آلی در تلاش است تصمیم بگیرد که آیا می خواهد با شریک زندگی خود به شهر جدیدی نقل مکان کند یا خیر. توماس برای مقابله با اهمال کاری خود، که شغل او را تضعیف می کند، تلاش می کند. و جیک و ماریا نگران فروپاشی عاطفی پسرشان هستند اما مطمئن نیستند که چه کنند.
زندگی پر از مشکلات بزرگ و کوچک است، اما آخرین مشکل بزرگ می تواند 90 درصد از فضای مغز شما را جذب کند، زندگی روزمره شما را از مسیر خارج کند و باعث ایجاد اضطراب، عصبانیت یا افسردگی شود. در اینجا شش نکته وجود دارد که به شما کمک می کند تا در هر مشکلی پیش بروید:
1. برای اینکه احساس بهتری داشته باشید بهتر عمل کنید
وقتی مضطرب یا افسرده هستیم، مغز عاطفی ما به ما میگوید که برای انجام بهتر کار باید احساس بهتری داشته باشیم، اما اغلب، برعکس است: اگر به همان کار ادامه دهید، همان احساس را ادامه میدهید. در عوض، بهتر است برای احساس بهتر انجام دهید. در اینجا، Allie مشاغل و حقوق در شهر جدید را بررسی می کند. توماس یک دوست پاسخگو می گیرد تا به او کمک کند کار را به تعویق نیندازد. جیک و ماریا به دنبال یک کودک درمانگر برای کمک به پسرشان می گردند.
2. مشکل را در زیر مشکل پیدا کنید
اگر احساس می کنید در حل مشکلی گیر کرده اید، از خود بپرسید: مشکل زیر مشکل چیست؟ آلی تعجب می کند که چرا برای نقل مکان تردید دارد – آیا این موضوع در مورد شهر، رابطه یا چه چیزی است؟ همینطور به تعویق انداختن توماس. چه چیزی ممکن است باعث رفتار جیک و پسر ماریا شود؟ خیلی آسان است که به جای نگاه کردن عمیق تر، در سطح اول مشکل ناامیدی گیر بیفتید.
3. نحوه انجام هر کاری، نحوه انجام هر کاری است
ما تمایل داریم که در مدیریت روابط، استرس و احساساتمان تصمیم بگیریم. نگاه کردن به الگوهای بزرگتر اغلب راه خوبی برای به دست آوردن دیدگاه جدید است. آلی به یاد می آورد که چگونه یک رابطه قبلی را ترک کرد زیرا از تعهد مطمئن نبود یا اینکه چگونه در مورد تغییرات استرس داشت و آخرین حرکت بزرگ او را به یک فاجعه تبدیل کرد. توماس همیشه با اهمال کاری دست و پنجه نرم میکرده و به یاد میآورد که یکی از مشاوران مدرسه پیشنهاد میکرد که ممکن است ADHD داشته باشد. جیک متوجه میشود که وقتی با موقعیتها و تصمیمهای سخت مواجه میشود، به راحتی احساس میکند که غرق میشود و خاموش میشود.
دیدن این الگوهای “همه چیز” به تعریف مجدد مشکل کمک می کند: ممکن است آلی نیاز داشته باشد بر تعهد تمرکز کند، نه شهر، و توماس روی ADHD احتمالی. جیک باید از ماریا حمایت کند تا بتوانند برای کمک به پسرشان با هم همکاری کنند.
4. هیچ اشتباهی وجود ندارد
آلی نگران است که از هر تصمیمی که بگیرد پشیمان شود. توماس می داند که دارو ممکن است به ADHD کمک کند، اما نگران عوارض جانبی آن است. جیک و ماریا مطمئن نیستند که به دنبال چه نوع درمانگری برای فرزندشان باشند.
یکی دیگر از راههایی که به راحتی میتوان به دردسر افتاد، وسواس در مورد ساخت آن است درست است تصمیم گیری تعداد کمی از تصمیمات در زندگی برگشت ناپذیر هستند. شما اجازه دارید نظر خود را تغییر دهید آلی می تواند حرکت کند یا نه، یا می تواند برود و بر اساس اتفاقات بعدی برگردد. توماس می تواند دارو را امتحان کند یا در عوض با یک مربی زندگی کار کند و ببیند آیا تفاوتی ایجاد می کند یا خیر. جیک و ماریا میتوانند توصیههایی برای برنامهریزی مشاوره برای کودکان درمانگر دریافت کنند. اگر مناسب نیست، می توانند شخص دیگری را امتحان کنند.
5. به دنبال چیزهایی باشید که از دیدنشان اجتناب می کنید یا نمی بینید
وقتی افراد یا زوجها را میبینم، به دنبال چیزهایی میگردم که درباره آنها صحبت نمیکنند، همانقدر که انجام میدهند. اغلب، راه حل مشکل آنها در چیزی است که از آنها اجتناب می کنند – کارهایی که نمی توانند انجام دهند، جایی که نمی خواهند بروند. برای آلی، ممکن است در مورد تعهد، حرکت، یا زخم های ناشی از رابطه گذشته او باشد. از نظر توماس، به جای سرزنش کردن رئیسش یا این واقعیت که او حمایتی را که در کودکی نیاز داشت، دریافت نکرده است، باید بپذیرد که غیرقابل اعتماد است. برای جیک و ماریا، این در مورد این واقعیت است که آنها هرگز به طور کامل با والدین یکسان نبودهاند، اما هرگز آشکارا در مورد آن صحبت نکردهاند و همچنین درباره رفتار نگرانکننده پسرشان صحبت نکردهاند.
باز هم، این در مورد گناه یا بی کفایتی نیست، بلکه عقب نشینی و دیدن چیزی است که در تصویر بزرگتر گم شده است. در سطح مشکل، ممکن است در مورد چیزی باشد که شما امتحان نکرده اید یا به آن فکر نکرده اید. در سطحی بزرگتر، ممکن است به الگوهای بزرگتری مربوط باشد که شما را عقب نگه میدارند – اینکه شما از رویارویی اجتناب میکنید، نمیتوانید خشم خود را کنترل کنید، به گذشته نگاه میدارید. یا در مورد اضطراب است: یاد بگیرید که از منطقه راحتی خود خارج شوید، کاری را انجام دهید که تمایلی به انجام آن ندارید و به جایی بروید که نمی خواهید بروید.
6. صادق باشید
وقتی نمی دانید چه کاری باید انجام دهید، پیش فرض این است که عقب نشینی کنید و با خود و دیگران صادق باشید. روی آنچه واقعاً احساس میکنید، این احساس ممکن است به چه معنا باشد و آنچه بیشتر از همه میخواهید در این موقعیت، زندگی و رابطهتان تغییر کند، تمرکز کنید. اشکالی ندارد که با ایده آل شروع کنید و به سمت عملی حرکت کنید. مهمترین بخش این است که صمیمانه باشد.
شما آن را دارید. ببینید چه چیزی طنین انداز می شود و مایل به آزمایش باشید. این در مورد مشکل نیست، بلکه نحوه برخورد شما با آن است.