13:57 - 2025/01/24

بسیاری از چهره های دوگانگی

[ad_1] این یک تجربه جهانی انسانی است: احساس نمی کنید بین انجام کارهایی که ما انجام داده ایم یا تغییر ایجاد کرده ایم – در نوشیدن یا مصرف مواد مخدر ، رژیم غذایی یا ورزش ، رابطه یا حرفه. دوتایی برای همه ما در یک زمان یا زمان دیگر یک مع...

بسیاری از چهره های دوگانگی

[ad_1]

این یک تجربه جهانی انسانی است: احساس نمی کنید بین انجام کارهایی که ما انجام داده ایم یا تغییر ایجاد کرده ایم – در نوشیدن یا مصرف مواد مخدر ، رژیم غذایی یا ورزش ، رابطه یا حرفه. دوتایی برای همه ما در یک زمان یا زمان دیگر یک معصومیت است و مصاحبه انگیزشی (MI) به دو چارچوب مشهور می پردازد تا به ما در درک و غلبه بر تأثیرات آن در تلاش های ما برای تغییر و رشد کمک کند.

مدل “رویکرد/اجتناب” فشار فشار را توصیف می کند درگیری داخلی: داشتن دو چیز متفاوت اما فقط قادر به داشتن یکی ؛ مجبور به انتخاب بین دو گزینه مختلف که دوست نداریم ؛ یا از همه بدتر ، مایل وت نمی خواهم به طور همزمان چیزی. مدل “مراحل تغییر” توصیف می کند که چگونه وزن ما را وزن می کنیم تعادل تصمیم گیری هنگامی که ما در حال تغییر هستیم: هزینه های تغییر در یک طرف مقیاس است ، مزایا از طرف دیگر است ، و تا زمانی که “جوانب مثبت” به طور واضح از “منفی” فراتر رود ، مقیاس نوک نمی زند ، و ما نمی توان به جلو حرکت کرد.

با هم ، این مدل ها تصویری از حالت درگیری داخلی و بی احتیاطی ایجاد تنش و استرس را ترسیم می کنند. به طور طبیعی ، ما انگیزه داریم تا سعی کنیم ناراحتی از دو طرفه را کاهش دهیم. مشکل ما این است که سریعترین و ساده ترین راهها معمولاً فقط اصلاحات کوتاه مدت هستند.

یک استراتژی رفتن به آن اجتناب است کل مسئله: آن را از ذهن ما خارج کنید ، خودمان را منحرف کنید و روی چیز دیگری تمرکز کنید. متأسفانه ، دیر یا زود این معضل دوباره خود را تأیید می کند و ما به همان جایی که شروع کرده ایم ، برگشتیم – فقط زمان گذشته است و نیاز به انتخاب ممکن است حتی فوری تر باشد.

استراتژی دیگر این است که خودمان را متقاعد کنیم که نیازی به تغییر نیست: “من به شکلی که هستم خوب هستم. این خیلی بد نیست! ” اما مضرات ادامه انجام کارهایی که ما انجام داده ایم از بین نمی رود ، بنابراین ما در نهایت احساس می کنیم در روشی برای زندگی به دام می افتیم که واقعاً برای ما مؤثر نیست.

و اکنون ناامیدی شروع به ساختن می کند – نه فقط با وضعیتی که در آن هستیم ، بلکه با خودمان. ما تعجب می کنیم که چرا فقط نمی توانیم تصمیم بگیریم. ما شروع به پرسیدن می کنیم که آیا مشکلی در ما وجود دارد و خودمان را با دیگران مقایسه می کنیم که به نظر می رسد همه چیز را فهمیده اند. این می تواند بسیار زشت باشد: یک منتقد که ما نمی توانیم از آن جلوگیری کنیم یا فرار کنیم ، یکی از سرهای خودمان است.

بعضی اوقات ما سعی می کنیم منتقد درونی را با یک استراتژی ناکارآمد دیگر ساکت کنیم: جهش به عمل. “من الان قصد دارم تغییر کنم!” برای لحظه ای ، استرس با تسکین جایگزین می شود و شاید حتی هیجان. اما تصمیم تحریک آمیز بود. موانع به ناچار بوجود می آیند ، و از آنجا که ما برای آنها آماده نشده بودیم شور و شوق ما از بین می رود. ما دوباره به همان قدیمی ، همان پیر ، احساس ناکامی و حتی بدبخت تر از گذشته می کنیم و وضوح پایدار از دوگانگی خود را از همیشه دور می کنیم.

چرخه شرورانه ای که من فقط توضیح داده ام ، یک تله دشوار برای فرار از یک بار گرفتار آن است. (حتی اگر شما نیز در پایان فشار فشار افراد دیگر برای ایجاد تغییراتی که احساس تمایل یا قادر به ایجاد آن نمی کنید ، حتی سخت تر است. موضوعی که من به آن باز می گردم.) این همان کاری است که مصاحبه انگیزشی برای انجام این کار طراحی شده است : با ارائه روابط همدلی ، تأیید و توانمندسازی ، که در آن می توانند به ارزش ها ، اهداف و نقاط قوت خود بپردازند ، برای حل و فصل دوگانگی خود برای حل و فصل دوگانگی خود برای حل و فصل دوگانگی خود ، به افرادی که در دوگانگی استرس زا و خودکشی گیر کرده اند ، کمک کنید تا در جهت رشد و تغییر به ارزش ها ، اهداف و نقاط قوت خود بپردازند.

در پست های آینده روش هایی را که MI برای انجام این کار استفاده می کند ، بررسی می کنم ، چرا آنها مؤثر هستند (طبق صدها مطالعه تحقیقاتی و همچنین تجربه عملی هزاران پزشک MI) ، و اینکه چگونه می توانید این روش ها را در زندگی خود اعمال کنید بشر

اما من همچنین فراتر از تصویری که MI ارائه می دهد برای کشف دیدگاه های جدید ارائه شده توسط یک بدنه تحقیق در مورد دوگانگی در طی دو دهه گذشته. ما آموخته ایم که دوگانگی نیز به اشکال مختلفی از آن می آید که MI ما را با آن آشنا کرده است: می تواند پنهان شود و باعث می شود احساس گیر کنیم در حالی که هیچ تصوری از این دلیل نداریم. این می تواند باقیمانده باشد ، حتی پس از تصمیم گیری و متعهد به انجام آن ، ما را آزار می دهد.

حتی جذاب تر ، معلوم می شود که دوگانگی نیست همیشه حالت پریشانی که از آن به دنبال فرار هستیم. دوجانبه بودن می تواند مزایای مهمی را ارائه دهد. ما بررسی خواهیم کرد که این مزایا چیست و چگونه می توان آنها را بدست آورد. در عین حال ، همه به همان اندازه قادر به سرمایه گذاری در این مزایا نیستند. ما به دنبال این هستیم که چرا ، و چگونه می توان به کسانی که فقط دوگانگی را به عنوان یک نفرین تجربه کرده اند ، به تجربه هدایای خود کمک کنیم.

در کتاب او در فکر دوم ، بیل میلر به طرز حیرت انگیزی اظهار داشت که می توان مبهم بودن را “جوهر انسان بودن” دانست. افزایش درک ما از روشهای بی شمار که در آن دوگانگی در زندگی ما نقش دارد و چگونه می توان آن را به جای اینکه علیه ما کار کرد ، تمرکز این وبلاگ در ماه های آینده باشد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان