آیا تسلیم وسوسه میشوید و سرگرمی کوتاهمدت را انتخاب میکنید یا در مقابل آن مقاومت میکنید تا ارزش بلندمدت خود را حفظ کنید؟
این سوال گسترده که آیا میتوانیم خودکنترلی را اعمال کنیم، برای بسیاری از حوزههای زندگی ما مرتبط است. سلامت ما شامل پرهیز از غذاهای شیرین وسوسه انگیز به نفع یک رژیم غذایی سالم است. امور مالی ما شامل رد خریدهای فریبنده اما بیهوده به نفع سرمایه گذاری بلندمدت است. کسب و کار ما اغلب به انجام کارهای خسته کننده و ناخوشایند ضروری برای عملیات روزمره نیاز دارد. روابط شخصی ما گاهی اوقات ما را ملزم به گفتگوهای دشوار می کند و از وسوسه ماندن در وضعیت دنج اما غیرقابل اجرا اجتناب می کند.
با این حال، علیرغم وضعیت شبه قهرمانانه مرتبط با این اعمال خودکنترلی، من به شما می گویم که آنها در نهایت بیهوده هستند. درعوض، روشی بسیار مؤثرتر – و متأسفانه نادیده گرفته شده – وجود دارد تا اطمینان حاصل شود که انتخاب هایی را انجام می دهید که به نفع اهداف بلندمدت شما هستند.
خودکنترلی: اغلب به قدرت اراده تقلیل می یابد
خودکنترلی یک ویژگی مشهور است و فهمیدن دلیل آن کار سختی نیست. مشخص شده است که با موفقیت تحصیلی، درآمد بالاتر و سلامت بهتر ارتباط دارد. در واقع، “آزمون مارشمالو” معروف که کودکان پیش دبستانی را در یک اتاق دربسته با آب نبات خوشمزه تنها می گذارد و آنها را به چالش می کشد تا برای دریافت دومی آن را به مدت 15 دقیقه از خوردن آن خودداری کنند، یک مثال اساسی است – موفقیت در این کار پیدا شده است. برای ارتباط با موفقیت در زندگی بعدی
اما به یک بینش مهم توجه کنید: روش رایج بسیاری از ما برای تعریف خودکنترلی این است که آن را با قدرت اراده برابر میدانیم. تجربه ای را در نظر بگیرید که تقریباً همه ما می توانیم با آن ارتباط برقرار کنیم: شما می نشینید تا یک پروژه مهم را تکمیل کنید و قول می دهید که متمرکز بمانید. با این حال، چند دقیقه بعد، تلفن شما وزوز می کند. یک نگاه سریع به 20 دقیقه پیمایش تبدیل می شود. ناامید، خود را به خاطر نداشتن اراده سرزنش می کنید. آشنا به نظر می رسد؟
علاوه بر این، بسیاری از ما فردی را می شناسیم که می تواند تمرکز استثنایی داشته باشد و از افتادن در دام های مختلف دوپامین که دائماً ما را خنثی می کند اجتناب کند. تحسین کردن نیروی اراده آسان است زیرا بسیار واضح است: پشیمانی که به دلیل تسلیم شدن در برابر وسوسه احساس می کنیم بسیار فوری است و بنابراین ما به طور طبیعی مقاومت در برابر آن را بالا می بریم.
تحسین کردن نیروی اراده نادرست نیست. یک صفت شریف است با این حال، آن نیز یک منبع محدود است. این سوالات را در نظر بگیرید:
- یک ظرف کوکی پر از خوراکی های خوشمزه را روی میز آشپزخانه خود قرار دهید. هر روز صبح که از کنار آن می گذرید تا کی می توانید خودتان را از خوردن آن اجتناب کنید؟
- در ایمیل های بازاریابی روزانه از خرده فروشان مورد علاقه خود مشترک شوید. تا کی می توانید در برابر خرید چیزی که به آن نیاز ندارید مقاومت کنید؟
حتی اگر اراده شما آهنین باشد و بتوانید قهرمانانه 10 بار، 20 بار و حتی 100 بار در برابر این وسوسه ها مقاومت کنید، همیشه صد و یکمین بار خواهد بود که عزم شما را خواهد شکست.
فراتر از اراده: وضعیت خود را تغییر دهید تا وسوسه ها را از بین ببرید
پس چه باید کرد؟ خوشبختانه، راه بسیار مؤثرتری برای پایبندی به اهداف بلندمدت خود بدون نیاز به آزمایش مداوم اراده خود وجود دارد: به طور کلی از وسوسه ها دوری کنید. متغیر کلیدی که باید روی آن تمرکز کنیم این نیست که چقدر می توانیم در مقابل وسوسه ها مقاومت کنیم، بلکه این است که آیا خود را در موقعیت هایی قرار می دهیم که ما را از آنها دور می کند:
- چه می شود اگر به جای مقاومت در برابر میل به خوردن تنقلات خوشمزه اما ناسالم، در وهله اول هرگز آنها را به انباری خود راه ندهید؟
- یا، به جای اشتراک ایمیل های بازاریابی «فقط برای دیدن»، به طور کلی از آنها اجتناب می کنید؟
این روشها محدودیت کلیدی اعمال اراده را از بین میبرند: به جای اینکه خود را به چالش بکشید تا انگیزههای ناخواسته را مهار کنید، اکنون وضعیت خود را تغییر دادهاید تا به طور کامل از آنها اجتناب کنید.
در واقع، تحقیقات نشان میدهد که افرادی که خودکنترلی بهتری دارند، در واقع کمتر در موقعیتهایی قرار میگیرند که از آنها خواسته میشود تا با تلاش و کوشش خواستههای خود را مهار کنند. به عبارت دیگر، پایبندی موفقیت آمیز به اهداف بلندمدت با مقاومت فعالانه در برابر وسوسه انحراف به سمت حواس پرتی های کوتاه مدت همراه نبود، بلکه با عدم مواجهه با عوامل حواس پرتی همراه بود.
توجه داشته باشید که گاهی اوقات شهود ما در این مورد ما را فریب می دهد: در حالی که ما به طور شهودی کسی را تحسین می کنیم که با وجود داشتن یک ظرف کلوچه پر از آنها روی میز آشپزخانه اش در برابر خوردن کلوچه مقاومت می کند، اما تقریباً هیچ احساسی نسبت به مردی که تمام آثار کلوچه را از خانه اش حذف کرده است، نمی کنیم. . با این حال، دومی به احتمال زیاد موفقیت طولانی مدت را تجربه می کند.
ایجاد عادات برای موفقیت طولانی مدت از طریق تفویض اختیار
یکی دیگر از راه هایی که این بینش به ثمر می رسد، عادات است. عادات، کارهایی هستند که ما به طور خودکار، بدون فکر کردن انجام می دهیم – معمولاً تکرار رفتارهای گذشته ما هستند.
خوبی عادات این است که اگر ما عمداً عادت های خوبی بسازیم که به ما در دستیابی به اهداف بلندمدت کمک کند، می توانیم در خلبان خودکار پیشرفت کنیم. بدی عادت ها این است که اگر ناخواسته به عادت های بد بیفتیم، خلبان خودکار ما را از اهدافمان دورتر و دورتر می کند.
کلید ایجاد عادات خوب، انگیزه ما برای رسیدن به اهداف بلندمدت نیست. در واقع، من به شما می گویم که تفاوت انگیزه بین یک فرد موفق و کسی که شکست می خورد بعید است زیاد باشد. در عوض، تفاوت احتمالاً در طراحی عمدی موقعیتهایی است که انجام آنچه میخواهیم را برای ما آسان میکند و برای درگیر شدن در رفتارهای نامطلوب، اصطکاک و تلاش ایجاد میکند.
اگرچه ما میتوانیم این کارها را به تنهایی انجام دهیم، اما از طریق تفویض اختیار نیز میتوان آنها را بسیار مؤثرتر انجام داد. به عنوان مثال، هدف از حضور منظم در باشگاه را در نظر بگیرید – همانطور که اغلب گفته می شود “عادت سازی”. ما میتوانیم کارهایی را انجام دهیم که رفتن به باشگاه را برایمان آسانتر میکند، مانند ثبتنام در باشگاهی در نزدیکی خانهمان یا آماده کردن لباسهای ورزشی و کیف بدنسازیمان از شب قبل به طوری که رفتن به باشگاه در صبح سادهتر باشد.
با این حال، بسیار مؤثرتر خواهد بود که مسئولیت بردن هر روز به باشگاه را به خود واگذار کنیم. یکی از راه های انجام این کار ممکن است ایجاد یک پیمان با دوستانی باشد که هدف مشابهی دارند. این گروه می تواند متعهد شود که صبح ها یکدیگر را از خواب بیدار کنند و یکدیگر را در قبال حضور در سالن بدنسازی مسئول بدانند. راه دیگر برای انجام این کار، استخدام یک مربی شخصی برای ارائه پاسخگویی مشابه است.
این بینش در حوزههای مختلف زندگی و کار صدق میکند: زمانی که احساس میکنید از اینکه رفتارتان به اندازه کافی روی اهداف بلندمدت شما متمرکز نیست و اغلب به سمت حواسپرتیهای کوتاهمدت منحرف میشوید، ناامید میشوید، امید خود را به اراده خود معطوف نکنید. قدرت اراده شما یک وقفه موقت است، یک ویژگی انسانی شجاع است که می تواند ما را از دردسر دور نگه دارد، اما فقط موقتی. روانشناسی قدرت اراده به این معناست که ایده آل این است که هرگز از آن استفاده نکنید.