قصد من از نوشتن این پست این است که تجربیاتی را که با پسرم پشت سر گذاشتم به اشتراک بگذارم، با شروع اولین تظاهرات بیماری او و سفر ما در قسمت های بعدی متعدد. همچنین به عنوان والدین و روانپزشک در مورد مسائلی که این تجربیات مطرح میکنند، مانند نحوه عملکرد فرآیند تشخیصی در سلامت روان، و نحوه کار با ارائهدهندگان درمان و مسائل دارویی، اظهار نظر کنید. امیدوارم خواندن این مطلب برای افراد مبتلا به مشکلات روانی و همچنین خانواده و دوستانشان مفید باشد.
بیماری دوقطبی
از آنجایی که بیل دچار توهمات پارانوئیدی عمیقی بود، برای مثال معتقد بود که رایانهها میتوانند افکار او را بخوانند، در ابتدا تشخیص داده شد که او اسکیزوفرنی است، حتی اگر هیچ پیشدرآمدی وجود نداشته باشد (هیچ دوره زمانی قبل از شروع بیماری با برخی علائم، اما نه بیماری تمام عیار). ) و حتی اگر توانایی او در برقراری ارتباط با مردم در زمانی که روان پریشی نبود دست نخورده باقی ماند. هم پیشروی و هم اختلال در تعاملات اجتماعی از علائم اصلی اسکیزوفرنی هستند. با بستریهای مکرر با جمعآوری تاریخچه بیشتر، تشخیص به نوع دوقطبی I با روان پریشی یا اختلال اسکیزوافکتیو، نوع دوقطبی تغییر یافت. تشخیصهای دوقطبی در درجه اول مبتنی بر تظاهر خلق شیدایی است – خلق بسیار بالا و سرخوشانه و در مورد او تقریباً همیشه تبدیل به روان پریشی و همچنین کاهش نیاز به خواب میشود. تمایز بین نوع دوقطبی I و نوع اسکیزوافکتیو دوقطبی در این است که آیا اپیزودهای روان پریشی وجود دارد که حداقل برای دو هفته خارج از دوره های شیدایی رخ می دهد. از توصیفات بیل، به نظر می رسید که بیماری او تقریباً همیشه با شعله ور شدن خلق و خوی شروع می شد که در ابتدا معمولاً ظریف بود. و سپس خشم. هنگامی که خلق و خوی او تشدید می شد، اغلب علائم روان پریشی عمیقی در او ایجاد می شد.
علاوه بر جمع آوری اطلاعات در مورد علائم، جنبه دیگری از تشخیص، سابقه خانوادگی اختلالات خلقی است که در اختلال دوقطبی کاملاً رایج است و در صورت وجود به تقویت تشخیص کمک می کند. تخمین زده شده است که تا 80 درصد علت دوقطبی ژنتیکی است. فردی که یکی از والدینش مبتلا به این اختلال است حدود 10 تا 25 درصد احتمال دارد که خودش به اختلال دوقطبی مبتلا شود. هر چه اقوام نزدیکتر باشند، احتمال ابتلا به اختلال دوقطبی نیز بیشتر است. به عنوان مثال، اگر یکی از دوقلوها این اختلال را داشته باشد، این میزان در یک دوقلو 40 تا 70 درصد است. در مورد بیل، هیچ یک از والدین اختلال دوقطبی نداشتند، اما این احتمال وجود دارد که دو پدربزرگ و مادربزرگ متفاوت پدربزرگ و پدربزرگ مادری و یک پدربزرگ مادربزرگ دارای اختلال دوقطبی بوده باشند، با داستان های بسیار رنگارنگ مرتبط. بنابراین، شاید داشتن چندین استعداد ژنتیکی ممکن است یک عامل باشد. این یک منبع ناراحتی در خانوادهها است که ممکن است باعث ایجاد بیماری شده باشند، با این حال هیچ علت واقعی وجود ندارد، فقط احتمال بالایی وجود دارد که فرد به این بیماری مبتلا شود، مشابه رابطه در دیابت، که در آن سابقه خانوادگی دیابت وجود دارد. با پیشرفت دیابت مرتبط است.
تشدید مکرر به شیدایی
با تشدید مکرر علائم شیدایی بیل، او اکنون مبتلا به اختلال دوقطبی I تشخیص داده شد. ویژگی متمایز بیماری دوقطبی، نوسان شدید خلق و خوی است، با تشدید شدید در جهت مثبت برای دوره های شیدایی و نزول سرگیجه آور به سمت حالات پایین در طول دوره های افسردگی. اصطلاح “دوقطبی” از دو قطب خلق و خو – بالا و پایین – گرفته شده است. برای برخی افراد، تشدید شیدایی آهسته است و برای برخی دیگر، مانند بیل، هنگامی که خلق و خوی فزاینده شروع شد، تشدید سریعی داشت به طوری که او به هوا پرتاب شد، در مسیر صعود به سمت بالا در یک ترن هوایی یا بیشتر پرواز کرد. به درستی، یک سفینه فضایی که به فضا پرتاب می شود. چطور ممکن بود کسی این را به عنوان یک پدیده نابجا تشخیص ندهد؟ که ممکن است آغاز بیماری باشد؟
اراده آزاد؟
چرا بیل (و دیگران؟) تصمیم نمی گیرند که مارپیچ رو به بالا را متوقف کنند؟ اینکه اگر بتواند تصور من از اراده آزاد را به چالش بکشد و مرا به این فکر کند که در آن زمان چقدر اراده آزاد در ذهن او وجود داشت، انتخابی برای توقف صعود نمیکند. شاید او نمی توانست انتخاب کند که متوقف شود. مسئله اراده آزاد دغدغه اصلی فیلسوفان در طول اعصار بوده است. این با گفتاری از آلبرت انیشتین در گستردهترین مصاحبههایش در مورد زندگی مرتبط است – بازتابهایی از علم تا معنویت و پرسشهای اساسی هستی. این در 29 اکتبر 1929 در شنی ایونینگ پست منتشر شد – یک ربع قرن پس از آن که نظریه نسبیت انیشتین درک اساسی ما از واقعیت را با مکاشفه اش که فضا و زمان یک پارچه واحد را تشکیل می دهند، دوباره پیکربندی کرد. وی در آن مصاحبه اظهار داشت:
من یک جبرگرا هستم. به این ترتیب، من به اراده آزاد اعتقادی ندارم. من با شوپنهاور معتقدم: ما می توانیم آنچه را که آرزو داریم انجام دهیم، اما فقط می توانیم آنچه را که باید آرزو کنیم. با این حال، عملاً اگر آزادی اراده وجود داشته باشد، مجبور به اقدام هستم. اگر میخواهم در یک جامعه متمدن زندگی کنم، باید طوری رفتار کنم که گویی انسان موجودی مسئول است.»
من با اینشتین و شوپنهاور معتقدم که چیزی به نام اختیار مطلق وجود ندارد، بلکه درجات مختلفی از اختیار مشروط به ظرفیت ذهنی فرد در آن زمان وجود دارد. وقتی فردی دچار توهم است، نمی تواند تصمیمی آگاهانه بگیرد، زیرا ماهیت «واقعیت» خود را درک نمی کند. و در یک پیشرفت مراحل از عقل به جنون، از دست دادن تصاعدی در انتخاب وجود دارد. به نظر می رسد هنگامی که “پرتاب” شیدایی آغاز می شود، فرد مبتلا به شیدایی قبلاً شروع به از دست دادن تماس با واقعیت کرده است.
بیل بارها این انتقال را در نوشتههایش درباره شیدایی توصیف کرد و تشدید گاهی تدریجی و گاهی سریع از حداقل علائم شیدایی به شیدایی کامل را توصیف کرد. مثلاً نوشت:
در طی چند روز، قبل از اینکه بدانم احساس خوبی داشتم و قطعاً این افزایش خلق و خو و انرژی جدید را از نظر علائم مشاهده نکردم.
یا توصیف دیگری در طول یک دوره شیدایی متفاوت:
روحیهام به شدت بالا میرفت، هر روز به درجات بیشتر و بیشتر میشد. گاهی وسط چیزی قرار میگرفتم و سپس تکانهایی با شدت سرخوشانه از اعماق درون، لحظه را تسخیر میکرد و من را تسخیر میکرد، و احساس سبکی میکردم، و سپس این تکانهای شدید بیشتر و بیشتر میشد و طول آن بیشتر میشد. تا اینکه تجربه من از جهان کیفیت جدیدی از شدت پیدا کرد که با سرخوشی عمیق و فراگیر رنگ آمیزی شد.»
خواندن ضروری اختلال دوقطبی
توصیفهای او از دورههای شیدایی، تشدید خلقی عمیقی را که با اختلال دوقطبی رخ میدهد، نشان میدهد، اما همچنین نشان میدهد که چگونه این تشدید در تجربه روزانه بافته میشود. این اپیزودها در طول سالیان متمادی اتفاق افتادند، اما ویژگیهای مشترکی داشتند که نشان میداد این قسمتها چقدر زندگی روزمره بیل را تغییر دادند. او اپیزودهای شیدایی خود را بخشی از افزایش توانایی خود برای برتری در کلاس های رقص و اشتیاق رو به رشد روزانه اش توصیف کرد که او را قادر به تعامل بدون خودآگاهی می کند. در حالی که او تا حدودی آگاه بود که در یک حالت تغییر یافته، از جمله اختلال فکری قرار دارد، با این حال از این حالت به عنوان ترجیح دادن به تجربه معمولی و غیر شیدایی استقبال کرد.
برای پیدا کردن یک درمانگر، لطفا به مراجعه کنید راهنمای درمان روانشناسی امروز.