14:01 - 2024/10/23

تنوع افکار در زمان قطبی شده

[ad_1] دو شخصیت در گفتگوی سازنده به یک نتیجه بدیع می رسند منبع: تصویر ایجاد شده با استفاده از Canva توسط Amy Pham (2024) برای نشان دادن موضوع مقاومت در برابر تنوع افکار، می خواهم با مثالی از تحقیقات خودم شروع کنم. تنوع افکار نه تنها یک چا...

تنوع افکار در زمان قطبی شده

[ad_1]

تصویر ایجاد شده با استفاده از Canva توسط Amy Pham (2024)

دو شخصیت در گفتگوی سازنده به یک نتیجه بدیع می رسند

منبع: تصویر ایجاد شده با استفاده از Canva توسط Amy Pham (2024)

برای نشان دادن موضوع مقاومت در برابر تنوع افکار، می خواهم با مثالی از تحقیقات خودم شروع کنم. تنوع افکار نه تنها یک چالش در عرصه های اجتماعی و سیاسی است، بلکه در علم نیز همواره یک موضوع بوده است.

سال ها پیش، من یک مطالعه تحقیقاتی انجام دادم که نوادگان بازماندگان هولوکاست و نوادگان نازی ها را برای یک جلسه در دانشگاه هاروارد گرد هم آورد. بعداً این اثر را گسترش دادم تا شامل نوادگان برده‌داران و نوادگان برده‌داران شود.

فرضیه من این بود که هم نسل قربانیان و هم ستمگران تحت تأثیر بی عدالتی های گذشته قرار می گرفتند و من به دنبال کشف میراث روانی بی عدالتی تاریخی در هر دو گروه بودم.

اگرچه این یک مطالعه تحقیقاتی مبتنی بر تحقیقات علمی بود، اما خود این ایده با مقاومت قابل توجهی روبرو شد. برخی استدلال می‌کردند که این یک مورد معادل اخلاقی است، گویی صرفاً مطالعه تأثیر روانی بر هر دو گروه اولاد به نحوی دلالت بر این دارد که رنج قربانیان معادل اعمال ستمگران است.

مجبور شدم وقت بگذارم تا توضیح دهم که این فرض مطالعه نیست. بلکه هدف تحقیق بررسی سوالات است نه فرضیات. هدف بررسی این بود که چگونه هر دو گروه از فرزندان تحت تأثیر بی‌عدالتی تاریخی قرار گرفته‌اند، نه اینکه ادعای مسئولیت یا تجربه مساوی داشته باشند (Weissmark, 2012). در آن زمان، من همچنین به این موضوع توجه داشتم که چگونه این تحقیقات بحث برانگیز ممکن است بر بررسی دوره تصدی من تأثیر بگذارد، که اگرچه در نهایت موفقیت آمیز بود، اما با توجه به ماهیت حساس مطالعه، احساس خطر می کرد.

آنچه من با آن مواجه شدم فقط مقاومت در برابر محتوا نبود، بلکه در برابر ایده کاوش علمی آن بود. این تجربه منعکس کننده یک مشکل گسترده تر در جامعه امروزی است، به ویژه در محیط های دانشگاهی، که در آن موضوعات خاص به طور فزاینده ای غیرمحدود یا دارای بار احساسی بیش از حد برای بحث در نظر گرفته می شوند.

با این حال، علم سابقه طولانی در کاوش ایده هایی دارد که در ابتدا به عنوان تابو تلقی می شدند. شاید مشهورترین نمونه مقاومت در برابر تنوع افکار در علم، نمونه ای باشد که با نیکلاس کوپرنیک مرتبط است. هنگامی که کوپرنیک پیشنهاد کرد که زمین به دور خورشید می چرخد، با مخالفت شدید مقامات روبرو شد. کوپرنیک کمی قبل از مرگش تا سال 1543 منتظر ماند تا تحقیقات خود را منتشر کند.

تعداد کمی از مردم نظریه کوپرنیک را پذیرفتند که خورشید در مرکز منظومه شمسی قرار دارد، نه زمین. و افرادی که به این ایده اعتبار می‌دادند، متهم به بدعت بودند، مانند گالیله، که در سال 1633 به دلیل بدعت‌گذاری تحت تفتیش عقاید روم محاکمه شد و مادام العمر در حبس خانگی قرار گرفت.

با این حال، سرانجام، ایده کوپرنیک جرقه انقلابی در اندیشه علمی زد و درک ما از جهان را تغییر داد. علم همیشه مرزها را جابجا کرده است و آنچه زمانی بحث برانگیز بود اغلب به پایه و اساس دانش جدید تبدیل می شود.

محیط های آموزشی خفه شده در پردیس های کالج

پردیس‌های کالج به‌طور سنتی بستری برای توسعه و آزمایش ایده‌های پیشگامانه بوده‌اند. اینها مؤسساتی بودند که دانشجویان و اساتید برای به چالش کشیدن وضعیت موجود و آزمایش نظریه ها و فرضیه های جدید الهام گرفتند. با این حال، در سال های اخیر، پردیس ها به محیط های آموزشی خفه شده تبدیل شده اند.

نظرسنجی 2024 Knight Foundation-Ipsos که بین 7 و 28 مارس انجام شد، نشان می‌دهد که از هر سه دانش‌آموز دو نفر (1678=n) اکنون نگران بیان نظرات خود هستند. به طور مشابه، از هر سه دانش‌آموز، دو نفر در طول بحث‌های کلاسی، به‌ویژه در مورد موضوعات حساسی مانند جنسیت، نژاد یا مذهب، خودسانسوری را گزارش می‌کنند. همچنین، یک مطالعه اخیر هاروارد نشان داد که تقریباً نیمی از اعضای هیئت علمی در تعامل با این موضوعات بحث برانگیز مردد هستند (هاروارد، 2024).

اکثر دانشجویان بر این باورند که این خودسانسوری مکالمات آموزشی ارزشمند در محوطه دانشگاه را محدود می کند. علاوه بر این، اکثر دانش آموزان از هرگونه ابتکار در مدرسه خود با هدف ترویج بحث های مثبت بی اطلاع هستند (بنیاد نایت، 2024).

جو خودسانسوری و قطبی سازی عاطفی

این جو خودسانسوری در کلاس های درسی در محوطه های دانشگاهی، هدف آموزش عالی را خفه می کند: کشف دانش و توسعه تفکر انتقادی. این بی میلی فزاینده برای بیان نظرات در مورد موضوعات بحث برانگیز همان چیزی است که دانشمندان علوم اجتماعی از آن به عنوان “قطب بندی عاطفی” یاد می کنند. زمانی اتفاق می افتد که هویت عاطفی افراد عمیقاً با مسائل اجتماعی در هم می آمیزد و گفتمان عقلانی را تقریباً غیرممکن می کند.

هنگامی که باورهای افراد در مورد موضوعاتی مانند نژاد، جنسیت یا مذهب در هویت آنها مرکزی می شود، هر گونه چالش در برابر این باورها مانند یک حمله شخصی به نظر می رسد. در نتیجه، مکالمات به جای بحث های متفکرانه به بحث های احساسی تبدیل می شود. این پویایی رویکرد عینی به این موضوعات را تقریبا غیرممکن می کند.

برخی پیشنهاد کرده اند که راه حل این مشکل این است که به دانش آموزان نحوه مناظره و استدلال مؤثر را بیاموزیم. این ممکن است برای زیرمجموعه‌ای از افراد – کسانی که در محیط‌های متخاصم مانند سیاستمداران یا وکلا رشد می‌کنند – کار کند، این واقعیت را نادیده می‌گیرد که همه در شرایط برد-باخت خوب یاد نمی‌گیرند.

در حالی که آموزش به دانش‌آموزان چگونه به طور مؤثر بحث و گفتگو کنند می‌تواند ارزشمند باشد، به‌ویژه برای کسانی که در محیط‌های متخاصم برتر هستند، این تنها رویکرد نیست. روش علم تنوع من یک چارچوب مکمل ارائه می دهد. این روش با تشویق به کاوش متفکرانه در مورد مسائل پیچیده بدون فشار برای “برنده شدن”، جایگزینی برای کسانی که ممکن است در موقعیت های جنگی احساس راحتی کمتری داشته باشند، فراهم می کند. هر دو روش می توانند همزیستی داشته باشند و طیف وسیعی از ابزارها را برای درگیر شدن در گفتمان معنادار به دانش آموزان ارائه دهند.

روش علم تنوع: اجتناب از قطبش عاطفی

این چارچوبی است که به دانش‌آموزان یا دانشمندان یا دانشگاهیان محدود نمی‌شود. این روشی برای هر کسی است که به دنبال کشف موضوعات دشوار است – خواه در مورد تنوع، سیاست یا هر موضوع بحث برانگیز دیگری باشد. بر خلاف سایر طرح‌های تنوع، که اغلب با یک دستور کار از پیش تعیین شده ارائه می‌شوند، روش علم تنوع ریشه در روش علمی دارد. این افراد را تشویق می کند تا داده ها را جمع آوری کنند، فرضیه سازی کنند و فرضیات خود را آزمایش کنند (Weissmark, 2023). این طراحی شده است تا به افراد کمک کند تا موضوعات دارای بار عاطفی را بدون افتادن در دام قطب بندی عاطفی هدایت کنند (Weissmark, 2020؛ Weissmark, 2024)

از پنج اصل کلیدی تشکیل شده است:

  1. شواهد جمع آوری کنید: با جمع آوری شواهد تا حد امکان شروع کنید، حتی از منابعی که ممکن است با آنها موافق نباشید. این به حذف تعصب کمک می کند و درک جامع تری از موضوع را تضمین می کند.
  2. فرضیه ها را تدوین کنید: پس از جمع آوری شواهد، فرضیه های متعددی را تدوین کنید. فقط به چیزی که احساس درستی می کند بسنده نکنید. همه احتمالات را در نظر بگیرید
  3. فرضیات خود را آزمایش کنید: آزمایش مفروضات شما شامل تحقیق در مورد ادبیات یا اجرای یک مطالعه تحقیقاتی یا گوش دادن به دیگران، به ویژه آنهایی که دیدگاه های متفاوتی دارند، و دیدن اینکه فرضیه های شما چگونه عمل می کنند، می شود. این مستلزم فروتنی فکری و تمایل به اثبات اشتباه است.
  4. تعصبات چالشی: همه ما سوگیری هایی داریم، و آنها اغلب در تدوین فرضیه ها یا تفسیر داده ها مانع می شوند. این روش افراد را تشویق می کند تا در مورد تعصبات خود فکر کنند و فعالانه برای کاهش آنها تلاش کنند.
  5. به دنبال تفاهم باشید، نه پیروزی: هدف پیروز شدن در بحث نیست بلکه افزایش درک است. این رویکرد با تمرکز بر دانش به جای هویت عاطفی به کاهش قطبی شدن عاطفی کمک می کند.

نتیجه گیری

روش علمی مطمئن ترین ابزار ما برای افزایش دانش از زمان توسعه آن در دوران باستان بوده است. این یک روش پذیرفته شده جهانی است که در آزمون زمان ایستاده است و به بشریت کمک می کند تا جهان را درک کند.

در نهایت، دانشگاه ها و کالج ها قرار است مکان هایی باشند که دانش را پرورش می دهند. با این حال، در محیط قطبی شده امروز، دستیابی به این هدف دشوارتر می شود. روش علم تنوع راهی به جلو ارائه می دهد. این به دانشجویان، اساتید و مردم اجازه می دهد تا با موضوعات دشوار و بحث برانگیز به گونه ای درگیر شوند که مکالمات را به نبردهای احساسی تقلیل ندهد. در عوض، رویکردی مبتنی بر تحقیق، شواهد، دلیل و ذهن باز را ترویج می کند.

اگر قصد پرداختن به مسائل پیچیده تنوع را داشته باشیم – چه از نظر نژاد، جنسیت، مذهب یا ایدئولوژی سیاسی – می‌توانیم روش علمی را برای این بحث‌ها به کار ببریم. با انجام این کار می توانیم امیدوار باشیم که از قطبی شدن فعلی پیشی بگیریم و درک خود را از این موضوعات حیاتی ارتقا دهیم.

حق چاپ 2024 Weissmark کلیه حقوق محفوظ است

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان