سفر من در تروما درمانی نوبت های غیرمنتظره ای را به خود اختصاص داده است و منجر به بینش های عمیقی شده است که رویکرد من در مورد ادغام تروما را متحول کرده است.
در سال 2012 ، پس از انتقال ما به آفریقا ، فرزندان من رگرسیون رشد ناگهانی را تجربه کردند که مرا به دنیای تحقیقات بهداشتی زیست پزشکی سوق داد. این پیش بینی اولیه برای درک سیستم های پیچیده بدن بعداً ارزشمند خواهد بود و به من این امکان را می دهد تا قبل از به دست آوردن این رویکردها ، چارچوب ادغام تروما بیانگر را با عناصر ادغام حسی و دو طرفه تقویت کنم.
زندگی درس بیشتری در فروشگاه داشت. در سال 2021 ، وقتی فرزندانم در سال 2018 وضعیت خود ایمنی را ایجاد کردند ، باید از کار خود عقب نشینی کنم. مطالعه فشرده من در مورد سیستم ایمنی بدن ارتباطات مهمی را که قبلاً تشخیص نداده بودم ، نشان داد.
باز هم ، بینش های به دست آمده از این سفر شخصی ، عمل بالینی من را دگرگون کرد. من هنگام کار با مشتریانی که دچار تروما توسعه و پیچیده بودند ، شروع به ترکیب اصول Psychoneuroimmunology کردم. نتایج قابل توجه بود. در حالی که ما شاهد معجزه فوری نبودیم ، ما شاهد پیشرفت های مداوم در بهزیستی کلی در بین مشتریانی بودیم که تحت رویکردهای درمانی سنتی ، ممکن است در امکانات روانپزشکی بستری شوند.
کار من باعث شده است تا تمرکز خاصی بر تعامل بین حالات عاطفی ، عملکرد سیستم عصبی و سیستم ایمنی بدن داشته باشم. این زمینه بین رشته ای ، روانشناسی روانشناسی ، پیوند مفقود شده برای مجموعه پیچیده ای از علائم عصبی و عصبی روانی است که اغلب به روشهای درمانی استاندارد پاسخ نمی دهند.
این تجربه من را به نتیجه گیری عمیقی سوق داده است: Psychoneuroimmunology باید برای آینده درمان سلامت روان مهم باشد. به عنوان درمانگران تروما ، به ویژه آنهایی که با تروما پیچیده و رشد کار می کنند ، باید درک عمیقی از رابطه دو طرفه بین سیستم ایمنی بدن و سیستم عصبی ایجاد کنیم.
رویکرد سنتی ما در تمرکز در درجه اول بر کاهش علائم و تنظیم باید تکامل یابد. من یک چارچوب درمانی سه مرحله ای را پیشنهاد می کنم.
مرحله اول: پرداختن به سیستم ایمنی بدن
ما به عنوان درمانگران تروما ، ما تمایل داریم که بلافاصله به تکنیک های خودتنظیمی شیرجه بزنیم. با این حال ، من آموخته ام که وقتی سیستم ایمنی بدن بیش از حد فعال باشد ، این غیرممکن است. در این مرحله ، ما باید بررسی کنیم که چه چیزی باعث پاسخ سیستم ایمنی بدن شده و نحوه درمان آن را می یابیم. این مرحله با همکاری یک پزشک پزشکی که متخصص عصبی است (تعداد زیادی وجود ندارد) انجام می شود.
این یک روند کوتاه نیست. بعضی اوقات ، ما خوش شانس هستیم که به سرعت می فهمیم که چه اتفاقی می افتد ، و درمان به سرعت موثر می شود. بیشتر ، به دلیل سالهای زیادی که از زمان اختلال در سیستم ایمنی بدن گذشت ، پیچیده تر است. فقط در این صورت می توانیم به طور مؤثر به تنظیم سیستم عصبی بپردازیم.
مرحله دوم: ضامن امن و اختلال در تنظیم بیو گرفتن
این مرحله شامل اجرای یک چارچوب امنیت ایمن در حالی که اختلال در تنظیم بیولوژیکی ، بنا بر پایه و اساس یک سیستم ایمنی آرام تر است.
Biohacking شامل استفاده از دانش و شیوه های زیست شناسی ، ژنتیک ، علوم اعصاب و تغذیه ، ترجمه به “شیوه های خودتان” است. اختلال در تنظیم تنظیم بیو (PTSD) شامل کنترل واکنشهای حسی فرد و افزایش توانایی پاسخ مناسب به موقعیت ها از نظر عاطفی و شناختی است. تحقیقات نشان می دهد که خاطرات آسیب زا در مناطقی از مغز ذخیره می شود که روشهای شناختی نمی توانند به آن برسند. پرداختن به خاطرات تجسم یافته (پاسخ اختلال در تنظیم بدن به خاطرات و محرک های آسیب زا) نیاز به هدف قرار دادن قسمتهای پایین مغز دارد.
AttUnement یک فرایند غیر کلامی بودن با شخص دیگر به گونه ای است که به طور کامل و با پاسخ به آن شخص شرکت می کند. جنبه اصلی ضمیمه این است که این یک فعالیت مشترک است که در تعامل با یک مراقب تجربه می شود. در درمان ، درمانگر با هدف تبدیل شدن به “تنظیم کننده” با پاسخ های مشتری ، به مشتری می پردازد. با گذشت زمان ، مشتری قادر است در زندگی روزمره ، احساس هماهنگی را برای تنظیم خود در خارج از اتاق درمانی منتقل کند. از طریق روابط متفرقه ، مشتری ها یاد می گیرند که ظرفیت خود را برای تحمل درد و از دست دادن تروما و پیامدهای آن گسترش دهند.
این مرحله برای توسعه روابط درمانی لازم برای پرداختن به تأثیر آسیب های رشد و توسعه ، نیاز به دیدار با مشتری ها دارد.
مرحله سوم: پایداری بلند مدت
مرحله نهایی بر اطمینان از پایداری پیشرفت در طول زمان متمرکز است. چندین روش نشان داده شده است که در کاهش اختلال در تنظیم سیستم عصبی و تقویت ظرفیت تجربه شادی مؤثر است:
- ذهن آگاهی و دلسوزی ساده.
- بی ذهن (خودجوش و بازی).
- ادغام حسی و دو طرفه.
- ورزش و حرکت.
- کاردرمانی مبتنی بر فاشیا و فیزیوتراپی.
- تغییر شکل شناختی و اصلاحات رفتاری (از بالا به پایین).
- هنرهای رسا.
- نوروفیدبک آموزش مغز.
- بلوک گانگلیون ستاره ای (SGB).
- تغذیه فردی.
توجه به این نکته حائز اهمیت است که این روند خطی نیست. با این حال ، پیش از آرامش سیستم ایمنی بدن به اندازه کافی برای رفع نیازهای عصبی ، غیرممکن است ، بدون اینکه سیستم عصبی بیش از حد فعال باشد.
این رویکرد یکپارچه نشان دهنده تغییر پارادایم در تروما درمانی است. اذعان می کند که بهبودی واقعی ما را ملزم می کند تا به تعامل پیچیده بین سیستم های مختلف بدن بپردازیم. با درک و درمان نقش سیستم ایمنی بدن در تروما ، ما امکانات جدیدی را برای بهبودی باز می کنیم که قبلاً از طریق رویکردهای درمانی سنتی در دسترس نبودند.
همانطور که در زمینه سلامت روان پیش می رویم ، بسیار مهم است که ما همچنان درک خود را از این ارتباطات گسترش دهیم. آینده تروما درمانی نه تنها در مداخلات روانی نهفته است ، بلکه در یک رویکرد جامع است که از رابطه پیچیده بین ذهن ، بدن و سیستم ایمنی بدن تجلیل می کند.
برای یافتن یک درمانگر ، لطفاً به دایرکتوری درمانی امروز روانشناسیبشر