بسیاری بسته شدن را به عنوان یک پاکسازی کامل، یک شست وشو می دانند و تا زمانی که چیزی که مانع از حرکت آنها می شود کاملا حل نشود به خود اجازه نمی دهند که ادامه دهند. اما اگر اینطور باشد، آیا تعطیلی مانع رشد نمی شود؟ اجازه ندادن به جلو رانده شدن تا زمانی که گذشته را حل نکرده اید، تبدیل به یک قطعه دومینوی سقوط کرده است.
طبق این تعریف، بسته شدن شما را بسته نگه می دارد. بسته شدن جعبه بسته بندی شده ای نیست که با کمان بسته شده باشد. همچنین این یک افسون جادویی نیست که باعث شود همه دردهای شما ناپدید شوند. ما باید بسته شدن را دوباره تعریف کنیم تا قدرت کمتری بر ما داشته باشد و به دیواری در سفر درمانی ما تبدیل نشود.
بسته شدن یک پل است.
این است که توانایی انتقال، راه رفتن پس از انقضا. تعطیلی یعنی داشتن شجاعت هر روز صبح بیدار شدن و شروع به ساختن یک زندگی جدید. غیرقابل مذاکره برای اینکه اجازه ندهید آنچه اتفاق افتاده مانع از رفتن شما به هر کجا قبل از پایان رابطه شود. یا بعد از اینکه متوجه شدید در مسیری قرار گرفته اید که با شما صادقانه نبود، به مسیر جدیدی بروید. زیرا روابط می توانند ما را کور کنند.
بسته شدن، پذیرش است، نه پاره کردن یک فصل. آن قطعه از داستان شما به سفر شما و اینکه چه کسی می شوید کمک کرد. بنابراین ارزش فوق العاده ای دارد. پولیش – کدر نشود. اینکه امیدوار باشیم رابطه اتفاق نیفتاده یا آن را کنار بزنی، بسته شدن نیست. این انکار است – که دیواری ایجاد می کند.
پل بسته شدن با پذیرش ساخته می شود.
پذیرش بیش از قطعنامه: بسته شدن به معنای حل هر مسئله یا پاسخ به هر سوالی نیست. این در مورد پذیرش این است که گاهی اوقات ممکن است هرگز به پاسخ هایی که می خواهید نرسید، و این اشکالی ندارد. بسته شدن با توضیح کامل همراه نیست. پل همانطور که واقعیت را تصدیق می کنید و حرکت رو به جلو را انتخاب می کنید ساخته می شود. اگر منتظر توضیح، عذرخواهی یا هر چیزی هستید که نمی توانید به خودتان بدهید، تنها چیزی که می بندید مشت و قلبتان است. بسته شدن نیاز به یک گشایش دارد و این باز شدن نمی تواند به هیچ کس دیگری جز شما وابسته باشد.
پل بسته شدن به تنهایی ساخته شده است.
بسته شدن خود تولید شده: بر خلاف باور عمومی که بسته شدن باید از منابع خارجی باشد، مانند یک شریک سابق یا یک دوست گذشته، بسته شدن را فقط می توان در درون یافت. ما این قدرت را داریم که با درک احساسات خود، انعکاس تجربیات خود و بر عهده گرفتن مسئولیت درمان خود، بسته شدن خود را ایجاد کنیم.
پذیرش تغییر: بسته شدن عمیقاً با مفهوم تغییر مرتبط است. این در مورد تشخیص این است که زندگی ادامه دارد، و ما باید با آن تکامل پیدا کنیم. بسته شدن می تواند کاتالیزوری برای رشد و تحول شخصی باشد. به آن به عنوان پایان یک فصل و آغاز فصل دیگر نگاه کنید.
سفر، نه مقصد: بسته شدن یک فرآیند است، نه یک رویداد. این چیزی نیست که به آن برسید و سپس فراموشش کنید. این یک سفر مداوم برای خودشناسی و شفا است. ممکن است در طول مسیر احساسات و خاطرات خاصی را مرور کنید، اما این به این معنا نیست که شما بسته نشده اید. یعنی تو انسان هستی
واقع گرایی بر آرمان گرایی: بستن کار آسانی نیست. یک سفر درگیر است. و حتی در پایان آن، ممکن است همچنان احساس کنید که همه چیز بسته نشده است. و این اشکالی ندارد. نواقص زندگی و عواطف انسانی را در آغوش بگیرید و انتظارات خود را مدیریت کنید تا بتوانید موثرتر با آن کنار بیایید.
توانمندسازی: هنگامی که در درون خود بسته می شوید، کنترل روند بهبودی خود را به دست می گیرید. اتکا به خود برای بسته شدن، به جای منابع خارجی، رهایی بخش است و به شما قدرت بیشتری بر رشدتان می دهد.
ساختمان مقاوم سازی: پذیرش تغییر، تاب آوری را تقویت می کند. به جای اینکه بسته شدن را به عنوان پایان یک چیزی ببینید، آن را به عنوان آغاز رشد شخصی، دگرگونی، بهبودی، یک زندگی جدید، یک تجربه عشقی جدید، یک روایت جدید، و یک داستان جدید در نظر بگیرید.
ارتباط و اجتماع: شفا یک تلاش انفرادی نیست. وقتی در حال گذراندن این سفر هستید، خوب است که به دنبال حمایت باشید، چه از طریق درمان، دوستی، یا جوامع آنلاین. احساس ارتباط می تواند در فرآیند بسته شدن سودمند باشد.
زندگی آشفته است، احساسات پیچیده هستند، و هیچ رویکرد یکسانی برای درمان وجود ندارد. بسته شدن به معنای گره زدن به پایان نیست، بلکه در آغوش کشیدن نامرتب زندگی، پذیرش ناشناخته ها و یافتن قدرت برای حرکت به جلو است.