23:46 - 2024/09/12

به هم ریختگی، کورتیزول، و بار ذهنی

[ad_1] در سال 2010، مطالعه ای بر روی زوج هایی با درآمد دوگانه با حداقل یک فرزند در خانه انجام شد. این مطالعه نشان داد که وقتی زن خانه را به هم ریخته می‌نگرید، میزان کورتیزول او در طول روز افزایش می‌یابد. و آنهایی که مشکل بهم ریختگی را تجر...

به هم ریختگی، کورتیزول، و بار ذهنی

[ad_1]

در سال 2010، مطالعه ای بر روی زوج هایی با درآمد دوگانه با حداقل یک فرزند در خانه انجام شد. این مطالعه نشان داد که وقتی زن خانه را به هم ریخته می‌نگرید، میزان کورتیزول او در طول روز افزایش می‌یابد.

و آنهایی که مشکل بهم ریختگی را تجربه نکردند متوجه کاهش سطح کورتیزول خود در طول روز شدند.

آندریا پیاکادیو/پکسل

منبع: Andrea Piacquadio/Pexels

در این مطالعه (و سایر مطالعات)، زنان بیشتر از مردان تحت تأثیر استرس ناشی از شلوغی قرار می گیرند. فرضیه من در این مورد این است که زنان غرق در بهم ریختگی هستند، زیرا می دانند که باید بار شناختی را به دوش بکشند تا در نهایت همه چیز را بفهمند.

در اکثر خانه های آمریکایی، زنان بخش عمده ای از آنچه را که بار ذهنی نامیده می شود، حمل می کنند. بار ذهنی هر کاری است که به مغز ما نیاز دارد – توجه، به خاطر سپردن، تفویض اختیار، تحقیق و غیره.

هنگامی که یک زن به هم ریختگی می بیند (بله، این یک تعمیم است و ممکن است برای همه صدق نکند)، او نه تنها متوجه این آشفتگی می شود، بلکه شروع به پردازش فعالانه می کند که در آینده باید چه کاری انجام دهد و چگونه آن را انجام خواهد داد.

اضافه بار شناختی

فکر کردن از طریق حرکت درهم و برهمی می‌تواند باعث اضافه بار شناختی شود که منجر به حالت استرسی می‌شود که می‌تواند باعث بی‌قراری، غرق شدن و خاموشی شود. وقتی این اتفاق می‌افتد، مردم تلاش می‌کنند تا با زندگی خود به شیوه‌ای که دوست دارند درگیر شوند، احتمالاً آنقدر احساس می‌کنند که همه چیز باید پیش برود آنقدر سنگین شده‌اند که یا به دور انداختن همه چیز روی می‌آورند یا به طور کامل تعطیل می‌شوند و نمی‌توانند اقدامی انجام دهند.

یک قانون متعادل کننده

اکثر خانواده‌هایی که بچه‌های کوچک دارند نمی‌توانند خانه‌های بی‌نقص داشته باشند. این امر به ویژه در خانه های با درآمد دوگانه مشاهده می شود. فقط زمان کافی در روز وجود ندارد. و، آنها هنوز هم می توانند ظاهری از تعادل را هدف قرار دهند (در حالی که درک هیچ چیز هرگز کاملاً متعادل نیست).

چگونه به آنجا برسیم؟

1. ریختن: بسیاری از مردم چیزهای زیادی دارند و نمی دانند با آن چه کنند. مهم است که یاد بگیرید چگونه وسایل خانه خود را به حداقل برسانید. این ممکن است شامل انجام کارهای احساسی باشد که به شما کمک می کند رها شوید، اما این مهم است. شما شایسته فضای ذهنی هستید. برای داشتن آن چیزهای موجود در فضای فیزیکی خود را خلاص کنید.

2. پیشگیری از: جستجوی فعالانه به دنبال راه حل هایی برای درهم ریختگی می تواند کمک کند. یک تکنیک معمول سازماندهی خانه این است که برای وسایل خود “خانه” داشته باشید. با راه‌اندازی این خانه‌ها، باید «کمتر فکر کنید» در هنگام به هم ریختگی، زیرا دقیقاً می‌دانید که کجا می‌رود.

برای ایجاد این خانه ها، شروع به تهیه لیستی از انواع درهم و برهمی که در اطراف خانه پیدا می کنید، کنید. سپس، یک نقطه برای آن ایجاد کنید. به عنوان مثال، اگر انبوهی از رسیدها را در اطراف آن پیدا کردید به این معنی است که رسیدهای شما به یک خانه نیاز دارند تا مردم بدانند آنها را کجا بگذارند.

3. سازگاری: داشتن یک زندگی پرمشغله به احتمال زیاد به این معنی است که خانه شما عالی نخواهد بود، بنابراین ممکن است برخی چیزها کمی به هم ریخته یا نامرتب باقی بمانند. اینجا جایی است که ما می‌خواهیم روی سازگاری با زندگی شما در حال حاضر کار کنیم – بچه‌های شما برای همیشه کوچک نخواهند بود، و امیدوارم همیشه آنقدر شلوغ نباشید. این یک فصل است. یادگیری نحوه تنظیم و هماهنگی با همسرتان در این دوره زمانی به پایین نگه داشتن سطح کورتیزول کمک می کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان