[ad_1]

تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال یا “TMS” یک درمان روانپزشکی مورد تایید FDA برای اختلال افسردگی اساسی و اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) است که با آزمایشهای بالینی جالب توجهی را پیشنهاد میکند که در آینده در انواع شرایط دشوار درمان از جمله PTSD کاربرد داشته باشد. اختلال استرس پس از سانحه)، اختلالات اضطرابی، اختلال خوردن، اعتیاد، ADHD (اختلال نقص توجه/بیش فعالی)، خواب مسائل، و طیف وسیعی از کاربردهای دیگر – همه در حال حاضر “خارج از برچسب” برای استفاده بالینی، و تحت بررسی تحقیقاتی. در پستهای اخیر، پروتکلهای سریع برای درمان افسردگی، معروف به “TMS تسریعشده” و همچنین تحقیقات اخیر را بررسی کردهایم که مستقیماً TMS را با آزمایشهای متعدد دارویی مقایسه کرده و مزایای بیشتری از TMS نسبت به یک سری دارو پیدا کردهایم.1. از آنجایی که TMS به طور کلی ایمن و قابل تحمل است، جدای از مسائل مربوط به دسترسی و پوشش بیمه، اغلب به دلیل نمایه ریسک و فایده مطلوب، ارزش آن را دارد که در مراحل اولیه درمان در نظر گرفته شود.
حلقه های قوی
از آنجایی که TMS می تواند مدارهای مغزی را فعال کند که کنترل اجرایی را بهبود می بخشد تا برخی از نواحی عادت و پاداش مغز را کاهش دهد، یک سوال طبیعی وجود دارد که آیا می تواند به اعتیاد و اجبار کمک کند یا خیر. ولع مصرف الکل به ویژه برای افراد مبتلا به اختلال مصرف الکل مشکل ساز است و کاهش هوس با میزان کمتر سوء مصرف و عود ناشی از هوشیاری مرتبط است.
داروهایی مانند نالترکسون می توانند با مسدود کردن سیستم اپیوئیدی درون زا مغز، هوس را کاهش دهند و درمان می تواند به افراد کمک کند تا بر روی هوس تاثیر بگذارند تا از رفتارهای ناخواسته جلوگیری کنند. TMS ممکن است بتواند به کنترل هوس کمک کند، به عنوان مثال با فعال کردن مراکز اجرایی مغز برای افزایش خودکنترلی، چیزی که مردم اغلب به صورت ذهنی به عنوان «نیروی اراده» یا «انضباط» تجربه میکنند و احساسات شرم و گناه را که همراه با استفاده ناخواسته به وجود میآیند، از بین میبرد.
به عنوان مثال، با OCD، TMS در یک پروتکل برای فعال کردن قشر جلوی پیشانی پشتی، که در سطح یا قشر مغز قرار دارد، استفاده میشود. فعال کردن این ناحیه، به نوبه خود، یک “پنجره قشری” به نواحی عمیقتر مغز ایجاد میکند و با حلقههای مغزی بیش از حد فعال که باعث OCD میشوند تداخل ایجاد میکند – چیزی که در CSTC افزایش “اتصال عملکردی” یا حلقه کورتیکو-استریاتو-تالامو-کورتیکو نامیده میشود.2. جسم مخطط با عادت، پاداش و پاسخ شرطی درگیر است و تالاموس، به طور کلی، مانند تابلویی برای هدایت سیگنالهای مغزی است. TMS با مداخلات درمانی برای ترسهای OCD فعال در طول جلسه درمان ترکیب میشود و قصد دارد از نوروپلاستیسیته برای «بهکارگیری» مدارهای مغزی فردی و بازیابی اتصال مناسب استفاده کند. TMS می تواند به تغییر شبکه های مغزی کمک کند، بنابراین، از عدم اتصال به چیزی که من دوست دارم آن را صدا کنم اتصال الکترونیکی، از پیشوند یونانی “eu-” به معنای “خوب” یا “خوب”.
TMS برای میل به الکل
با توجه به این ملاحظات، محققان Treiber و همکاران (2024) یک بررسی و تجزیه و تحلیل از تمام مطالعات مربوط به TMS و مصرف الکل انجام دادند که در مجله پزشکی اعتیاد منتشر شد.3. همانطور که اغلب در مورد تحقیق اتفاق می افتد، همه مطالعات یکسان ایجاد نمی شوند. با نگاهی به کارآزماییهایی با حداقل 10 جلسه rTMS (TMS تکراری) با اقدامات پس از درمان هوسهای الکلی و یک گروه ساختگی یا ساختگی TMS برای مقایسه، آنها بیش از 200 مرجع را غربال کردند تا به 12 مطالعه که شامل 475 بیمار تحت درمان بود، برسند.
در این مطالعات، پروتکلهای مختلف TMS، با جلسات 10 تا 20، و تحریک به مناطقی از جمله 1) قشر جلوی پیشانی پشتی جانبی راست (DLPFC، همچنین اغلب در مطالعات ADHD درمان میشود) استفاده شد. 2) قشر جلوی پیشانی پشتی جانبی چپ (تحریک شده در افسردگی اساسی). قشر پیش پیشانی داخلی (همپوشانی با پروتکل OCD، بالا)؛ و 4) قشر منزوی4، یک حوزه کلیدی درگیر با آگاهی بدن است که اغلب در OCD، وحشت، اختلالات خوردن و سایر شرایط مرتبط با احساس انزجار از جمله چیزهای دیگر دخیل است. اکثر مطالعات از rTMS استاندارد با فرکانس بالا استفاده کردند و 3 مورد از تحریک انفجاری متناوب تتا استفاده کردند که شکل بسیار راحتتری از rTMS است زیرا جلسات فقط چند دقیقه طول میکشد.
آنها دریافتند که TMS کلی در کاهش میل به الکل موثر است. هوس ها بلافاصله پس از حداقل 10 جلسه TMS کاهش یافت و این اثر در طول دوره پیگیری، از یک تا سه ماه ادامه داشت. اندازه اثر متوسط بود که از نظر تاثیر مداخله پاسخ خوبی محسوب میشود و با توجه به تعداد جلسات درمانی کم و ماندگاری خوب در چند ماه پس از درمان قابل توجه است. این نشان میدهد که پروتکلهای قویتر TMS، احتمالاً همراه با درمانهای حفظ متناوب، میتواند گزینه مفیدی به عنوان بخشی از یک برنامه درمانی گستردهتر باشد.
مسیرهای آینده
تحقیقات بیشتری برای تعیین بهترین هدف (ها) مورد نیاز است – در این بررسی، تجزیه و تحلیل نشان داد که mPFC ممکن است موثرتر باشد. در واقعیت، افرادی که با اختلال مصرف الکل (AUD) دست و پنجه نرم می کنند، اغلب دارای شرایط همزمان (“هم بیماری”) از جمله اختلالات اضطرابی، افسردگی، ADHD، استرس پس از سانحه و موارد دیگر هستند. پروتکلهای TMS شخصیسازیشده برای درمان تظاهرات بالینی همپوشانی ممکن است در نهایت مفیدتر باشند – مانند درمان mPFC و DLPFC برای برخی از بیماران. در حالی که جلسات استاندارد rTMS تقریباً 30 دقیقه طول می کشد، iTBS می تواند چند دقیقه باشد و درمان بیش از یک منطقه در هر جلسه را امکان پذیر و راحت می کند.
تحقیقات و تجربه بالینی همچنین برای درک بسیاری از جنبههای چگونگی تناسب TMS در مراقبت AUD، هم از نظر کارکرد پروتکلهای ترجیحی، و هم در مطالعه نتایج برای بیش از سه ماه پس از درمان، مورد نیاز است. به همین ترتیب، برای درک نحوه استفاده از TMS برای تحریک مناطق مختلف و چگونگی ترکیب بهترین TMS با دارو، درمان و تغییرات سبک زندگی برای دستیابی به نتایج شخصی بهینه، به کار بیشتری نیاز است.
[ad_2]