تعیین مرزها نه تنها برای رفاه عاطفی بلکه برای تقویت روابط سالم بسیار مهم است. با این حال، بسیاری از ما متوجه میشویم که اگرچه تعیین مرزها مهم است، اما همیشه آسان نیست. به خصوص زمانی که این مرزها توسط کسانی که دوستشان داریم به عنوان بی ادبانه یا بی دلیل اشتباه گرفته شوند.
مرزها می توانند مانند نور خورشید عمل کنند که به شکوفایی روابط کمک می کند، یا می توانند مانند نمک روی ریشه ها عمل کنند و باعث پژمردگی همان روابط شوند. همه چیز به نحوه تنظیم آنها بستگی دارد. و اینجاست که عبارت «خورشید باش، نه نمک» وارد بازی میشود – که استعارهای است به ما یادآوری میکند که میخواهیم نیروی مثبتی برای اطرافیانمان باشیم و نه یک نیروی منفی.
چرا مرزها برای داشتن روابط سالم ضروری هستند؟
مرزها فقط یک ابزار احساسی نیستند. آنها برای سلامت کلی ما ضروری هستند. تعیین حد و مرز به معنای دور نگه داشتن افراد نیست، بلکه به معنای خوب نگه داشتن خود است. مانند حفظ فضای شخصی خود به آن فکر کنید. همانطور که بدن ما برای احساس امنیت به فضای فیزیکی راحت نیاز دارد، ذهن ما نیز به اقدامات محافظتی مشابهی نیاز دارد.
طبق یک مطالعه اخیر در مورد فضای شخصی، ما مرزهای عاطفی داریم که علاوه بر فاصله فیزیکی که احساس راحتی می کند، احساس امنیت می کنیم. وقتی فردی بیش از حد به فضای شخصی ما تهاجم فیزیکی یا احساسی می کند، می تواند باعث ناراحتی شود و ما را به عقب نشینی یا بدتر از آن عصبانی کند. آنچه این مطالعه به وضوح نشان داد این است که ناراحتی که در یک موقعیت احساس میکنیم، روشی است که بدن ما به ما میگوید که به جای اینکه اجازه دهیم آن موقعیت تحمل شود، باید یک مرز مشخص شود (ولش و همکاران 2019).
مطالعه اخیر دیگری نشان داد که خانواده هایی با مرزهای سالم به نام “انسجام” بهتر می توانند استرس و تعارض را کنترل کنند. در این خانواده ها، احساس نزدیکی بدون خفه شدن و تعادلی وجود دارد که به استقلال هر فرد احترام می گذارد. مرزها، زمانی که به درستی، پیوسته و محترمانه تنظیم شوند، می توانند افراد را به جای اینکه آنها را دور کنند، نزدیک تر کنند (کو و همکاران 2018).
چگونه بدون “نمکی کردن” رابطه، مرزها را تعیین کنیم
اغلب، دلیل این که ما حد و مرز تعیین نمی کنیم بسیار ساده است، “من نمی خواهم یک مرز تعیین کنم، زیرا آسیب می رساند (را کسی که بهش اهمیت میدم) احساسات.» اما از طریق تمرین، آموختهایم که راههایی برای تعیین حد و مرز وجود دارد که کمتر به ریشههای دیگران «نمک» میزند.
1. کلمات خود را به حساب بیاورید
شفاف و دلسوز باشید. تعیین حد و مرز مربوط به مهربانی و احترام به خود و دیگران است. یک نکته عالی این است که به جای گفتن «در حال حاضر نمیتوانم با شما کنار بیایم»، چیزی نرمتر را امتحان کنید، مانند «من به مدتی برای شارژ مجدد نیاز دارم تا بتوانم بیشتر در کنار شما باشم». این یک تغییر کوچک است، اما می تواند تفاوت چشمگیری در نحوه درک مرز ایجاد کند.
2. ناراحتی را به عنوان یک سیگنال تشخیص دهید
اگر در یک مکالمه احساس ناراحتی می کنید، اغلب نشانه ای است که از یک مرز در حال عبور است (ولش و همکاران 2019). این می تواند به سادگی یک قدم به عقب رفتن باشد – به معنای واقعی کلمه یا مجازی. به عنوان مثال، اگر یک مکالمه بیش از حد داغ می شود، چیزی شبیه این بگویید: «من واقعاً برای رابطه مان ارزش قائل هستم و نمی خواهم این موضوع به مشاجره تبدیل شود. بیایید این گفتگو را یک بار دیگر ادامه دهیم.» این یک روش ملایم برای محافظت از فضای عاطفی خود بدون رانده کردن طرف مقابل است.
3. نیت مثبت را فرض کنید
یکی از سختترین واکنشها برای کنترل، تمایل ما به تصور بدترین حالت زمانی است که کسی به یک مرز واکنش ضعیفی نشان میدهد. حقیقت این است که تعیین حد و مرز می تواند برای هر دو طرف سخت باشد. اما با فرض نیت مثبت، با این باور که طرف مقابل در صدد صدمه زدن به شما نیست، بلکه ممکن است خودش احساس آسیب کند، هدایت گفتگو آسانتر میشود. اغلب اوقات، زوج های تازه ازدواج کرده نیاز دارند که مرزهای سالمی را با خانواده شوهر خود ایجاد کنند. «نه مامان، نمیتوانی بدون اینکه به ما اطلاع بدهی وارد خانه میشوی. ما دوست داریم که در کنار نوه ها باشید، فقط وقتی قصد بازدید دارید به ما اطلاع دهید.”
مدیریت فشار برگشت: وقتی مرزهای شما به عنوان “نمک” در نظر گرفته می شود، چه کاری باید انجام دهید
مرزها، زمانی که به طور متفکرانه تعیین نشوند، می توانند به عنوان طرد شدن توسط دیگران تلقی شوند. این امر به ویژه در هنگام تلاش برای تعیین حد و مرز با والدین رایج است. در واقع، این واکنش در خانوادههایی رایج است که در آن درگیر شدن، یک اصطلاح به معنای درگیر شدن بیش از حد در زندگی یکدیگر است.
Boundaries Essential Reads
ما نمی توانیم نحوه دریافت مرزها را کنترل کنیم، فقط نمی توانیم نحوه تعیین آنها را کنترل کنیم. گاهی اوقات ما بهترین کار را انجام می دهیم و ممکن است نتیجه برای هر دو طرف عالی نباشد. لطف داشته باشید، صبر و شکیبایی را تمرین کنید و از محل مراقبت و شفقت به برقراری ارتباط ادامه دهید.
بنابراین، چه کاری می توانیم انجام دهیم؟ در اینجا یک نکته مفید وجود دارد: سپاسگزاری را روان صحبت کنید. به آنها بگویید که برای نگرانی آنها ارزش قائل هستید اما همچنین باید از فضای خود محافظت کنید. به عنوان مثال، “من قدردان این هستم که چقدر به من اهمیت می دهید، اما باید کمی برای خودم وقت بگذارم تا زمانی که با هم هستیم بهترین خود باشم.” به این ترتیب، احساسات آنها را تأیید میکنید و در عین حال به نیازهای خود وفادار میمانید.
نکات عملی برای مرزها که به شکوفایی روابط کمک می کند
تعیین مرزها آزمون و خطای زیادی است. این نیاز به تمرین و حوصله زیادی دارد، اما در اینجا چند تکنیک وجود دارد که به من کمک کرده است:
- از کارهای کوچک شروع کنید و اعتماد به نفس ایجاد کنید
اگر در تعیین مرزها تازه کار هستید، با چیزی کم ریسک شروع کنید. مانند «نه» گفتن به دعوتنامهها زمانی که به زمان نیاز دارید. “الان زمان خوبی نیست، امیدوارم متوجه شده باشید.”
- با آن بچسبید
مرزها زمانی موثرتر هستند که به طور مداوم در موقعیت ها اعمال شوند. مرزهای خود را به عنوان دری به خانه خود تصور کنید. اگر کسی بخواهد بدون در زدن وارد شود، و شما گاهی اوقات به او اجازه ورود بدهید، اما به دیگران اجازه ورود نمی دهید، در مورد اینکه چه زمانی اشکالی ندارد وارد شود، گیج می شود. سازگاری کلیدی است. “ما دوست داریم وقتی می آیی، تنها چیزی که می خواهیم این است که به ما اطلاع بدهی.”
- خونسردی خود را حفظ کنید و در جاده بالا بروید
وقتی کسی مدام سعی میکند از مرزهای شما عبور کند، بهتر است جادههای بلند را انتخاب کنید. “خونسردی خود را حفظ کنید” یک مانترا است. به خود بگویید: “آنها واقعاً مرزهای ما را در این خانه درک نمی کنند.” درست مانند اجازه دادن به سگ گل آلود روی مبل در برخی خانه ها مجاز است و در برخی دیگر مجاز نیست.
نتیجه گیری
آنچه سالها تحقیق به ما آموخته است این است که مرزها هدیهای هستند – نه فقط برای خودمان، بلکه برای افرادی که به آنها اهمیت میدهیم. با تعیین محدودیتهای واضح و دلسوزانه، میتوانیم روابطی ایجاد کنیم که واقعاً شکوفا شوند. به یاد داشته باشید، امروز روز خوبی برای انجام کارهای خوب است، نه فقط برای دیگران، بلکه برای خودتان نیز. بنابراین، با تعیین مرزهایی که هم رفاه شما و هم بهزیستی اطرافیانتان را تقویت می کند، «هر کاری که می توانید انجام دهید».