19:58 - 2025/05/26

تعریف مجدد بزرگسالی | روانشناسی امروز

[ad_1] ما به عنوان یک جامعه ، خودمان را در چهارراهی بین سنت و درک علمی پیدا می کنیم. در حالی که علوم اعصاب فاش کرده است که مغز انسان تا حدود 25 سالگی به طور کامل بالغ نمی شود ، سیستم حقوقی ما همچنان به درمان بچه های 18 ساله به عنوان بزرگس...

تعریف مجدد بزرگسالی | روانشناسی امروز

[ad_1]

ما به عنوان یک جامعه ، خودمان را در چهارراهی بین سنت و درک علمی پیدا می کنیم. در حالی که علوم اعصاب فاش کرده است که مغز انسان تا حدود 25 سالگی به طور کامل بالغ نمی شود ، سیستم حقوقی ما همچنان به درمان بچه های 18 ساله به عنوان بزرگسالان کاملاً شکل گرفته ادامه می دهد. این قطع ارتباط بین قانون و زیست شناسی تضادهای بی شماری در نحوه برخورد با جوانان ایجاد می کند – سازمانهایی که نشان می دهد زمان بررسی مجدد متفکرانه از زمان شروع بزرگسالی است.

علمی که دیگر نمی توانیم نادیده بگیریم

تصویربرداری مدرن مغز بینش بی سابقه ای در مورد رشد انسان به ما داده است. قشر جلوی مغز-مدیرعامل مغز ما ، مسئول برنامه ریزی ، کنترل تکانه و درک پیامدهای طولانی مدت-حالات در حال توسعه به خوبی در اواسط بیست و یکم ما است. این یک جزئیات جزئی نیست ؛ این برای نحوه تصمیم گیری و ارزیابی ریسک اساسی است.

وقتی میزان تصمیماتی را که از افراد 18 ساله می خواهیم در نظر بگیریم ، این رشد مداوم مغز غیرممکن می شود. ما از مردم می خواهیم تا با استفاده از تجهیزات عصبی که هنوز به طور کامل مونتاژ نشده اند ، انتخاب کنند که تمام زندگی آنها را شکل دهد.

الگویی از تناقضات

سیستم فعلی ما یک کلاس کارشناسی ارشد در تضادهای اجتماعی است و نشان می دهد که ما می دانیم که بچه های 18 ساله واقعاً بزرگسال نیستند-اما ما از پذیرش مداوم آن امتناع می ورزیم.

پارادوکس رای گیری: ما به افراد 18 ساله حق رأی دادن اعطا می کنیم ، و برخی حتی از این سن حمایت می کنند. با این حال ، هنگامی که رأی دهندگان جوان انتخاب می کنند گروه های خاصی با آنها مخالف هستند ، آنها به عنوان ساده لوح ، ایده آل ، یا “تلقین” رد می شوند. این شناخت انتخابی بلوغ بر اساس پیامدهای سیاسی ثابت می کند که ما در واقع به قضاوت آنها اعتقاد نداریم – ما فقط در هنگام مناسب از آنها استفاده می کنیم.

تناقض ماده: یک کودک 18 ساله به طور قانونی می تواند سیگار را خریداری کند و تصمیمی اتخاذ کند که می تواند منجر به اعتیاد و مرگ مادام العمر شود. اما الکل؟ ناگهان ، ما قضاوت توسعه نیافته آنها را تصدیق می کنیم و آنها را تا 21 سال صبر می کنیم. اگر واقعاً معتقد بودیم که بچه های 18 ساله می توانند در مورد مواد تصمیم گیری آگاهانه بگیرند ، این تمایز وجود نخواهد داشت.

ریاکاری حمل و نقل: ما یک کودک 18 ساله را به رانندگی مجوز می دهیم-در اصل ماشین آلات سنگین کار می کند که سالانه هزاران نفر را می کشد. اما شرکت های اجاره ای خودروها ، که توسط علم آکواریوم به جای سنت خودسرانه هدایت می شوند ، تا 25 سالگی به آنها اعتماد نخواهند کرد. صنعت بیمه ریاضیات را انجام داده است: بزرگسالان جوان از نظر عصبی ناتوان از قضاوت مداوم هستند.

بهره برداری نظامی: شاید بی رحمانه ترین تضاد ما شامل خدمت سربازی باشد. ما یک سلاح اتوماتیک 18 ساله را تحویل خواهیم داد و آنها را برای مرگ در درگیری های خارجی می فرستیم ، اما ما اجازه نخواهیم داد که آنها 20 دلار در یک کازینو قمار کنند. ما از ارزیابی ریسک توسعه نیافته آنها برای پر کردن صفحات نظامی و در عین حال “محافظت” آنها از تراشه های پوکر سوء استفاده می کنیم. این اصل نیست – این شکارچی است.

رابطه دوتایی فکر می کند: هنگامی که یک 18 ساله به طور قابل توجهی پیرتر می شود ، ما آنها را “بزرگسالی انتخاب می کنیم” می نامیم. اما هنگام بحث در مورد فرد مسن ، ما از عباراتی مانند “عدم تعادل قدرت” و “استفاده از آن” استفاده می کنیم. ما به طور غریزی می دانیم که این روابط مشکل ساز است زیرا مغز یک طرف به معنای واقعی کلمه در حال توسعه نیست.

دام مالی: بحران وام دانشجویی کاملاً استثمار ما از عدم بلوغ عصبی را نشان می دهد. ما به افراد 18 ساله اجازه می دهیم بدهی های شش رقمی را که احتمالاً نمی توانند درک کنند ، امضا کنند ، سپس وقتی که نتوانند آنها را بازپرداخت کنند ، شوکه شده اند. همین مورد در مورد کارتهای اعتباری نیز صدق می کند – ما به مغزهای توسعه نیافته اجازه می دهیم تصمیمات مالی بگیرند که آنها را برای ده ها سال تعقیب کند ، سپس آنها را به دلیل “انتخاب های ضعیف” خود سرزنش می کند.

علوم اعصاب ضروری می خواند

عدالت کیفری پوچی: یک کودک 12 ساله را می توان به عنوان یک بزرگسال به جرم قتل محاکمه کرد-پذیرش که ما معتقدیم حتی نوجوانان نیز می توانند در صورت مناسب برای پیگرد قانونی ، داوری بزرگسالان داشته باشند. با این حال ، همان کودک نمی تواند رأی دهد ، رانندگی کند ، ازدواج کند یا تصمیم “بزرگسالان” دیگری بگیرد. ما وقتی می خواهیم مجازات کنیم ، از وضعیت بزرگسالان استفاده می کنیم ، نه محافظت می کنیم.

ناسازگاری مراقبت های بهداشتی: افراد زیر سن قانونی می توانند در مورد سقط جنین و انتصاب جنسیتی تصمیمات برگشت ناپذیر بگیرند و استقلال خود را بر روی بدن خود تصدیق کنند. با این حال ، همین جوانان نمی توانند بدون رضایت والدین در بسیاری از ایالت ها خال کوبی کنند. ما در حالی که به آنها به جوهر تزئینی اعتماد نمی کنیم ، به آنها با تصمیمات پزشکی تغییر دهنده زندگی اعتماد داریم.

پرونده برای هماهنگی با علوم اعصاب

این تضادها صرفاً معماهای فلسفی نیستند – آنها عواقب واقعی برای زندگی جوان دارند. با ارسال پیام های مختلط در مورد بلوغ و توانایی ، ما سیستمی را ایجاد می کنیم که نه به طور کامل از جوانان محافظت می کند و نه به طور کامل توانمند می کند.

افزایش سن اکثریت به 25 ، چارچوب حقوقی ما را با واقعیت بیولوژیکی هماهنگ می کند. این بدان معنی است:

  • گسترش حمایت های توسعه در تمام تصمیمات مهم زندگی
  • ایجاد قوام در نحوه مشاهده توانایی های بزرگسالان جوان
  • تصدیق آنچه علوم اعصاب به وضوح نشان داده است
  • کاهش بهره برداری از آسیب پذیری های توسعه

درک پیامدها

چنین تغییری بدون شک نیاز به تنظیمات مهم اجتماعی دارد. استخدام نظامی ، تأمین مالی آموزش عالی و توسعه نیروی کار همه نیاز به بازسازی دارند. با این حال ، این چالش ها نباید مانع از این شود که آیا رویکرد فعلی ما واقعاً به بهترین منافع جوانان خدمت می کند.

مزایای انتظار تا 25 را برای وضعیت کامل بزرگسالان در نظر بگیرید:

تصمیم گیری بهتر: با قبرس های پیشانی کاملاً توسعه یافته ، بچه های 25 ساله برای درک عواقب طولانی مدت و مقاومت در برابر انتخاب های تحریک آمیز ، مجهز هستند.

کاهش بهره برداری: وام درنده ، استخدام نظامی تهاجمی و سایر شیوه هایی که آسیب پذیری های رشد جوانان را هدف قرار می دهد با محدودیت های مناسب روبرو خواهد شد.

پیام رسانی ثابت: جوانان به جای سیگنال های متناقض در مورد بلوغ آنها ، راهنمایی های واضح و مبتنی بر علم را دریافت می کنند.

توسعه محافظت شده: مغز می تواند پیشرفت خود را بدون فشار تصمیمات تغییر دهنده زندگی که در حال حاضر افراد زیر 25 سال را تحت فشار قرار می دهد ، تکمیل کند.

یک انتقال متفکرانه

راه حل واضح است: سن اکثریت را به 25 در تمام حوزه ها افزایش دهید. این بدان معنی است:

  • بدون رای گیری تا 25: اگر ما به قضاوت آنها با الکل اعتماد نداریم ، چرا به دموکراسی به آن اعتماد داریم؟
  • تا 25 خدمت سربازی: استفاده از ارزیابی ریسک توسعه نیافته برای استخدام نظامی را متوقف کنید
  • بدون قرارداد الزام آور تا 25: از جوانان در برابر وام های درنده و بدهی های نابود کننده زندگی محافظت کنید
  • بدون استفاده از ماده تا 25: تمام محدودیت های مواد را با رشد مغز تراز کنید
  • عدالت نوجوانان تا 25 سال: تشخیص دهید که رفتار جنایی قبل از رشد کامل مغز نیاز به توانبخشی دارد ، نه مجازات بزرگسالان
  • نظارت والدین تا 25: حفظ سرپرستی برای تصمیمات مهم پزشکی و زندگی

پاسخ به نگرانی ها

برخی نگران این هستند که افزایش سن بزرگسالی باعث نوزادان جوانان یا انکار فرصت های مهم آنها شود. این نگرانی ها مستحق توجه جدی هستند. با این حال ، سیستم فعلی ما در حال حاضر با بزرگسالان جوان به روش های متعددی کمتر از حد توانایی رفتار می کند-ما فقط این کار را متناقض و اغلب ریاکارانه انجام می دهیم.

با تأیید واقعیت بیولوژیکی و ایجاد سیاست های منسجم پیرامون آن ، ما در واقع احترام بیشتری به روند رشد جوانان نشان می دهیم. ما به جای سوءاستفاده از آسیب پذیری های آنها در برخی مناطق در حالی که بیش از حد محافظت در سایر موارد را مورد سوء استفاده قرار می دهیم ، تا زمانی که قابلیت تصمیم گیری آنها به طور کامل بالغ شود ، پشتیبانی مداوم را ارائه می دهیم.

جامعه ای که واقعاً از جوانان خود قدردانی می کند

دنیایی را تصور کنید که جوانان قبل از اینکه مغز آنها بتواند عواقب طولانی مدت را به طور کامل پردازش کند ، به تصمیمات تعیین کننده زندگی تحت فشار قرار نگرفتند. جایی که خدمت سربازی ، بدهی گسترده و سایر تعهدات مهم تا زمانی که توسعه عصبی کامل شود ، منتظر بودند. جایی که ما به جای انتخابی ، از جوانان خود به طور مداوم محافظت می کردیم.

این در مورد محدود کردن جوانان نیست – این در مورد اطمینان از داشتن ابزارهای عصبی لازم برای تصمیماتی است که از آنها می خواهیم بگیرند. این در مورد صداقت در تصدیق آنچه علم در مورد رشد مغز به ما می گوید است. از همه مهمتر ، این در مورد ایجاد جامعه ای است که واقعاً از جوانان خود در طول آسیب پذیرترین سالهای رشد خود محافظت می کند.

با هم حرکت می کنیم

شواهد مربوط به علوم اعصاب روشن است: مغز تا حدود 25 سالگی در حال رشد است. قوانین و ساختارهای اجتماعی ما باید این واقعیت را منعکس کنند. در حالی که تغییر همیشه چالش برانگیز است ، هزینه حفظ سیستم متناقض فعلی ما – که در زندگی های جوان که با تصمیمات زودرس از بین می روند ، اندازه گیری می شود – برای نادیده گرفتن بسیار زیاد است.

افزایش سن اکثریت به 25 نفر مربوط به از بین بردن حقوق یا فرصت ها نیست. این در مورد اطمینان از این است که وقتی جوانان به بزرگسالی می روند ، این کار را با مغزهای کاملاً مجهز به مسئولیت هایی که بر آنها قرار می دهیم انجام می دهند. این در مورد جایگزینی وصله ما از محدودیت های سن دلخواه ما با یک رویکرد علمی مبتنی و مداوم به رشد انسان است.

سؤال پیش روی ما این نیست که آیا علم از این تغییر پشتیبانی می کند – به وضوح چنین می کند. سؤال این است که آیا ما خرد و شجاعت داریم که جامعه خود را با آنچه اکنون می دانیم درست باشد ، تراز کنیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان