[ad_1]
این پست توسط تارا سریرانگاراجان است.
ساعت 10 شب است و شما گوشی خود را به قصد ارسال پیامک قبل از خواب برمی دارید. چشم شما بلافاصله به سمت اپلیکیشن اینستاگرام کشیده می شود. به نظر میرسد چندین نوتیفیکیشن روی هم جمع شدهاند، بنابراین برنامه را باز میکنید تا آنچه را که از دست دادهاید بررسی کنید. قبل از اینکه متوجه شوید، انگشت شست شما از پیمایش خسته شده است، اکنون نیمه شب است و آن پیامک هنوز ارسال نشده است. بسیاری از ما احتمالاً این تجربه را داشتهایم که در وبگردی بیاهمیت غرق شدهایم. ممکن است متوجه نشویم که چقدر زمان گذشته است، و این تجربه میتواند در لحظه به طرز عجیبی آرامشبخش به نظر برسد، اما باعث میشود که ما احساس اضطراب، پریشانی یا گناه کنیم.
منبع: Magnus Mueller / Pexels
فناوری دیجیتال همیشه برای سلامت روان ما مشکل ساز نیست. برای مثال، تماشای ویدیوهای نشاطآور YouTube میتواند باعث شود ما احساس شادی، آرامش و گاهی اوقات حتی از نظر اجتماعی در ارتباط باشیم. تبادل میم های خنده دار با دوستانی که در آن سوی دنیا زندگی می کنند می تواند روز ما را روشن کند و پیوندهای اجتماعی را تقویت کند، که برای بهزیستی روانشناختی حیاتی است. این تجربیات نکته کلیدی را در اینجا برجسته می کند، و آن این است که از فناوری می توان برای ایجاد احساس بهتر یا بدتر استفاده کرد (و گاهی اوقات، تفاوت چندان واضح نیست). بنابراین، اگر بتوانیم در مورد نحوه تعامل گستردهتر با رسانههای اجتماعی و فناوری آگاهتر باشیم، این یک راه ساده برای بهبود رفاه ماست. بنابراین، یک چیز ممکن است تعجب کنید: عوامل مرتبطی که می توانند ترازو را به یک جهت یا جهت دیگر منحرف کنند و ما باید در نظر داشته باشیم چیست؟ سه عامل زیر را که ممکن است بیشترین تفاوت را ایجاد کنند در نظر بگیرید:
- محتوا، یا نوع مطالبی که با آن درگیر هستیم: خواندن اخبار می تواند به ما کمک کند تا از امور جاری مطلع شویم، اما همچنین می تواند عواقب ناخواسته ای داشته باشد که باعث ناامیدی یا غرق شدن ما شود. متعادل کردن محتوای منفی با محتوای مثبت یا خنثی می تواند در کاهش احساسات منفی مفید باشد.
- مدت زمانیا مدت زمانی که برای جذابیت صرف می کنیم: تماشای بیش از حد محتوای منفی می تواند باعث استرس شود، اما به طور مشابه، ساعت ها پیمایش در “حلقه های برجسته” هیجان انگیز دیگران نیز می تواند باعث ایجاد احساس ناکافی، حسادت یا در چرخه مقایسه اجتماعی در ما شود. مصرف محتوای آنلاین در تکه های کوچک زمان (با وقفه هایی در بین برای حضور در دنیای واقعی) می تواند به حفظ فاصله روانی بسیار مورد نیاز از دنیای آنلاین کمک کند.
- مال خودمون وضعیت عاطفی درونی در عین حال جذاب: محتوا و مدت زمان بیشتر با دنیای بیرونی یا ماهیت تجربه مرتبط با فناوری مرتبط است. با این حال، ما دنیای درونی یا حالت عاطفی نیز میتواند نقش مهمی در نحوه پردازش رسانههای اجتماعی و چگونگی احساس ما داشته باشد. دانشمندان از این نوع احساسات به عنوان «عاطفه اتفاقی» یاد میکنند، که نشان میدهد چه احساسی در یک زمان خاص، فراتر از تأثیر سناریویی که در آن قرار داریم. احساس ناراحتی یا ناراحتی، بسته به عوامل درونی از جمله وضعیت عاطفی/فیزیولوژیکی فعلی ما در آن لحظه، مانند اینکه آیا آن روز به اندازه کافی خوابیده ایم یا هنوز یک وعده غذایی خورده ایم. انتخاب تعامل با فناوری زمانی که در حال حاضر در وضعیت ذهنی مثبتی هستیم میتواند یک حائل عاطفی ایجاد کند که ما را از تحت تأثیر قرار گرفتن بیش از حد محتوای آنلاین باز میدارد.
استفاده از فناوری به عنوان نوعی تنظیم احساسات
روشی که ما برای درگیر شدن با فناوری انتخاب میکنیم، میتوان به عنوان نوعی تنظیم احساسات در نظر گرفت که به طیف وسیعی از فرآیندهای مورد استفاده برای مدیریت یا تغییر حالات عاطفی ما اشاره دارد. این تجارب مرتبط با فناوری در نحوه مستقیم تنظیم احساسات متفاوت است. به عنوان مثال، دسترسی به محتوای آنلاین که بسیار مثبت یا منفی است، راهی غیرمستقیم برای تغییر حالت عاطفی فرد در نظر گرفته میشود، زیرا انگیزه زیربنای آن رفتار اغلب شامل یک هدف مشخص از قبل برای تغییر احساسات فرد نمیشود. از سوی دیگر، پلتفرمهای خاصی مانند Calm (یک برنامه مدیتیشن) یا Day One (یک برنامه ژورنالنویسی) به طور خاص با هدف کمک به کاربران برای دستیابی به یک هدف مرتبط با احساسات مانند حالت ذهن آگاهی، پذیرش یا قدردانی طراحی شدهاند. به این ترتیب می توان آنها را به عنوان روش های نسبتاً مستقیم تنظیم احساسات از طریق استفاده از فناوری در نظر گرفت.
همچنین ممکن است از نظر تأثیرات عاطفی کوتاه مدت و بلندمدت درگیر شدن با فناوری دیجیتال، موازنه ای وجود داشته باشد. برای مثال، پیمایش در فیدهای خبری رسانههای اجتماعی در حال حاضر سرگرمکننده است، اما اگر منجر به اضطراب یا اعتماد به نفس پایین شود، میتواند اثرات منفی بر سلامت روان ما داشته باشد. ایجاد تعادل بین پیامدهای فوری و تاخیری استفاده از رسانه ما برای حفظ رابطه سالم با فناوری بسیار مهم است.
منبع: Soulful Pizza/Pexels
در پرتو این ملاحظات بسیار، چگونه میتوانیم تا حد امکان با فناوری دیجیتال تعامل کنیم؟ یک گزینه این است که به طور انتخابی استفاده خود را محدود کنیم و از پلتفرم های خاصی که به طور مداوم احساس بدی در ما ایجاد می کنند دوری کنیم. به عبارت دیگر، ما می توانیم در مورد ورودی های جهانی که اجازه می دهیم به سیستم عاطفی ما برسد، فعال باشیم. گزینه دیگر استفاده از ابزارهای رفاه دیجیتال مانند نظارت بر زمان صفحه نمایش، کنترل های اعلان و محدودیت های استفاده از برنامه است که می تواند به ما کمک کند تا به اهداف خود پایبند باشیم. در نهایت، این نکته نیز می تواند مفید باشد که به خاطر داشته باشید آنچه که ما آنلاین می بینیم به ندرت تصویری دقیق از واقعیت است. در واقع، بخش قابل توجهی از آنچه میبینیم، احتمالاً نمایشی است که دیگران دوست دارند ما ببینیم و باور کنیم. وقتی به روشهای عمدیتری با فناوری درگیر میشویم، ممکن است متوجه شویم که روشی که زمان خود را با آن ساختار میدهیم (و باورهایی که در مورد آنچه میبینیم شکل میدهیم) میتواند تأثیر مستقیمی بر احساس ما در طول و بعد از آن داشته باشد.
عملی کردن این برنامه ها چندان آسان نیست، اما مانند هر عادت دیگری، الگوهای مصرف رسانه های دیجیتال ما را می توان در طول زمان اصلاح کرد. انتخاب تعامل با فناوری به شیوه ای آگاهانه و مسئولانه گامی کلیدی به سوی پرورش یک زندگی عاطفی سالم تر است.
تارا سریرانگاراجان دکتری است. کاندیدای گروه روانشناسی دانشگاه استنفورد. او از رویکردهای تجربی بین رشتهای از جمله واقعیت مجازی، فیزیولوژی روانی، و تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) استفاده میکند تا بررسی کند که چگونه حالتهای هیجانی باعث تصمیمگیری و رفتار مصرفکننده میشود.
[ad_2]