یادگیری چیز شگفت انگیزی است. این به ما کمک می کند کمتر نادان شویم، همدلی بیشتری ایجاد کنیم، سلامتی خود را بهبود بخشیم و حتی میزان جرم و جنایت را کاهش دهیم (Feinstein, 2008). با این حال، فقط در اندکی دانش یک خطر وجود دارد. هنگامی که شروع به یادگیری یک موضوع جدید می کنیم، دوپامین عجله می کنیم – هیجانی از هیجان از به دست آوردن اطلاعات جدید. متأسفانه، این هیجان می تواند ما را به اعتماد بیش از حد نسبت به آنچه می دانیم سوق دهد.
این پدیده «جهل نادانی» یا اثر دانینگ-کروگر است. یعنی هر چه از یک موضوع کمتر بدانیم کمتر متوجه می شویم که چقدر نمی دانیم. تا زمانی که تخصص بیشتری به دست نیاوریم نمی توانیم دانش خود را به دقت ارزیابی کنیم. این کار دشواری است زیرا یک دوراهی مضاعف ایجاد می کند: نه تنها دانش ناقص ما ما را به نتیجه گیری های نادرست سوق می دهد، بلکه همین اشتباهات ما را از تشخیص اشتباهات خود باز می دارد.
اثر دانینگ-کروگر گسترده است و می تواند منجر به تصمیم گیری ضعیف و ذهنیت ثابت شود. ما اغلب به آنچه فکر می کنیم منطقی است، اما در واقع، هنوز غریزه درونی است، تکیه می کنیم. این اعتماد به نفس بیش از حد میتواند باعث شود که ما کمتر به دنبال یادگیری بیشتر یا رشد حرفهای باشیم، زیرا از قبل احساس میکنیم در این موضوع موفق شدهایم. این ممکن است توضیح دهد که چرا بسیاری از کارشناسان، پادکستها و اینفلوئنسرها را میبینیم که حقایق سریع «آیا میدانستید» را به اشتراک میگذارند در حالی که بخش نظرات با «به همین سادگی نیست» یا «شما چیزهای ظریف را از دست میدهید» پر شده است.
منبع: Moose Photos/Pexels
چگونه تعصب خود را تشخیص دهیم
متأسفانه همه ما قربانی اثر دانینگ-کروگر می شویم. بنابراین، چگونه می توانیم آن را در خودمان تشخیص دهیم؟
آیا تا به حال به شما متهم شدهاید که «ادارهای» دارید؟ یا اغلب در حال «آموزش» دیگران هستید؟ اینها می توانند نشانه هایی از اثر دانینگ-کروگر باشند. از طرف دیگر، اگر به راحتی ایده های دیگران را رد می کنید زیرا فکر می کنید آنها نمی دانند در مورد چه چیزی صحبت می کنند، از خود بپرسید: واقعا چقدر می دانم؟
گزارش های خبری برخی از نمونه های خنده دار اعتماد بیش از حد را برجسته کرده اند. بسیاری از طرفداران ورزش معتقدند که می توانند تیم مورد علاقه خود را بهتر از مربی واقعی مدیریت کنند. تعداد بیشماری از علاقه مندان به DIY هر ساله به اتاق های اورژانس سر می زنند زیرا مهارت های بهبود خانه خود را بیش از حد برآورد می کردند. و به طرز شگفت آوری، تقریبا 50 درصد از مردان معتقدند که می توانند در شرایط اضطراری هواپیما را فرود بیاورند.
برای بررسی تعصب خود، با بررسی دوبار بررسی میزان شناخت شما در مورد یک موضوع شروع کنید. این به این معنی نیست که یک جستجوی Google برای تأیید تعصب خود انجام دهید (به عنوان مثال، «چرا تغییرات آب و هوایی فریب است») – همیشه می توانید چیزی برای حمایت از شما پیدا کنید. در عوض، به منابع گسترده تر مراجعه کنید. به عنوان مثال، مرور ساده صفحه ویکیپدیا در مورد تغییرات آب و هوا میتواند به سرعت به شما نشان دهد که موضوع چقدر پیچیده است.
نشانههای دیگر سوگیری عبارتند از احساس اینکه «به اندازه کافی میدانید»، به خود زحمت نمیدهید بررسی کنید که آیا موضعتان درست است یا نه، یا عدم کنجکاوی در مورد اینکه دانش شما در کجا ممکن است کم باشد.
اجتناب از تله دانینگ-کروگر
آزمودن دانش خود به این معنا نیست که باید دائماً به خود شک کنید، بلکه در مورد بازنگری دانش جدید به عنوان اولین قدم و کنجکاو ماندن است. هنگام گپ زدن با دیگران، با عباراتی روشن مانند «از آنچه می دانم»، «آنچه یاد گرفتم بود» یا «از همه جزئیات مطمئن نیستم، اما فکر می کنم…» شروع کنید. این رویکرد دو کار را انجام می دهد: باز می شود مکالمه را به جای تبدیل کردن به یک سخنرانی تقویت کنید، و شما را در ذهنیت رشد نگه می دارد و به شما یادآوری می کند که دانش شما همیشه در حال گسترش است.
علاوه بر این، خود را معلم خود بدانید. به کار خود چه نمره ای می دهید؟ آیا شواهد و استدلال کافی ارائه کردید؟ آیا چندین منبع را بررسی کردید؟ آیا نقطه مقابل را در نظر گرفتید؟ تشخیص اینکه چه زمانی از میانبرها استفاده میکنید یا زمانی برای عمیقتر کردن موضوع ندارید، میتواند کمک کند، همانطور که استفاده از عبارات واجد شرایط مانند «از آنچه میتوانم به یاد بیاورم» برای کمک به پرچمگذاری مناطقی که ممکن است به اطلاعات بیشتری نیاز داشته باشید، میتواند کمک کند. همیشه می توانید موضوعاتی را اختصاص دهید تا زمانی که زمان بیشتری دارید به آنها بازگردید.
یکی دیگر از راهبردهای مؤثر این است که دیگران را دعوت کنید تا در بحث های شما سوراخ کنند. اختصاص دادن شخصی به عنوان مدافع شیطان در جلسات می تواند بحث عمیق تر را تشویق کند، استدلال های بهتری ایجاد کند و به شما کمک کند از دام دانینگ-کروگر اجتناب کنید.
کنجکاو شوید
هنگامی که برای مرور مجدد آن موضوعات اختصاص داده شده وقت دارید، اجازه دهید کنجکاوی شما را هدایت کند. آن هیجان اولیه را زمانی که برای اولین بار چیز جدیدی یاد گرفتید، به یاد دارید؟ با جستجوی درک عمیق تر به جای عجله در تلاش برای “برنده شدن” یک بحث، به دنبال آن دوپامین باشید. از خود بپرسید: «این جالب است – چه چیز دیگری برای کشف وجود دارد؟ چه زمانی این درست نیست؟»
خواندن ضروری اثر Dunning-Kruger
یکی از تکنیک های قدرتمند برای پرورش کنجکاوی این است که به موضوعاتی نزدیک شوید که انگار برای باشگاه مناظره آماده می شوید. اما در این بحث، طرف مقابل استدلال خود را به شما اختصاص داده اند. این شما را وادار می کند تا تفاوت های ظریف را بررسی کنید، فرضیات را زیر سوال ببرید و برای دیدگاه های مخالف همدلی ایجاد کنید.
در نهایت، ساده ترین راه برای ایجاد حس کنجکاوی، استفاده از تکنیک “پنج چرا” است. اگر مدام بپرسید چرا، لایههایی از فرضیات را از بین میبرید و شکافهایی را در دانش و درک خود آشکار میکنید.
نتیجه گیری: چرا مهم است که روی زمین بمانیم؟
باز ماندن به شما این امکان را می دهد که به عنوان یک رهبر فروتن و فراگیر دیده شوید. به بازخورد توجه کنید. هنگامی که شروع به سخنرانی برای دیگران می کنید، مراقب نشانه هایی مانند چرخش چشم یا عدم درگیری باشید. هرچه بیشتر یاد بگیرید، آنچه را که نمی دانید با دقت بیشتری ارزیابی می کنید. همچنین متوجه خواهید شد که دانش شما در کجا صادق است و کجا هنوز شکاف دارید.
و به یاد داشته باشید، ثابت ماندن به این معنا نیست که به خودتان شک کنید، بلکه به معنای کنجکاوی ماندن و همیشه باز بودن برای یادگیری بیشتر است.