20:53 - 2025/05/18

برای زندگی بهترین ها بدترین را تجسم کنید

[ad_1] وقتی صحبت می شود ، من تمایل دارم که خودم را نسبتاً خوش بین ببینم. من به پیشرفت اعتقاد دارم ، در مورد امید صحبت می کنم ، من به خوشبختی و هدف قهرمان می شوم. و با این حال ، یک روش بسیار خاص وجود دارد که من معتقدم که ما باید بدبینی را ...

برای زندگی بهترین ها بدترین را تجسم کنید

[ad_1]

وقتی صحبت می شود ، من تمایل دارم که خودم را نسبتاً خوش بین ببینم. من به پیشرفت اعتقاد دارم ، در مورد امید صحبت می کنم ، من به خوشبختی و هدف قهرمان می شوم. و با این حال ، یک روش بسیار خاص وجود دارد که من معتقدم که ما باید بدبینی را در آغوش بگیریم ، به خصوص وقتی صحبت از هدف است.

من در مورد چه چیزی صحبت می کنم؟

تجسم منفی

این یک فلسفه استوایی است که به عنوان لاتین شناخته می شود پیشدیتاتیو مالور– به طور کلی ، “پیش بینی شرارت ها”. و گرچه ممکن است این کابوس به عنوان یک کابوس به نظر برسد ، در واقع ابزاری قدرتمند برای رشد و تحقق شخصی است.

ریشه های باستانی تجسم منفی

این عمل برای اولین بار توسط فیلسوف رومی رومی سنکا ، حدود 4 پیش از میلاد بیان شد. در او نامه هایی به لوسیلیوس، سنکا مردم را ترغیب کرد تا در مورد خسارات و بدبختی های احتمالی تأمل کنند – نه به عنوان راهی برای فلج شدن توسط ترس ، بلکه به کاهش دادن ترس و قدردانی.

Epictetus ، یک برده سابق فیلسوف در حدود 50 سال میلادی ، آموخت که تصور سختی به ما کمک می کند تا مقاومت و جدا از چیزهایی فراتر از کنترل خود ایجاد کنیم.

و مارکوس اورلیوس ، امپراتور رومی که مدیتیشن امروزه هنوز هم به طور گسترده ای خوانده می شود ، به عنوان بخشی از آموزش معنوی روزانه خود ، تجسم منفی انجام می شود. او خود را دائماً از ناپایداری یادآوری می کرد تا بتواند با تعادل روبرو شود.

این سه متفکر فقط حکمت باستانی را ارائه نمی دادند. آنها ابزارهای روانشناختی عملی را ارائه دادند. و علم مدرن سرانجام در حال جلب توجه است.

چرا بدترین را تصور می کنید؟

بیایید امروز آن را وارد کنیم. چرا عمداً وقت خود را صرف تصور شکست ، ناامیدی یا حتی مرگ می کنید؟

از آنجا که انجام این کار می تواند به شما کمک کند زندگی هدفمندتر ، آرام و متمرکز تری داشته باشید.

احتمالاً من شنیده اید که در مورد تفاوت بین هدف بزرگ P و هدف کوچک P صحبت می کنم. هدف بزرگ-P هدف گرا است-این مأموریت شما ، جاه طلبی بزرگ شماست ، اجلاس مورد نظر شما. اما هدف کوچک-P در مورد روند است. این در مورد شادی است که احساس می کنید کاری معنی دار انجام می دهید ، حتی اگر در پایان نتیجه بزرگی و براق وجود نداشته باشد.

تجسم منفی به ما کمک می کند تا از فشار Big-P خارج شود و به ما یادآوری می کند که P-P را در آغوش بگیریم. در اینجا چگونه است.

1. این روند را بر روی هدف اولویت بندی می کند

وقتی شما را فرض می کنید نمی گواند به هدف بزرگ خود برسید – چه در حال نوشتن کتاب ، راه اندازی شرکت ، یا کوهنوردی از کوه – شما مجبور شدید از خود یک سؤال عمیق تر بپرسید: آیا به هر حال از این روند لذت می برم؟

تجسم منفی به ما کمک می کند تا نتیجه را کنار بگذاریم و روی تجربه تمرکز کنیم. اگر از روز به روز انرژی می گیرید ، سفر به پاداش تبدیل می شود. این هدف کوچک-P است.

2. این باعث می شود جایی برای تصادفات شاد باشد

بیایید بگوییم رویای شما این است که به قله یک کوه برسید. اما هنگام صعود ، دره نفس گیر را کشف می کنید – مکانی که قصد نداشتید بروید ، اما آن را دوست دارید. شما تصمیم می گیرید که در آنجا متوقف شوید ، بمانید ، اکتشاف کنید.

با تصور اینکه اجلاس هرگز اتفاق نمی افتد ، به خودتان انعطاف پذیری ذهنی اجازه می دهید تا کشف کنید جایگزین منابع هدف و شادی.

برخی از بهترین قسمت های زندگی وقتی اتفاق می افتد که دوره را پشت سر می گذاریم. تجسم منفی این امکان را توسط جدا کردن شما از یک مسیر سفت و سخت و به شما کمک می کند تا در دسترس باشید.

3. این به شما کمک می کند تا از تله سازگاری هیدونیک جلوگیری کنید

شما می دانید که وقتی سرانجام به یک هدف رسیدید – یک ارتقاء ، یک خانه جدید ، بهترین شخصی – شما احساس شگفت انگیز می کنید … اما در نهایت این احساس محو می شود؟ این اقتباس هیدونیک است. ما انسانها برای عادی سازی حتی دستاوردهای خارق العاده سیم کشی شده ایم.

اما اگر تجسم منفی را تمرین می کنید – اگر به طور مرتب در مورد عدم دستیابی به آن هدف تأمل کنید – پس از آن که به آن برسید یا نه ، اهمیت کمتری پیدا می کنید. شما از تعقیب اوج هایی که ناگزیر محو می شوند متوقف می کنید و در عوض خود را به معنای لنگر می اندازید در حال حاضربشر

هنگامی که شما از تثبیت نتایج دست نمی کشید ، خود را از دام “من خوشحال می شوم …” و شروع به زندگی در “من خوشحالم …”

در پایان: بدترین زندگی را برای زندگی بهترین تجسم کنید

استوئیک های باستانی نیهیلیست نبودند. آنها سعی نمی کردند شما را افسرده کنند. آنها افراد عمیقی عملی بودند که می خواستند به دیگران کمک کنند زندگی بهتر ، عاقل تر و مقاوم تر زندگی کنند.

بنابراین بله – تصور شکست. تصور کنید که همه چیز اشتباه پیش می رود. نه اینکه خود را بترسانید ، بلکه به خود را آزاد کنیدبشر

وقتی این کار را می کنید:

• شما از چسبیدن به اهداف دور دست خودداری می کنید.

• شما در شادی فرآیند سرمایه گذاری می کنید.

• در را برای تعجب و کشف باز می کنید.

• شما خود را از تصادف سازگاری هیدونیک محافظت می کنید.

به طور خلاصه ، شما یک زندگی مبتنی بر هدفمندتر ایجاد می کنید.

از آنجا که در اینجا پارادوکس وجود دارد – هرچه بیشتر از نظر ذهنی برای آنچه ممکن است اشتباه پیش برویم ، بیشتر آماده می شویم تا آنچه را که درست در مقابل ما است ، در آغوش بگیریم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان