[ad_1]

این ضرب المثل را می دانید که “آنچه در وگاس اتفاق می افتد در وگاس می ماند.” برای این منظور، مدتهاست که به مشتریان توصیه کردهام که اجازه دهند خرابیهایی که در جاهای دیگر اتفاق میافتد در جای دیگری باقی بماند. استانداردهای ایمنی متفاوت است. در برخی موارد، تفاوت ها مانند شب و روز است. اگر نگران سقوط در کشوری هستید که هرگز در آن پرواز نمی کنید، یا در ایرلاینی که هرگز با آن پرواز نمی کنید، بی دلیل نگران هستید.
استانداردهای ایمنی – اقداماتی که هوانوردی را ایمن می کند – در کشورهای پیشرفته مانند ایالات متحده، کانادا، بریتانیا، اروپا، ژاپن، استرالیا و نیوزلند مشابه است. اگر فقط در این کشورها پرواز می کنید، رویدادها در جاهای دیگر بی ربط هستند. اما اگر در سایر نقاط جهان پرواز می کنید، تفاوت در ایمنی باید در نظر گرفته شود.
یک راه نسبتاً ساده برای در نظر گرفتن این استانداردها وجود دارد. از آنجایی که استانداردهای هوانوردی معمولاً در مواردی که استانداردهای پزشکی بالا هستند بالا هستند، در نظر بگیرید که در مورد درمان پزشکی در کجا احساس راحتی می کنید. اگر می توانستید در کشور دیگری عمل جراحی را ارزان تر انجام دهید، آیا این کار را انجام می دهید؟ اگر به کشور دیگری سفر میکردید و نیاز به مراقبتهای پزشکی داشتید، آیا آنجا تحت درمان قرار میگرفتید یا به جای دیگری میرفتید؟ اگر از درمان پزشکی در کشور XYZ اجتناب می کنید، پیشنهاد می کنم از شرکت های هواپیمایی مستقر در کشور XYZ اجتناب کنید.
به تازگی یک تصادف در کره رخ داده است. استانداردهای هوانوردی آن به طور کلی خوب است. اما کره یک مشکل منحصر به فرد دارد. تعداد کمی از فرودگاه ها وجود دارد که خلبانان بتوانند در آن پرواز با هواپیمای مسافربری را به صورت دستی تمرین کنند. بر اساس برخی گزارش ها، خلبانان آماتور متوسط در ایالات متحده در پرواز با دست بهتر از خلبانان حرفه ای متوسط در کره هستند.
فقدان مهارت پرواز با دست در سقوط پرواز 214 خطوط هوایی آسیانا در کره در فرودگاه سانفرانسیسکو در 6 ژوئیه 2013 نقش داشت. این یک روز آفتابی زیبا بود، روزی که پزشک یا وکیل شما ممکن است با سسنا خود پرواز کند. برای تفریح اما یک مشکل وجود داشت. آنتن فرستنده ILS در حال جابجایی بود. هیچ سیگنال ILS برای خلبان خودکار برای فرود هواپیما وجود نداشت. این مشکلی برای خلبانان در اکثر خطوط هوایی نبود. اما برای این خلبانان فرود هواپیما با دست بیش از توانایی آنها بود.
کاپیتان روی صندلی چپ بود. یک خلبان مربی روی صندلی سمت راست نشسته بود. یک خلبان روی صندلی پرش بود. برای اطمینان از اینکه هواپیماها در فاصله کوتاهی از باند فرود نمی آیند، نقطه هدف برای فرود یک چهارم مایل گذشته از انتهای باند است. هرچند باورنکردنی به نظر می رسد، این خلبانان خطوط هوایی نتوانستند کاری را که خلبانان آماتور انجام می دهند انجام دهند. آنها به دیوار دریا برخورد کردند. دیوار دریایی بیش از یک چهارم مایل از جایی که هواپیما باید فرود می آمد فاصله دارد. سپس هواپیما به جلو روی باند فرود. وقتی نوبت به توقف رسید، همه مسافران توانستند از هواپیما خارج شوند. متاسفانه یک خودروی آتش نشانی که به محل حادثه رسید دو مسافر را زیر گرفت.
این حادثه باید به روشن شدن این موضوع کمک کند که هنگام نگرانی در مورد پرواز، آنچه در جای دیگر اتفاق می افتد باید در جای دیگری باقی بماند.
[ad_2]