تصمیمات زندگی ما را اداره می کنند. از لحظهای که بیدار میشویم و تصمیم میگیریم از رختخواب بلند شویم تا لحظهای که چراغ را خاموش میکنیم و تصمیم میگیریم بخوابیم، تصمیم میگیریم. کسانی که می توانند تصمیمات سخت بگیرند، رهبران قاطع و شایسته در نظر گرفته می شوند. اما تصمیمات کوچک نیازمند فرآیندهای ذهنی متعدد نیز هستند. تنها پس از آسیب مغزی متوجه می شوید که تصمیم گیری های جزئی چقدر دشوار است.
من بیش از یک دهه پیش در حالی که در خواربارفروشی ایستاده بودم، با آن مواجه شدم و نمی توانستم تصمیم بگیرم چند سیب بخرم. چنین تصمیم آسانی است، اما محاسبه آن برای مغز من غیرممکن است.
به عنوان یک فرد سالم، سیبها را در نظر میگیرید، بهترینها را انتخاب میکنید و مقدار مورد نیاز خود را در سبد خود قرار میدهید، همه اینها بدون تفکر آگاهانه زیاد. پس از آسیب مغزی، این تصمیم آسان از حالت خودکار با کمی پردازش آگاهانه به کاملاً آگاهانه با توانایی کمی برای پردازش تغییر می کند. برای مثال، ممکن است بدانید چه سیبی را میل میکنید، اما اگر در دسترس نباشد، دچار لغزش میشوید، به یاد نمیآورید که در یک هفته چند عدد میخورید، نمیدانید چه زمانی احتمالاً آنها را میخورید، یا تشخیص نمیدهید کدام سیب فصلی است. تازه ترین
Headway UK در مورد مشکلات تصمیم گیری پس از آسیب مغزی می نویسد:
«توانایی تصمیمگیری شامل بسیاری از مهارتهای شناختی (تفکر) مختلف است. مهارتهای ذهنی که ما برای تصمیمگیری استفاده میکنیم اغلب به عنوان «عملکردهای اجرایی» نامیده میشوند. … حافظه یک مهارت شناختی بسیار مهم در هنگام تصمیم گیری است، زیرا به ما امکان می دهد اطلاعاتی را در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم به مسائل فکر کنیم و همچنین در مورد انتخاب هایی که قبلاً انجام داده ایم فکر کنیم. … احساسات همچنین به ما کمک می کنند تا ارزیابی کنیم که یک تصمیم چقدر برای ما مهم است و نتایج احتمالی چه احساسی در ما ایجاد می کند.”
وقتی حافظه در عرض چند ثانیه از بین می رود، مغز آسیب دیده نمی تواند به همه چیز فکر کند. با این حال، استراتژیها، نه درمانها، ارائه میشوند، مانند:
- تکانشگری. عادت توقف و فکر کردن قبل از تصمیم گیری را در خود ایجاد کنید.
- دوچرخه سواری. به خودتان یک تاریخ هدف در آینده بدهید تا تصمیم را دوباره بررسی کنید.
- خستگی. زمانی که (بیشتر) خسته هستید از تصمیم گیری خودداری کنید.
- احساسی. تصمیم را کنار بگذارید تا زمانی که احساس کمتری نکنید.
- حواس پرتی. گزینه ها را محدود کنید. یک منطقه آرام برای تصمیم گیری پیدا کنید.
- غرق. تصمیمات بزرگتر را به مراحل کوچک تقسیم کنید و از استراتژی های تصمیم گیری مانند اهداف SMART یا SOLVE استفاده کنید.
- حافظه. تصمیمی که باید گرفته شود، انتخاب ها و اطلاعات مرتبط را یادداشت کنید.
- پشتیبانی خارجی. به دنبال مشاوره باشید که به تجزیه و تحلیل جوانب مثبت و منفی کمک کند، اما تصمیمی را برای شما اتخاذ نمی کند.
دو چیز فاقد این استراتژی ها است:
- درمان فیزیولوژی عصبی آسیب دیده که زمینه ساز تصمیم گیری است.
- اذعان به اینکه فرد مبتلا به آسیب مغزی یک عملکرد شناختی ضروری را از دست داده است که راهبردهای بدون راهنمایی خارجی نمی توانند آن را جبران کنند.
به نظر می رسد بسیاری از متخصصان مراقبت های بهداشتی اولین نکته را در نظر نمی گیرند و دومی را درک نمی کنند. اگرچه آنها اذعان دارند که آسیب به فرآیندهای متعددی مانند حافظه، احساسات، تکانشگری و تمرکز بر تصمیمگیری تأثیر میگذارد، اما همچنان اصرار دارند که فرد پس از آسیب مغزی طوری رفتار کند که گویی شبکههای عصبی درگیر به طور طبیعی عمل میکنند و گویی فرآیند ذهنی رفتاری است نه آسیبشناسی عصبی. . چرا بسیاری از متخصصان نه آسیب زمینه ای را درمان می کنند و نه روش های موثری ارائه می دهند؟
من از متخصصان مراقبت های بهداشتی داشته ام که به من توهین کرده اند، که نشان می دهد بلاتکلیفی من یک نقص شخصیتی است. قبل از آسیب مغزی، تنها زمانی که با مشکل مواجه شدم، تصمیم گرفتم دانشکده پزشکی را ادامه ندهم، بلکه وارد دنیای نویسندگی شوم. من مطمئن نبودم که چگونه در مورد آن اقدام کنم. با این حال، من بلافاصله در اولین قدم ها تصمیم گرفتم، که منجر به مراحل بیشتری شد که به سرعت تصمیم گرفتم.
بعد از آسیب مغزی، هر تصمیمی تبدیل به کوهی از بلاتکلیفی شد. این تغییر رادیکال در شناخت احساسی غریب، متلاشی کننده و وحشتناک می کرد. اینکه به من گفته میشود باید از استراتژیها استفاده کنم و انتظار نداشته باشم که دیگران به جای من تصمیم بگیرند – زیرا باید یاد بگیرم برای خودم تصمیم بگیرم – باعث شد در گردابی از انتخابهای به ظاهر غیرممکن گیج و عصبانی باشم.
از از دست دادن مهارت تصمیم گیری ام عصبانی هستم.
عصبانی از متخصصان مراقبت های بهداشتی که مهارت شناختی آسیب دیده من را به شخصیت یا رفتار نسبت می دهند.
از اینکه باید به دنبال درمان آسیب عصبی فیزیولوژیکی خارج از مراقبت های استاندارد ضربه مغزی باشید، عصبانی هستم.
از تنها ماندن در گرداب بلاتکلیفی که هیچ راهبردی نتوانست آن را کاهش دهد عصبانی است.
من اخیراً با شخصی صحبت کردم که در این نوع گرداب گیر کرده بود. در عرض چند ثانیه، پنج قدم کوتاه به آنها دادم تا از آن خارج شوند. آنها با وجود توصیه ها و استراتژی های متعدد، ماه ها در بلاتکلیفی گیر کرده بودند. از آنجایی که می دانم چقدر این احساس شما را ناپایدار می کند، اولین قدم ها را به آنها ارائه کردم که با اهداف اعلام شده آنها مطابقت داشت.
خواندن های ضروری تصمیم گیری
من برای مطالعاتی در مورد درمان از دست دادن تصمیم گیری پس از آسیب مغزی جستجو کرده ام. اگرچه من تحقیقاتی در مورد فرآیندهای اساسی مانند تکانشگری یا از دست دادن حافظه پیدا کردم، اما مطالعاتی در مورد استفاده از تحریک عصبی، تعدیل عصبی، یا سایر درمانهای مشابه برای هدف قرار دادن نورونهای آسیبدیده پیدا نکردم.
همانطور که Wei-Chung Allen Lee، دانشیار نوروبیولوژی در مؤسسه Blavatnik در دانشکده پزشکی هاروارد، نوشته است، “مدار عصبی … در نواحی مغزی که برای تصمیم گیری مهم هستند به خوبی درک نشده است.”
در عوض، استراتژیهایی را یافتم که به عنوان روشهای درمانی پوشانده شده بودند، که بر این فرض تکیه میکردند که افراد مبتلا به آسیب مغزی عادات خود را حفظ میکنند. عادات یک تجربه آموخته شده است. هنگامی که آسیب مغزی بر توانایی یادگیری و ایجاد خودکارآمدی تأثیر می گذارد، چگونه یک فرد می تواند عادات خود را در طولانی مدت حفظ کند؟
من متوجه شدم که شما بدون ساختار خارجی نمی توانید.
تحقیقات زیادی در مورد اثرات آسیب مغزی بر ایجاد و حفظ عادت در درازمدت وجود ندارد و بنابراین مطالعه بیشتر پیشنهاد می شود.
زندگی با مغزی که شبکه های آسیب دیده آن نمی توانند تصمیمات را اجرا کنند چگونه است؟ ناامیدی، سردرگمی و آسیب پذیری. وابستگی به دیگران و در عین حال انزوا، زمانی که افراد نه درمان ارائه می دهند و نه اقدامات قابل اجرا ارائه می دهند. استراتژی هایی که در بازگرداندن تصمیم گیری شکست می خورند باید کلینیک ها را به ارائه تحریک عصبی و تعدیل عصبی سوق دهد که انجام دهید بازیابی شبکه های عصبی آسیب دیده
افراد مبتلا به آسیب مغزی می خواهند تصمیمات خود را بگیرند.
نورونها و شبکههای عصبی آسیبدیده – که ذاتی بلاتکلیفی یا هم وابستگی یا نقص شخصیت نیستند – آنها را از انجام این کار باز میدارد.
پاسخ این است که جراحت را التیام بدهند تا دوباره خودشان تصمیم بگیرند.
حق چاپ © 2024 Shireen Anne Jeejeebhoy