آیا می توانید متوجه شوید که آیا یک قاتل در کنار هم زندگی می کند؟ در مورد دو قاتل چطور؟
بیشتر ما دوست داریم چنین فکر کنیم ، به خصوص اگر این جنایات طی سالهای متمادی انجام شود ، فرصت های بی شماری برای تشخیص ارائه می دهیم. با این حال ، واقعیت این است که اعتقاد ما به دنیای عادلانه و “عادی” می تواند مانع از شناخت علائم رفتارهای جنایتکار شود ، حتی اگر سرنخ ها درست در مقابل آنها باشند. و حتی اگر آنها آن را مورد توجه قرار دهند و یک مشکل بالقوه را تشخیص دهند ، غریزه برای درگیر شدن می تواند مانع از این شود که آنها بر اساس نگرانی های خود عمل کنند.
پرونده فرد و رز وست
بین سالهای 1967 و 1987 ، فرد و رز وست حداقل 12 نفر را به قتل رساندند و چندین مورد دیگر مورد سوءاستفاده قرار گرفتند ، و بسیاری از خشونت ها در خانه آنها در خیابان 25 کرومول در گلوستر انگلیس اتفاق افتاد. دلایل زیادی وجود دارد که باعث می شود غرب ها بتوانند تا مدت طولانی با رفتار جنایتکارانه خود از بین بروند ، از انتخاب عمدی قربانیان آسیب پذیر که بلافاصله از دست نمی روند ، تا دقیق اجساد موجود در خانه و باغ در خیابان کرومول ، استفاده از مهارت های فرد وست را به عنوان یک سازنده.
در حالی که سرزنش این جنایات کاملاً مربوط به فرد و رز وست است ، ممکن است هنجارهای اجتماعی و تعصبات افرادی که در اطرافشان زندگی می کنند ، برای اقدامات خشونت آمیز غرب ها دشوارتر شده و بر آنها عمل کرده است. چندین همسایه و آشنایان گزارش دادند که جوانان ، به ویژه زنان جوان ، در خانه غرب زندگی می کنند و تقریباً یک شبه از بین می روند.
یکی از همسایگان به مطبوعات گفت که او با یک دختر جوان صحبت کرده است ، که می گوید در شماره 25 زندگی می کند اما از آن متنفر است و می خواست به بیرون حرکت کند. بعد از آن گفتگو ، آنها هرگز او را دیگر ندیدند. همان همسایه گزارش داد که در شب با صداهایی از خانه غرب از خواب بیدار شده و شنیدن یک زن جوان گریه می کند. با این حال ، آنها آنچه را که شنیده اند تا دیرتر گزارش ندادند.
چرا هیچ کس قدم نگذاشت؟
هنگامی که با هم مشاهده می شود ، ممکن است این یک مورد واضح برای تشخیص مشکل و مداخله به نظر برسد. با این حال ، دلایل مختلفی وجود دارد که ممکن است این اتفاق نیفتاده باشد ، از جمله تعصب عادی و اثر رهبر.
1. تعصب عادی
هیچ کس نمی خواهد اتفاقات بد رخ دهد یا اتفاقات شیطانی درست باشد. این فقط طبیعت انسانی است. به گفته تویانا و ناگامین (2022) ، تمایل به عدم تهدید به وضعیت یا “طبیعی” می تواند ما را به دست کم گرفتن احتمال بد اتفاق بیفتد-حتی در مواجهه با شواهد مهم که اتفاق بدی رخ می دهد.
بنابراین ، همسایه فرد و رز وست که با دختر وحشت زده صحبت می کرد ، ممکن است غریزه داشته باشد که چیزی “خاموش” است – اما ممکن است آنها نمی خواستند باور کنند ، یا حتی قادر به درک آن نبودند ، جدی بودن آنچه در واقع در شماره 25 اتفاق می افتد. این نشان می دهد که آنها ممکن است تحت تأثیر تعصب عادی قرار بگیرند ، جایی که حقیقت خیلی آرزو شده بود تا درک شود. در نتیجه ، آنها ممکن است این احتمال را که ترس دختر نتیجه هر چیز شوم ، مطابق با یافته های Toyana & Nagamine (2022) بوده است ، دست کم گرفته اند ، و فرض می کنند که دلیل آن باید غیر مشکل باشد ، حتی اگر آنها واقعاً نمی دانستند که چیست.
این را می توان در یک مثال دیگر مشاهده کرد ، که در آن یک دختر نوجوان خواسته بود از طریق خانه همسایه از مسیر عقب استفاده کند زیرا او از رفتن از خانه غربی می ترسید. همسایه بعداً به مطبوعات محلی گفت كه این دختر از چیزی ترسیده است ، اما آنها تصور نمی كردند كه از او سؤال كنند ، دوباره نشان می دهد كه آنها نمی خواهند باور كنند كه این می تواند چیز جدی باشد.
2. اثر رهبر
اثر رهگذر می تواند باعث شود مردم تصور کنند که شخص دیگری در یک وضعیت مشکل ساز اقدام خواهد کرد ، به این معنی که آنها مجبور نیستند خودشان عمل کنند. این ممکن است مانع از این شود که کسانی که در حدود 25 خیابان کرومول زندگی می کنند ، از هرگونه نگرانی که ممکن است داشته باشند ، حتی اگر تشخیص داده اند که یک مشکل جدی وجود دارد ، عمل کنند.
بنت ، بانیارد و گارنارت (2014) طیف وسیعی از موانع بالقوه برای مداخله توسط رهگذر ، از جمله انتشار مسئولیت ، ترس از قصاص و عدم تمایل به نقض هنجارهای اجتماعی را شناسایی کردند. همسایه ای که از شنیدن یک زن جوان فریاد زد ، اظهار داشت که او از هنجارهای اجتماعی منطقه آگاه است و این نوع مکانی نبود که همسایگان با یکدیگر صحبت کنند. این امر به طور بالقوه مانع قابل توجهی برای مداخله خواهد بود ، زیرا در مورد آنچه از خانه غربی شنیده بودند ، این هنجارهای اجتماعی را نقض می کرد و همسایه را وادار می کرد تا سر خود را از بالای حاشیه اجتماعی بالا ببرد.
نظریه انتخاب منطقی (Lovett ، 2006) نشان می دهد که همسایگان احتمالاً قبل از انتخاب خود ، جوانب مثبت و منفی مداخله را اندازه می گرفتند و طیف وسیعی از عواملی را در نظر می گرفتند که بر لزوم اقدام تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، یکی از همسایگان به مطبوعات گفت که همانطور که یک زن در خیابان 25 کرومول حضور داشت ، به او اطمینان داده شد و احساس کرد که نیاز به مداخله (یا “دخالت” ، همانطور که او آن را توصیف کرد).
البته ، ما اکنون می دانیم که زنی که در آنجا زندگی می کند ، رز وست ، در واقع در رفتار جنایتکار شرکت کرده بود – اما به همسایه ای که سعی داشت ذهن خود را در مورد آنچه باید انجام دهد ، درک کند ، قابل درک است که چرا ممکن است در آن زمان مانند یک استدلال قانع کننده به نظر برسد. این امر مسئولیت مسئولیت یا حداقل ظاهر یک را فراهم می کند.
چه چیزی می توانیم از پرونده غربی یاد بگیریم؟
در نهایت ، فرد و رز وست در نتیجه دو چیز گرفتار شدند. اولا ، فرزندانشان شجاعانه در مورد سوءاستفاده هایی که در خانه در خیابان کرومول اتفاق افتاده بود و خانواده “شوخی” کردند که خواهرشان هدر در زیر پاسیو دفن شده بود ، صحبت کردند.
ثانیا ، هنگامی که بچه ها صحبت کردند ، مردم آنها را گوش می دادند و به آنها اعتقاد داشتند ، از جمله مددکاران اجتماعی ، معلمان و سرانجام افسران پلیس. این امر اهمیت نه تنها اقدام بلکه گوش دادن به کسانی را که شجاعت صحبت کردن را پیدا می کنند ، برجسته می کند.
برای روشن شدن ، تنها افراد مسئول جنایات فرد و رز وست خود این زوج هستند. با این حال ، از این پرونده چیزهای زیادی در مورد چگونگی تشخیص آنچه در اطراف ما اتفاق می افتد و بر موانع مداخله غلبه می کند ، آموخته می شود.
امیدوارم که هرگز مورد دیگری مانند غرب ها وجود نخواهد داشت – اما یادگیری از آنچه در خیابان کرومول اتفاق افتاده است به این معنی است که اگر دوباره اتفاق بیفتد ، امیدوارند که افراد اطرافشان مجهز شوند تا بتوانند آن را مورد توجه قرار دهند و اقدام کنند.