معمولاً اضطراب به عنوان یک احساس منفی در نظر گرفته می شود – چیزی که باید به هر قیمتی از آن اجتناب کرد، سرکوب کرد یا کنترل کرد. اما اگر دیدگاه خود را تغییر دهیم چه؟ اگر اضطراب، زمانی که به طور متفاوت درک شود، در واقع می تواند انگیزه ایجاد کند، بهره وری را افزایش دهد و حل مسئله را تقویت کند، چه؟ اغلب اوقات، ما با ترس و احساس تهدید به موقعیت های اضطراب آور نزدیک می شویم. ما از آنها اجتناب می کنیم، به تعویق می اندازیم، یا در چرخه ای از تفکر بیش از حد گیر می کنیم. راه بهتری هم هست اضطراب می تواند به نفع ما باشد و در این مقاله به شما نشان خواهم داد که چگونه. اما اول:
درک اضطراب به عنوان یک سیگنال
در هسته خود، اضطراب یک پاسخ طبیعی به تهدیدها یا چالش های درک شده است. این راه مغز ما است که به ما اطلاع می دهد چیزی اشتباه است و به توجه ما نیاز دارد. این پاسخ به اجداد ما برمی گردد که برای زنده ماندن باید هوشیار می ماندند. امروزه، اگرچه تهدیدهای ما از شکارچیان به ضربالاجلها و انتظارات اجتماعی تبدیل شدهاند، اما هدف پشت آن احساس اضطراب یکسان است: تشویق ما به آمادهسازی و اقدام.
دیدن اضطراب به عنوان دشمن می تواند تأثیر بسزایی بر سلامت روان و توانایی ما برای مقابله داشته باشد. وقتی به اضطراب به عنوان یک نیروی مخالف نگاه می کنیم، اغلب با اجتناب از آن یا تلاش برای سرکوب آن واکنش نشان می دهیم. انجام این کار یک چرخه معیوب ایجاد می کند: هرچه بیشتر سعی کنیم از اضطراب اجتناب کنیم، تمایل بیشتری به تشدید و تداوم آن دارد که منجر به احساس درماندگی می شود. علاوه بر این، دیدن اضطراب به عنوان دشمن، باورهای منفی ما را در مورد اضطراب تقویت می کند، مانند غیرقابل تحمل بودن، که می تواند شدت آن را افزایش دهد. این طرز فکر می تواند به توسعه راهبردهای مقابله ای ناسازگار، مانند نشخوار فکری یا اجتناب، که با سطوح بالاتری از اضطراب و افسردگی مرتبط است، کمک کند.
اضطراب به عنوان یک انگیزه
اضطراب می تواند یک محرک قوی باشد و ما را به انجام عمل و رسیدن به اهدافمان سوق دهد. به عنوان مثال، اضطرابی که قبل از یک سخنرانی مهم احساس میکنید، میتواند شما را به آمادگی کامل سوق دهد و از عملکرد خوب شما اطمینان حاصل کند. به طور مشابه، اضطراب در مورد رسیدن به یک ضرب الاجل می تواند به شما در اولویت بندی وظایف و مدیریت موثر زمان کمک کند.
وقتی اضطراب را به عنوان یک نیروی محرک بشناسیم، می توانیم آن را به اقدامات سازنده هدایت کنیم. در اینجا چند راهکار برای استفاده مثبت از اضطراب آورده شده است:
تفکر خود را مجدداً تنظیم کنید: به جای اینکه اضطراب را نشانه ای از عذاب قریب الوقوع تلقی کنید، آن را به عنوان پاسخی طبیعی به چالشی که آماده مقابله با آن هستید نگاه کنید. با تغییر طرز فکر خود، می توانید ترس مرتبط با اضطراب را کاهش دهید و در عوض احساس قدرت برای اقدام کنید.
به عنوان مثال، تصور کنید در مورد یک مصاحبه شغلی آینده احساس اضطراب می کنید. به جای اینکه اضطراب خود را به عنوان نشانه ای از عدم آمادگی خود یا شکست خوردن تفسیر کنید، آن را به عنوان هیجان در مورد فرصتی برای نشان دادن مهارت های خود در نظر بگیرید. تحقیقات نشان داده است که نگاه کردن به اضطراب به عنوان هیجان به جای ترس می تواند به طور قابل توجهی عملکرد را در موقعیت های استرس زا بهبود بخشد. در مطالعهای که توسط مدرسه بازرگانی هاروارد انجام شد، شرکتکنندگانی که به آنها آموزش داده شد قبل از انجام یک کار استرسزا به خود بگویند «من هیجانزده هستم»، بهتر از کسانی که به آنها گفته شده بود آرام بمانند، عمل کردند. این چارچوب ساده به آنها کمک کرد تا پاسخهای فیزیولوژیکی خود را به اضطراب (مانند ضربان قلب) بهعنوان نشانهای از آمادگی به جای وحشت تفسیر کنند (بروکز، 2014).
روی آنچه می توانید کنترل کنید تمرکز کنید: اضطراب اغلب از نگرانی در مورد عدم اطمینان و چیزهای خارج از کنترل ما ناشی می شود. تغییر تمرکز بر روی چیزی که می توانید کنترل کنید، می تواند احساس درماندگی را کاهش دهد و احساس اختیار شما را افزایش دهد. تحقیقات از این رویکرد حمایت می کند: الف پژوهش رفتار و درمان مطالعه نشان داد که افرادی که بر جنبههای قابل کنترل موقعیتهای استرسزا تمرکز میکردند، سطوح اضطراب کمتر و بهزیستی روانشناختی بیشتری را گزارش کردند (چمبرز و همکاران، 2009). با تمرکز بر مراحل عملی، افراد احساس قدرت بیشتری می کنند و کمتر تحت فشار قرار می گیرند.
به عنوان مثال، دانش آموزی را در نظر بگیرید که در مورد امتحان آینده احساس اضطراب می کند. به جای تثبیت ترس از شکست خوردن، که خارج از کنترل فوری آنهاست، دانش آموز می تواند روی مراحل مشخصی مانند ایجاد برنامه مطالعه، مرور یادداشت ها و تمرین سوالات امتحانی گذشته تمرکز کند. دانش آموز با در دست گرفتن مسئولیت فرآیند مطالعه، اضطراب را به اقدامات سازنده هدایت می کند، احساس درماندگی را کاهش می دهد و آمادگی و اعتماد به نفس خود را بهبود می بخشد.
یک ذهنیت حل مسئله ایجاد کنید: نگاه کردن به اضطراب به عنوان یک سیگنال برای شروع حل مسئله می تواند یک رویکرد تحول آفرین باشد. تحقیقات نشان داده است که آموزش حل مسئله باعث کاهش اضطراب و بهبود راهبردهای مقابله می شود. شرکتکنندگانی که آموزش دیدند بهعنوان مشکلاتی که باید حل شوند، به موقعیتهای اضطرابانگیز نزدیک شوند، اضطراب کمتر و خودکارآمدی بالاتری را گزارش کردند (Nezu، 2004). این تکنیک افراد را تشویق می کند تا به جای نشخوار فکری بر روی خود اضطراب، روی گام های عملی تمرکز کنند.
به عنوان مثال، فردی را در نظر بگیرید که در مورد اختلاف نظر اخیر با یک دوست نزدیک احساس اضطراب می کند. به جای اجازه دادن به تشویش اضطراب و نشخوار فکری در مورد بدترین سناریوها، آنها می توانند از این اضطراب به عنوان سرنخی برای درک ریشه موضوع و فکر کردن به نحوه رسیدگی به آن استفاده کنند. آنها ممکن است با تأمل در مورد آنچه که منجر به اختلاف شده، احساس دوستشان و آنچه که امیدوارند با حل تعارض به دست آورند، شروع کنند. از آنجا، آنها می توانند با دوست خود گفتگو کنند تا احساسات خود را بیان کنند و به دیدگاه دوست گوش دهند. این رویکرد با برداشتن گامهای پیشگیرانه به کاهش اضطراب کمک میکند، ارتباطات سالمتری را تقویت میکند و دوستیها را تقویت میکند.
تبدیل اضطراب از یک مانع به یک کمک
لازم نیست اضطراب دشمن باشد. هنگامی که نحوه درک و پاسخ به اضطراب را تغییر می دهیم، می توانیم آن را از یک منبع تهدید به ابزاری ارزشمند برای ایجاد انگیزه و حل مسئله تبدیل کنیم. به یاد داشته باشید، اضطراب بخشی طبیعی از تجربه انسان است. این در مورد حذف آن نیست، بلکه یادگیری استفاده از آن به گونه ای است که به ما خدمت کند.
بنابراین، دفعه بعد که احساس اضطراب کردید، مکث کنید و بپرسید: این احساس میخواهد به من چه بگوید؟ چگونه می توانم این انرژی را به طور سازنده هدایت کنم؟ این پاسخ ها را بپذیرید – و اجازه دهید اضطراب شما را به سمت عمل سوق دهد.
برای پیدا کردن یک درمانگر در نزدیکی خود، به فهرست درمان روانشناسی امروز مراجعه کنید.