منبع: Keira Burton / Pexels / با اجازه استفاده شده است
خودشیفتهها افرادی هستند که از اختلال شخصیت خودشیفته رنج میبرند و بر اساس انجمن روانپزشکی آمریکا قابل تشخیص هستند. راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ویرایش پنجم متن (همچنین به عنوان “DSM-5-TR™” یا فقط “DSM-5®” شناخته می شود).
قلدرها افرادی هستند که رفتار قلدری را اعمال می کنند، که توسط اتحاد ضد قلدری به عنوان «آزار مکرر و عمدی یک فرد یا گروه توسط فرد یا گروه دیگری، که در آن رابطه مستلزم عدم تعادل قدرت است، توصیف می شود. قلدری می تواند فیزیکی، کلامی یا روانی باشد. این می تواند چهره به چهره یا آنلاین اتفاق بیفتد.' توجه داشته باشید که در ایجاد تمایزات زیر، این دو مفهوم به طور گسترده در تضاد هستند. تفاوت های ظریف و همپوشانی در رفتارها وجود دارد.
چه تفاوت هایی دارند؟
1. نقش مخاطب
- قلدرها برای تحت تأثیر قرار دادن به مخاطب نیاز دارند
قلدری معمولاً یک رفتار گروهی است و به طور کلی شامل سه نقش مختلف است: آغازگر (کسانی که قلدری میکنند)، هدف (کسانی که مورد قلدری قرار میگیرند)، و تماشاگران (کسانی که شاهد قلدری هستند)، همانطور که توسط کریستینا سالمیوالی ارائه شده است.
- خودشیفته ها در خفا عمل می کنند
افراد خودشیفته بسیار مشتاق هستند که تأثیر خوبی بر دنیای بیرون بگذارند. آنها ماسک می زنند و وانمود می کنند که مهربان، خنده دار و سخاوتمند هستند. پشت درهای بسته، جایی که فعالیتهای کنترلی در حال انجام است، میتوانند با خیال راحت خودشان باشند و آزاردهنده احساسی باشند
2. فرآیند متفاوت است
- روند قلدری منطقی و زمانی است
قربانی یک قلدر رفتار پرخاشگرانه ای را نسبت به آنها تجربه خواهد کرد. این برای “محاکمه” مناسب بودن آنها است. اگر آنها با ترس پاسخ دهند، قلدر با قلدری واقعی موفق خواهد شد، که به دنبال آن انگ می شود، جایی که قربانی به طور عمومی تحقیر یا مورد تایید قرار می گیرد. این منجر به ترومای شدید می شود که می تواند مادام العمر باشد.
- سوء استفاده از خودشیفتگی به صورت چرخه ای انجام می شود
این چرخه با «بمباران عشقی» آغاز میشود، و به دنبال آن کاهش تدریجی ارزش، قبل از رد کردن قربانی و دور انداختن قربانی خود، اغلب با انفجاری عظیم آغاز میشود. سپس مرحله هوور / درگیر شدن مجدد، جایی که دوباره از نو شروع می شود، دنبال می شود.
3. نقش ها و ادراک
نقش قلدر روشن است و به راحتی قابل تشخیص است، زیرا رفتار آنها سازگار است.
ویژگی دستکاری سوء استفاده از خودشیفتگی به این معنی است که سردرگمی زیادی وجود دارد. یک روز خودشیفته کامل است، روز بعد آنها رگه های پست خود را نشان می دهند. قربانیان اغلب به خود به عنوان کسانی که در نتیجه آتش زدن گاز و سرزنش شدن در اشتباه هستند، شک دارند.
4. بازی های قدرتی
- تعادل قدرت بین قلدر و قربانی وجود دارد
قلدرها همیشه فردی را انتخاب می کنند که ضعیف تر، کوچکتر و تأثیرگذارتر باشد.
- خودشیفته ها چالش ها را انتخاب می کنند
یک خودشیفته هدفی را انتخاب می کند که می تواند از طریق ثروت، زیبایی یا هوش به تصویر خود بیافزاید. اما همچنین فردی با ویژگی های همدلانه، که به آنها اجازه می دهد خود ظالم خود باشند و بارها و بارها مورد بخشش قرار گیرند. با گذشت زمان، شریک زندگی، دوستان یا کودکان احساس خود را از دست داده و به فردی تبدیل میشوند که خودشیفتهها به راحتی میتوانند بر آنها تسلط پیدا کنند.
5. پتانسیل تغییر
- قلدرها می توانند یاد بگیرند که رفتار خود را تغییر دهند
اگر قلدرها تمرکز خود را تغییر دهند و از مهارت های خود برای حمایت به جای سرکوب دیگران استفاده کنند، می توانند مربیان خوبی باشند یا در موقعیت های رهبری پیشرفت کنند. با این حال، آنها باید تمایل داشته باشند و معمولاً در طول فرآیند تغییر خود به حمایت (درمانی) نیاز دارند.
- تغییر اختلال شخصیت خودشیفته امکان پذیر نیست
ذاتی NPD فقدان همدلی و اعتقاد بزرگ به اینکه «همیشه حق با آنهاست» است. ناتوانی نارس در مسئولیت پذیری و سرزنش مداوم دیگران، آنها را از کار روی خود برای ایجاد تغییرات باز می دارد.
مقابله با قلدرها و خودشیفته ها چالش برانگیز است. اگر می دانید با چه چیزی سر و کار دارید، قدم بردارید. سوء استفاده را گزارش کنید، در مورد پاسخ مفیدی از طرف خود صحبت کنید و هرگز فکر نکنید که این شما هستید که مقصر هستید.
به خصوص هنگامی که در معرض سوء استفاده از خودشیفتگی قرار می گیرید، مهم است که در مورد ویژگی های آنها و نحوه محافظت از خود بیشتر بدانید.