[ad_1]

ریاست جمهوری دونالد ترامپ با یک سبک مدیریت منحصر به فرد مبارزات تعریف شده است که توسط سلسله مراتب سخت ، بی اعتمادی و کنترل محکم بر سازمان های دولتی و پرسنل آنها مشخص شده است. داگلاس مک گرگور ، یک روانشناس مؤثر سازمانی ، یک بار اعتقادات مدیریتی در پشت این رویکرد را “تئوری X” توصیف کرد ، چشم انداز که فرض می کند افراد ذاتاً تنبل هستند ، به نظارت مداوم نیاز دارند و فقط با پاداش و مجازات های خارجی انگیزه می گیرند. همانطور که دوران دولت ترامپ را بررسی می کنیم ، به طور فزاینده ای روشن می شود که استراتژی های حاکمیتی آنها از نزدیک با تئوری X هماهنگ هستند و به طور پیش بینی می توانند نتایج زیر حد را به دست آورند.
از روز اول در ترامپ 2.0 ، دولت وی ویژگی های کلاسیک مدیریت تئوری X را به نمایش گذاشته است: کنترل دقیق ، تهدیدها به عنوان انگیزه و عدم اعتماد به نفس فراگیر. اخراج مکرر مقامات ارشد ، انتقادات شدید عمومی و یک فضای تنبیهی همه در مورد فرضیات ترامپ در مورد انگیزه انسانی صحبت می کنند. به نظر می رسد وی کارمندان ، از جمله بوروکرات های دولتی و دیپلمات های فصلی را مشاهده می کند ، به عنوان مخالفانی که نیاز به همکاری ، کارگردانی و نظم و انضباط دارند. در ترامپ 1.0 ، این رویکرد اقتدارگرا منجر به گردش بی سابقه ، اختلال عملکرد عمیق سازمانی و احساس فراگیر عدم اطمینان در مؤسسات مهم مانند وزارت امور خارجه ، آژانس حفاظت از محیط زیست و وزارت دادگستری شد.
رهبران تئوری X ، همانطور که مک گرگور استدلال می کند ، اغلب محیطی را ایجاد می کند که نوآوری ، روحیه و همکاری خفه می شود. این پویا به ویژه در طول همه گیر COVID-19 قابل مشاهده شد ، زیرا تئوری دولت X مدیریت X به طرز فاجعه آمیز تلاش های بهداشت عمومی را تضعیف کرد. اصرار ترامپ در متمرکز کردن تصمیم گیری ، مشورت بر مشاوره تخصصی و صدور تهدید به جای تشویق وحدت نهادی ، منجر به پیام رسانی متناقض ، سردرگمی عمومی و اعتماد به نفس در علم شد.
این را با مدیریت تئوری y تضاد کنید ، فلسفی که فرض می کند کارگران غالباً به طور طبیعی انگیزه دارند ، قادر به جهت گیری خود هستند و در صورت فرصتی ، مشتاق به مسئولیت پذیری هستند. تحت نظریه Y ، رهبران به کارمندان خود اعتماد دارند ، آنها را در فرآیندهای تصمیم گیری درگیر می کنند و احساس هدف جمعی را تقویت می کنند. چنین رویکردی باعث ایجاد امنیت روانی می شود ، تفکر نوآورانه را تقویت می کند و اثربخشی سازمانی را تقویت می کند-فریادی دور از رویکرد سلسله مراتبی و ترسناک محور که مورد حمایت ترامپ قرار می گیرد.
تصور کنید اگر در ابتدای همه گیر ، دولت بیشتر از یک فلسفه نظریه y پذیرفته بود: مراکز توانمند سازی دانشمندان کنترل و پیشگیری از بیماری ، هماهنگی شفاف با کارشناسان بهداشت جهانی و تجمع مردم در مورد مسئولیت جمعی و نه سوء ظن. کشورها و کشورهایی که رویکردهای تئوری بیشتری را در پیش گرفتند – ایجاد مسئولیت عمومی و رعایت داوطلبانه – پیروی بهتر از اقدامات بهداشت عمومی و اعتماد بیشتر به موسسات.
اتکا به نظریه X به کنترل و مجازات نه تنها نوآوری را خنثی می کند بلکه یک پیشگویی از تحقق بخشیدن به کم کاری ایجاد می کند. کارمندان با بی اعتمادی رفتار دفاعی ، تحقق انتظارات منفی و تقویت چرخه بی اعتمادی دارند. درگیری های بی امان دولت ترامپ با کارمندان دولت شغلی و کارمندان دولتی ثابت کرد که کارمندان اختصاصی و متعصبانه ای که در غیر این صورت می توانستند در تصویب سیاست های مفید متحد باشند.
علاوه بر این ، پیامدهای رویکرد تئوری ترامپ X فراتر از کارآیی سازمانی صرف می شود – آنها اصول دموکراتیک را تهدید می کنند. دموکراسی ها به اعتماد و همکاری بین نهادها ، رهبران و شهروندان بستگی دارند. هنگامی که رهبران به طور مداوم سوء ظن و خصومت نسبت به بوروکراسی خود را بیان می کنند ، اعتماد عمومی به خود دولت را از بین می برند و باعث می شوند بدبینی اجتماعی و قطبش.
در مقابل ، یک تئوری y دولت ، ریشه در اعتماد ، احترام و همکاری دارد ، مقاومت نهادی را ایجاد می کند. کارمندانی که احساس ارزشمندی و احترام می گذارند ، به طور طبیعی تمایل به فراتر از و فراتر از آن دارند ، توسعه راه حل های نوآورانه و تقویت موسسات سالم تر و سالم تر.
همانطور که ما در مورد سالهای ترامپ تأمل می کنیم ، بینش مک گرگور بیش از راهنمایی سازمانی ارائه می دهد – آنها یک درس اخلاقی و سیاسی عمیق ارائه می دهند. حاکمیت صرفاً بر اساس تئوری X نه تنها پتانسیل نهادی را خنثی می کند بلکه باعث تضعیف بافت اجتماعی می شود که حاکمیت مؤثر به آن بستگی دارد. ادارات آینده باید به این درس توجه کنند ، و آگاهانه از اصول نظر نظریه اعتماد ، توانمندسازی و مسئولیت جمعی استفاده کنند.
در نهایت ، آمریکا سزاوار رهبری است که پتانسیل و ارزش ذاتی کارمندان و شهروندان عمومی خود را به رسمیت می شناسد. با رد محدودیت های باریک تئوری X و پذیرش خوش بینی مشترک نظریه y ، حتی اگر فقط به عنوان یک چک و تعادل ، بتوانیم ایمان را به نهادهای خود بازگردانیم و قول کامل حاکمیت مؤثر دموکراتیک را احیا کنیم.
[ad_2]