ما به خودمان افتخار می کنیم که منطقی ، حرفه ای و محدود باشیم. قرار است دفاتر مکان های بهره وری و دکوراسیون باشند که توسط سیاست های منابع انسانی و دستورالعمل های اخلاقی اداره می شوند. و با این حال ، در زیر سطح جلسات تیمی و کولر کولر آب ، Desire می تواند مانند استاتیک پس زمینه باشد – نامحدود ، اما غیرقابل انکار در آنجا.
هیجان انگیز است وحشتناک است و هنگامی که سوءاستفاده کرد ، به یک روش یا روش دیگر ، بسیار مخرب است.
هیولا بی نام
تنش جنسی در محیط کار اغلب مانند یک درخشش در ماتریس رفتار می شود – چیزی که نباید در یک محیط حرفه ای در آنجا باشید ، و بنابراین ، اینطور نیست. اما بیایید واقعی باشیم: انسان هنگام کشیدن نشان کارمند خود ، انسان را متوقف نمی کند. ما پیچیدگی عاطفی ، جسمی یا روانی و صفات تکاملی خود را در درب نمی ریزیم.
هنگامی که ما وانمود می کنیم که جذابیت در محل کار وجود ندارد ، ما آن را خنثی نمی کنیم – ما آن را به زیر زمین فشار می دهیم ، جایی که می تواند در بهترین حالت به رازداری ، شرم و سردرگمی بپیچد. و در بدترین حالت سلاح شود.
ریشه های تکاملی تمایل به محل کار
جذابیت فقط یک پدیده فرهنگی نیست. این زیست شناسی است. انسان برای اتصال ، ارزیابی ، تحسین و گاهی اوقات به یکدیگر سخت می شود. از نظر تکاملی ، جذابیت یک شکست اخلاقی نیست – این یک مکانیسم بقا است.
مواد تشکیل دهنده کار مدرن – اهداف مشترک ، تحسین متقابل ، نزدیکی ، شب های اواخر در مهلت ها را پرتاب کنید و یک کوکتل طبیعی برای شیمی دارید. سیم کشی باستانی ما تنظیمات دفتر قرن بیست و یکم و پیشرفت فمینیستی (یا LGBTIQ+) را پیش بینی نکرد.
اما این بخش اساسی است: زیست شناسی سرنوشت نیست. داشتن یک ضربه ، حتی به طور مکرر ، همان کار با آن نیست. مهم این است که چگونه ما آن احساسات یا خواسته ها را از نظر اخلاقی می شناسیم ، پاسخ می دهیم و از نظر اخلاقی مدیریت می کنیم.
قدرت و وب نامرئی
هنگامی که پویایی قدرت درگیر است ، جذابیت در محل کار به ویژه متهم و خطرناک می شود. روانشناسی تکاملی مدتهاست که وضعیت ، قد و صفات جسمی را با مطلوبیت در مردان مرتبط می کند. از نظر تاریخی ، قدرت اغلب به معنای دسترسی است ، و بقایای آن میراث هنوز اسکریپت های ناخودآگاه ما را شکل می دهد. در زنان ، جوانان ، نسبت هیپ کمر و همدلی اغلب به عنوان کریپتونیت ذکر می شوند.
اما در مکانهای کاری مدرن ، این جاذبه با نابرابری های ساختاری پیچیده است. یک کارمند ارشد ممکن است استعداد یک همکار خردسال را تحسین کند – و معتقد است که این احساس متقابل است – بدون اینکه تشخیص دهد که چگونه اقتدار آبهای رضایت را جلب می کند. آیا اگر یک نفر فرصت های دیگر را کنترل کند ، واقعاً متقابل است؟
حتی در فضاهای پست #MeToo ، این پویایی ها همچنان ادامه دارند. بعضی اوقات آنها به عنوان “معاشقه بی ضرر” از بین می روند. اما در حقیقت ، قدرت بدون بررسی جذابیت را به یک میدان مین تبدیل می کند – و این معمولاً فرد خردسال یا آسیب پذیر است که خطر را تحمل می کند. حتی اگر هیچ چیز آشفته نشود ، اما بر خلاف این تصور وجود دارد.
هیولا در سکوت شکوفا می شود
آرزو هنگام ظاهر شدن لزوماً خطرناک نمی شود. وقتی پنهان ، انکار یا برکناری شود ، خطرناک می شود. شرم و رازداری زمینه تولید مناسب برای رفتارهای مرزی است. در فرهنگ هایی که سکوت را پاداش می دهند و از ظرافت عاطفی دلسرد می شوند ، مردم برای حرکت به تنهایی به پویایی های تیره و تار باقی می مانند.
این امر به ویژه در مورد افراد عصبی صادق است – کسانی که اوتیسم هستند ، ADHD دارند یا در غیر این صورت سیمی متفاوت هستند. ظرافت های اجتماعی همیشه بصری نیست. آنچه برای یک شخص “واضح” به نظر می رسد ممکن است نامرئی یا عمیقاً گیج کننده به دیگری باشد. این می تواند منجر به سوء تفسیرهای ویرانگر یا سیگنال های از دست رفته شود. سکوت محافظت نمی کند. ایزوله می شود
در بیشتر موارد ، سکوت در خدمت قدرتمند است ، در حالی که آسیب پذیر ها برای حدس زدن غرایز خود را به دست می آورند – یا از این بدتر ، هنگام عبور از خطوط خود را سرزنش می کنند.
وقتی فرهنگ محل کار هیولا را تغذیه می کند
محیط های کاری سمی معمولاً با سوء استفاده آشکار شروع نمی شوند. آنها با ابهام شروع می شوند. یک چشمک اینجا تعارف در آنجا دعوت نامه ای که می تواند حرفه ای باشد … یا نه. و هنگامی که رهبران چشم بسته به این مناطق خاکستری می کنند ، هیولا رشد می کند.
غالباً ، مردان به اصطلاح “درخشان اما دشوار” پاس می شوند. استعداد آنها به عنوان ناراحتی که باعث دیگران می شود ، به نظر می رسد. این فرهنگ هایی را ایجاد می کند که زنان – به ویژه زنان جوان و جوان – باید نه تنها کار خود را بلکه کار عاطفی از بین بردن توجه ناخواسته بدون ایجاد امواج مدیریت کنند.
در این فضاها ، بار مدیریت میل به طور نامتناسب بر آسیب پذیرترین افراد قرار می گیرد ، در حالی که سیستم کسانی را که باید پاسخگو باشند ، محافظت می کند. به گفته این ، مردان قدرتمند و سالخورده نیز ممکن است در پایان بسیاری از پیشرفت ها ، بالقوه آزار دهنده باشند. با این حال ، قدرت و درآمد به این معنی است که اگرچه ممکن است پراکنده و همچنین ناخوشایند باشند ، بعید به نظر می رسد که به همان اندازه زنان در موقعیت های خردسال سنگین شوند.
نامگذاری روحیه را خراب نمی کند – این قدرت بازپس گیری است
راه حل این نیست که وانمود کنیم که جذابیت در محل کار اتفاق نمی افتد. نام آن است. نامگذاری شیمی را از بین نمی برد – باعث سردرگمی می شود. این ابزار به مردم می دهد تا پاسخ دهند ، مرزها را تعیین کنند و انتخاب های اخلاقی آگاهانه انجام دهند.
ما به رهبرانی احتیاج داریم که بتوانند از هوش هیجانی الگو بگیرند ، که نمی ترسند در مورد قدرت ، ایمنی و اخلاق بین فردی آشکارا صحبت کنند. ما به مکانهای کاری نیاز داریم که سواد عاطفی بخشی از سواد حرفه ای باشد.
این در مورد ممنوعیت میل نیست (موفق باشید!). این در مورد ایجاد محیط هایی است که افراد در آن احساس امنیت ، احترام و پاک کردن در مورد آنچه خوب است – و چه چیزی نیست.
رو به هیولا
تنش جنسی در محل کار جدید نیست و نادر نیست. اما وقتی از نامگذاری آن امتناع می ورزیم ، به سایه ها می لغزد – و این جایی است که جذابیت و تنش رشد می کند. ما نیازی به ترس از هیولا نداریم. اما ما باید متوقف شویم که وانمود کنیم که آنجا نیست.
بیایید ریشه های آن را تصدیق کنیم ، پیامدهای آن را درک کنیم و فرهنگ های کاری بسازیم که می تواند فضای لازم برای تجربه کامل و کثیف و انسانی را در خود جای دهد. از جمله میل از جمله ناراحتی و به خصوص – از جمله مکالمه.
زیرا هیولا جذابیت ندارد. هیولا راز و انزوا است.