خوشبختانه برای من و دیگرانی که زوجهای مضطرب را درمان میکنند، کسانی که برای درمان مراجعه میکنند این کار را میکنند زیرا شعله امید هنوز سوسو میزند. به طور دلگرم کننده ای، هر چقدر هم که امید آنها شکننده یا زودگذر باشد، می توان آن را به آسانی با کمک به شرکا برای اختصاص معانی جدیدی به درگیری هایشان تقویت کرد.
به عنوان مثال، به جای یک معیار تیره و تار که جدایی را پیشبینی میکند، میتوان پریشانی زوج را تجزیه کرد تا معانی شخصی نهفته در علل اصلی آن، بهویژه، تواناییهای مدیریتی نیازهای فردی هر یک از طرفین یا فقدان همان تواناییها – ناتوانیهای آنها را آشکار کند.
به طور خلاصه، شکست رابطه را می توان به عنوان مدیریت مزمن و ضعیف نیازهای شخصی توضیح داد که به درگیری طولانی، حل نشده و اغلب غیرقابل تحمل منجر می شود که به جدایی زوج ها اشاره می کند.
در سمت سانیر
بسیاری از زوجها احساس میکنند که برای کشف تسکین بسیار مورد نیاز یک تشخیص منسجم، قابل درک و قانع کننده از درگیریهای بیحسکننده و گیجکننده و دردناک خود، احساس میکنند که سختی سنگینی ندارند، گاهی اوقات حتی خوشحال میشوند. با نگاه درمانی به سبک مدیریت نیازهای فردی هر شریک، می توان توضیحات واضح، ملموس و مسببی را کشف کرد که به مداخلات درمانی بالقوه موثر اشاره می کند.
شان و لیزا – یک معمای مشترک زوجین
شان و لیزا 11 سال است که ازدواج کرده اند. اخیراً، لیزا شکایت می کند که شان به طور فزاینده ای دورتر و دست نیافتنی است. “شان بیش از حد کار می کند و وقتی در خانه است تمام وقت خود را با کامپیوتر می گذراند.” بدتر از آن، لیزا شان را متهم می کند که دیگر به او علاقه ای ندارد. “او اهمیتی نمی دهد … او من را از نظر جنسی نمی خواهد.” لیزا ادعا می کند که سعی کرده است که شان را به او پاسخ دهد، اما “هرگز” کار نمی کند.
لیزا به دلیل استیصال عاطفی و “اعتقاد” او مبنی بر اینکه شان بیگانه و دور از دسترس است، رابطه عاشقانه ای داشت که در نهایت ثابت شد تمرین بیهوده ای برای برآوردن نیازهای او بود. لیزا که بر ناامیدی او افزوده بود، شروع به وسواس در مورد پایان دادن به رابطه خود با شان کرد. همانطور که او گفت، “رابطه ما مسیر خود را طی کرده است. این بی عشق است.”
تصویر رقت انگیز لیزا از شان، هر چند دقیق باشد، صرفاً توصیفی تحقیرآمیز است که هیچ توضیحی ندارد، چه رسد به اینکه یک درمان باشد. علاوه بر این، اعتقاد او به اینکه شان مرتکب “جرایم زناشویی” شده است، متمرکز بر شان است، و در حالی که همدردی قابل درک را برمی انگیزد، لیزا به دلیل مدیریت ضعیف نیازهای شخصی “مجرم” است.
در عوض، لیزا باید مهارتهای مدیریت نیاز خود را به شیوهای تقویت کند که توجه شان را به مشروعیت انکارناپذیر نیاز او به نزدیکی عاطفی جلب کند. این را می توان به هر روشی انجام داد.
یک درخواست ساده
مدیریت مؤثر نیازهای شخصی با سرمایه گذاری احترام در شرکای ما آغاز می شود. به عنوان مثال، یک درخواست سریع و آسان برای لحظه ای از زمان آنها می تواند به خوبی کار کند. این ژست ساده، احترام کوچک اما مهمی را به شریکی که در حال گوش دادن است، می دهد و در نتیجه احتمال بازگشت متناسب آن شریک به احترام توجه به «مدیر نیاز» و آنچه را که می خواهد بگوید، افزایش می دهد.
به این سرمایه گذاری اولیه به عنوان تمرینی در مورد یک فکر کنید پرتو تعادل احترام به خود و شریک زندگی، جایی که هیچ چیز بدیهی تلقی نمی شود.
احیای اتصال
در مرحله بعد، برای زوجهایم در موقعیتهایی مانند لیزا و شان، من اغلب تمرینی را توصیه میکنم که در آن شریکها اشارهای هدفمند و دقیق به گذشتهشان میکنند، زمانی که آن زوج یک ارتباط عاطفی اوج یا فوقالعاده به یاد ماندنی را به اشتراک میگذاشتند، هر چند کوتاه یا مدتها پیش. ممکن است بوده باشد.
با اعمال این تمرین برای لیزا و شان، لیزا یک خاطره مثبت بازیابی میکند و به طور آشکار و آسیبپذیر توضیح میدهد که این تجربه چه احساسی در او ایجاد کرده است. لیزا که دستور داده فقط احساسات خود را هدف قرار دهد، از هر شکلی از متقاعد کردن، مطالبه کردن، اغوا کردن، تحقیر کردن، یا القای گناه برای تأثیرگذاری بر شان اجتناب می کند، و همچنین درباره تجربه شان اظهار نظر نمی کند.
برقراری ارتباط با نیازها
در حالی که ممکن است خطرناک باشد، عبارات بی باک و عمیق لیزا به عنوان پیش شرطی برای ایجاد یک ارتباط عاطفی در زمان واقعی و با کیفیت با شان عمل می کند. با برانگیختن دفاعیات شان، لیزا می تواند “فشار خیرخواهانه” بر شان اعمال کند تا معنای عمیقا شخصی ارتباط عاطفی گذشته خود را با او تصدیق کند. علاوه بر این، تلاشهای مستقیم و آشکار لیزا میتواند باعث شود که شان همان کار را انجام دهد و احساسات خود را آشکار کند.
در این جو بیطرفی عاطفی برنامهریزیشده استراتژیک، یا بهتر است، کسی که احتمالاً دعوتکننده و دوستانه است، لیزا به طور مؤثر نیاز خود را برای نزدیکی مدیریت میکند. او با شناسایی و به زبان آوردن عمیق ترین احساسات خود، ابتدا یک ارتباط یا یک “صمیمیت” در درون خود ایجاد می کند که سپس به عنوان یک پیش درآمد ضروری برای نزدیکی با شان عمل می کند. مسلماً، او با شناسایی و بیان عمیق ترین احساسات خود، به هیچ نزدیکی بیشتر از آنچه در ابتدا در درون خود ایجاد کرده است، نخواهد رسید.
با نشان دادن همزمان احترام به شان و خودش، توجه شان می تواند به طور ایمن و کاملاً به ارتباط عاطفی گذشته لیزا با او و اینکه چگونه برای او معنادار باقی می ماند جلب شود. در حال حاضر در زمین، لیزا می تواند اضافه کند که دوست دارد تجربه نزدیکی خود را تکرار کند. اگرچه او دقیقاً نمی داند چگونه، اما دوست دارد یاد بگیرد. علاوه بر احساس تعارف، شان ممکن است به آرامی احساس کند احساسات خود را آشکار می کند، زیرا نیازی به بسیج دفاعی خود ندارد. نکته مهم این است که لیزا با افشای آشکار خود از طریق مدیریت مؤثر نیازش، رفتار محترمانه را الگوبرداری کرده یا «هنجاری» کرده است.
پاداش های عالی انجام مبارزه خوب
درس لیزا این است که او می تواند عزت نفس خود را به عنوان نتیجه مطلوب تلاش های خود برای مدیریت مؤثر نیازهایش ایجاد کند. این شامل یادگیری تحمل هرگونه عدم قطعیتی است که ممکن است در نتیجه تلاش های او نقش داشته باشد. با این ذهنیت جدید، لیزا به طور فعال بلوغ عاطفی خود را از طریق مدیریت مؤثر نیازها و احساسات خود، مستقل از پاسخ شان به او ارتقا می دهد. لیزا به خاطر تلاشهایش، احتمالاً احترام خود و شان را به دست خواهد آورد و از این طریق هم برای او و هم برای شان جذابتر میشود.
آنچه من اغلب در کارم با زوجها میبینم این است که شرکایانی که بهطور مؤثر نیازهای فردی خود را مدیریت میکنند، به ایجاد یک محیط عاطفی قابل بازخرید، تقویتشده و سالم برای زوجها کمک میکنند که مذاکره، چانهزنی، سازش و پیشبینی را تشویق میکند. به عنوان یک انشعاب مثبت، شرکا به احتمال بیشتری نیازهای خود را برآورده می کنند زیرا زمانی که احترام متقابل وجود دارد، شرکا به احتمال زیاد نیازهای یکدیگر را برآورده می کنند.
اگر به جدایی فکر می کنید، امید من این است که قبل از انجام این کار موارد فوق را به دقت در نظر بگیرید. هر چقدر هم که مبارزات شما دشوار باشد، می توانید یاد بگیرید که آسیب وارد شده به رابطه خود را از طریق مدیریت خوب نیازهای شخصی ترمیم کنید و پاداش های غنی حاصل از انجام این مبارزه خوب را بدست آورید. زوجهایی که بر موانع سخت غلبه میکنند، به بلوغ میرسند و سلامتی تازهتر و معنای عمیقتری را به روابط اصلاحشدهشان وارد میکنند.