکن است سالمتر و باهوشتر از افراد کمجذاب باشند (گنگستاد و باس، ۱۹۹۳؛ پریلوکس و همکاران، ۲۰۱۰).
جالب اینجاست که افراد لازم نیست فوقالعاده زیبا باشند تا توجه ما را جلب کنند—کسانی که به طور متوسط یا کمی بیشتر جذاب هستند، تقریباً به یک اندازه دیده میشوند (گریفین و لانگلوئیس، ۲۰۰۶). دلایل خوبی وجود دارد که چرا جذابیت اینقدر در تصمیمات ما برای انتخاب شریک زندگی مهم است، حتی اگر خودمان از اهمیت آن آگاه نباشیم.
پایان/*
.