09:57 - 2024/09/08

تنش بین زیبایی و فروتنی

[ad_1] بر اساس یک سنت شفاهی کهن، به یهودیان دستور داده شده است که خود را در انجام وظیفه دینی خود زیبا کنند. به آنها گفته می شود برای نواختن در مراسم مذهبی یک شاخ زیبا حک کنند و حاشیه های یک شال نماز را زیبا کنند. پوستی که کلام خدا بر آن ن...

تنش بین زیبایی و فروتنی

[ad_1]

بر اساس یک سنت شفاهی کهن، به یهودیان دستور داده شده است که خود را در انجام وظیفه دینی خود زیبا کنند. به آنها گفته می شود برای نواختن در مراسم مذهبی یک شاخ زیبا حک کنند و حاشیه های یک شال نماز را زیبا کنند. پوستی که کلام خدا بر آن نوشته شده باید زیبا باشد و کلماتی که در کتاب آسمانی نوشته شده است با مرکب زیبا با قلمی زیبا قلم زده شود. خود تورات باید در پارچه ابریشمی زیبا پیچیده شود.

یکی کردن زیبایی با تقدس توسط راهبان در قرون وسطی به نمایش گذاشته شد و آنها دستنوشته های منور را خلق کردند. و در سنت مسلمانان، زیبایی زبان و تصاویر قرآن به منظور افزایش درک متون مقدس است.

با این حال، بین زیبایی و فروتنی تنش وجود دارد.

آمیش ها بر این باورند که زیبایی شما را از خدا دور می کند و نمایش شخصی زیبایی اشکالی از غرور است، نوعی بت پرستی، زیرا فرد را به مهم ترین چیز و در نتیجه بالاتر از خدا تبدیل می کند. لباس‌های آمیش در خدمت اهداف کاملاً سودمند هستند. برای جلوگیری از پرورش حسادت یا حسادت، لباس به طور یکنواخت یکسان و کسل کننده است.

تنش بین فروتنی و زیبایی در دوره ادو (1603-1867) در ژاپن نیز وجود داشت. در آنجا نیز بیان فردی در فرهنگی که برای همبستگی و هماهنگی اجتماعی ارزش قائل بود، بی ارزش بود. در حالی که زیبایی بسیار مورد استقبال قرار گرفت، اعتقاد بر این بود که زیبایی هرگز نباید به عنوان راهی برای جلب توجه به خود استفاده شود. بنابراین، زینت شخصی باید به حداقل می رسید.

ژاکت های براده اشراف ادو از بیرون به طور یکنواخت و یکنواخت و یکنواخت بودند، سمتی که به دنیا نشان داده شد، اما در داخل، قسمتی که از دید عموم پنهان بود، رنگارنگ گلدوزی شده بودند. مردم عادی کلاً از پوشیدن ابریشم منع شدند. اما رونق دوره ادو ثروتی را به ارمغان آورد که قبلاً هیچ کس نبوده است و مردم شهر با پوشیدن کیمونوهایی که در بیرون از پنبه ساخته شده بود اما در داخل با ابریشم تزئین شده اندود شده بود راهی برای دور زدن قانون پیدا کردند.

زیبایی همان‌طور که در میان زنان آمیش این کار را می‌کرد، در آنجا چاره‌ای پیدا کرد. لحاف سازی با همان سادگی که در زندگی آمیش ها وجود داشت آغاز شد. اولین لحاف ها از یک رنگ تک رنگ – قهوه ای، آبی، سیاه یا زنگ زده ساخته می شدند. با این حال، از ابتدا، دوخت حاوی اشاره ای به زیبایی خلاقانه بود. نگه داشتن قطعات در کنار هم بخیه هایی بود که پرها، منحنی ها و شبکه های چرخشی ایجاد می کرد. زنان در حدود ظلم‌های مذهبی خود کار می‌کردند و رنگ‌ها، طرح‌ها و پارچه‌های جدید را تنها پس از تأیید عمومی اضافه می‌کردند. یک فرد هیچ تصمیمی توسط خودش یا برای خودش نگرفت. در نهایت، قطعه بندی به لحاف ها اضافه شد و رنگ های جدید پالت لحاف ها را گسترش داد.

تولید زیبایی ممکن است مورد انزجار قرار گیرد، ممکن است غیرقانونی باشد، ممکن است از مد خارج شود، اما همیشه راه خود را به زندگی مردم باز می کند، همانطور که آب به دریا راه پیدا می کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان