حدود 60 درصد از مردم در سراسر جهان می گویند که دوست دارند چیزی در مورد شخصیت خود تغییر دهند. این خواسته چیزی بیش از تفکر آرزو نیست – این نشان دهنده آرزوی عمیق انسانی برای تبدیل شدن به نسخه های بهتر ، سالم تر و برآورده تر از خودمان است. همچنین یک حقیقت ناراحت کننده را تصدیق می کند: در حالی که ما اغلب به شخصیت ثابت می دانیم ، ممکن است از آنچه قبلاً اعتقاد داشتیم قابل انعطاف باشد.
چرا این موضوع مهم است؟
از آنجا که شخصیت فقط مجموعه ای از صفات نیست-این مجموعه ای از الگوهای ماندگار است که سلامت جسمی ، بهزیستی عاطفی ، روابط و حتی مسیرهای شغلی ما را شکل می دهد. به عنوان مثال افراد وجدان تمایل به زندگی طولانی تر دارند. برونگراها اغلب رضایت اجتماعی بیشتری را تجربه می کنند. و افراد دارای عصبی بودن ممکن است در برابر اضطراب و افسردگی آسیب پذیرتر باشند. شخصیت ، به عبارت دیگر ، مهم است.
سیگموند فروید یک بار اظهار داشت که یک زندگی سالم انسان به اطراف می چرخد ”Lieben und Arbeiten” – به عشق و کار. شخصیت ، از بسیاری جهات ، شکل می دهد که چقدر در هر دو موفق هستیم. این امر تأثیر می گذارد که آیا ما دلبستگی های محکمی ایجاد می کنیم ، کارمندان قابل اعتماد باقی می مانند ، درگیری را به خوبی مدیریت می کنیم و از طریق استرس مقاومت می کنیم.
آیا Phineas Gage تغییر کرده است؟
داستان Phineas Gage ، یک کارگر راه آهن قرن نوزدهم که از یک آسیب ویرانگر مغز جان سالم به در برد ، اغلب به عنوان چشمگیرترین مورد روانشناسی تغییر شخصیت ذکر می شود. پس از عبور آهن در جمجمه خود ، دوستان ادعا كردند كه گج “دیگر گج” نیست – گزارش می دهد كه وی تحریک آمیز ، بی ادب و غیرقابل اعتماد است. برای بسیاری ، Gage نمایانگر شکنندگی شخصیت و ارتباط آن با مغز است.
اما آنچه برای Gage اتفاق افتاد ، نمونه ای از تغییر شخصیت ارادی نیست. این تصادفی ، عصبی و احتمالاً آسیب زا بود. تحول او – اگر به طور چشمگیری اتفاق می افتد همانطور که اغلب گزارش می شود – انتخاب نشده ، برنامه ریزی شده یا مورد نظر نبود. این یک تمایز اساسی است.
اراده در مقابل تغییر غیر عمدی
غیر عمدی تغییر شخصیت اغلب در نتیجه تروما ، بیماری یا اختلال در زندگی اتفاق می افتد. ممکن است افراد از جنگ ، سوءاستفاده یا بیماری مزمن مانند یک فرد متفاوت احساس کنند – گاهی اوقات برای بهتر ، گاهی اوقات برای بدتر. اما در این موارد ، این تغییر اغلب به آنها تحمیل می شود.
وخیم از طرف دیگر تغییر شخصیت عمدی است. این شامل خودآگاهی ، تعیین هدف و تلاش اغلب پایدار است. یک فرد خجالتی ممکن است به آرامی خود را به سمت تعامل اجتماعی تر سوق دهد. شخصی که دارای عصبی بودن است ممکن است ذهن آگاهی یا استراتژی های رفتاری شناختی را برای آرام تر و مقاوم تر تمرین کند. بر خلاف تغییر غیر عمدی ، تغییر اراده آژانس را فرض می کند.
آنچه تحقیقات می گوید
متاآنالیز اخیر از 30 مطالعه طولی که شامل بیش از 7،700 شرکت کننده است ، بینش جدیدی در مورد زمینه رو به رشد تغییر شخصیت ارادی (VPC) ارائه می دهد. این بررسی بین افرادی که به سادگی هدف تغییر و کسانی را که در مداخلات ساختاری شرکت کرده بودند ، متمایز کرد.
جالب اینجاست که صرفاً مایل به تغییر فقط با تغییر شخصیت واقعی همراه بود. با این حال ، مداخلات طراحی شده برای حمایت از تغییر شخصیت ، مؤثر بودند و اثرات کوچک و متوسط را به همراه داشتند و حتی اثرات قوی تری نیز در پیگیری مشاهده می کردند. این تغییرات شخصیتی همچنین با پیشرفت در بهزیستی مرتبط بوده است ، و نشان می دهد که تغییر نه تنها ممکن است بلکه به طور بالقوه تحول پذیر است. اگرچه هنوز هم یک منطقه نوظهور است ، این یافته ها دلگرم کننده است و به نیاز به اکتشافات بیشتر در مورد آنچه که کار می کند ، برای چه کسی و چرا است.
تمایل به تغییر
تغییر شخصیت عمدی به معنای تبدیل شدن به شخص دیگری نیست – این در مورد تبدیل شدن به بیشتر کسانی است که می خواهیم باشیم. این اغلب با شیفت های کوچک شروع می شود: انتخاب صحبت کردن در یک جلسه ، به دنبال یک برنامه ، یا وقت گذاشتن برای تأمل به جای واکنش. با گذشت زمان ، این رفتارهای مکرر می توانند در صفات ماندگار تقویت شوند.
تغییر شخصیت خواندن ضروری است
و در حالی که ممکن است همه افراد بخواهند و یا نیاز به تغییر داشته باشند ، برای کسانی که انجام می دهند ، پیام روانشناسی مدرن واضح است: تغییر امکان پذیر است. ممکن است سریع یا آسان نباشد ، اما با قصد و پشتیبانی ، می توانیم الگوهای خود را بازنویسی کنیم – و با این کار ، زندگی خود را تغییر شکل دهیم.
پایان
شخصیت ممکن است سرنوشت نباشد ، اما مطمئناً بر آن تأثیر می گذارد. با نیت ، خودآگاهی و پشتکار ، ممکن است ما قادر به تغییر بیشتر از گذشته باشیم.
© کوین بنت ، دکتری ، 2025