“اما” در مقابل “و”.
شاید شما در مورد این کلمات و تأثیر آنها چیز زیادی فکر نکرده باشید.
من هم تا زمانی که کنجکاو شدم قدرت کلمات و چگونه آنها می توانند بر آنچه در بدن ، احساسات ما و حتی رفتارهای ما اتفاق می افتد ، تأثیر بگذارد.
این را در نظر بگیرید …
“من می خواهم آن پروژه جدید را شروع کنم ، اما می ترسم جهش را بگیرم. “
“من می خواهم به ورزشگاه بروم ، اما من امروز واقعاً مثل آن احساس نمی کنم. “
“من می خواهم این عادت را تغییر دهم ، اما خیلی احساس سختی می کند. “
دوره ، پایان آیا توقف سخت کلمه “اما” را حس می کنید؟ آن عبارات را در ذهن خود بگویید و خودتان ببینید که چگونه در بدن شما فرود می آیند. چه اتفاقی می افتد؟
“اما” اغلب می تواند ما را بسازد احساس کردن همانطور که باید از آن خلاص شویم تا بتوانیم به جلو حرکت کنیم و آن قدم بعدی را برداریم. (اگر من نمی ترسیدم ، اگر احساس کردم ، اگر خیلی دشوار نبود … پس من به جلو حرکت می کردم.)
بنابراین اکنون ، این را در نظر بگیرید …
“من می خواهم آن پروژه جدید را شروع کنم وت می ترسم جهش را بگیرم. “
“من می خواهم به ورزشگاه بروم وت من امروز واقعاً مثل آن احساس نمی کنم. “
“من می خواهم این عادت را تغییر دهم وت خیلی احساس سختی می کند. “
وقتی این عبارات را می گویید آیا در بدن خود چیز دیگری متفاوت است؟
“و” ما را به سمت احتمال نگه داشتن هر دو حقیقت باز می کند نیازمند برای خلاص شدن از شر. بله ، من می خواهم آن پروژه را شروع کنم و می ترسم از جهش استفاده کنم. ترس هم اینجاست. ترس در کنار اشتیاق من برای انجام این کاری که به آن اهمیت می دهم نشان داده شده است.
یک روش جدید برای نزدیک شدن به تغییر
چه می شود اگر نیازی به خلاص شدن از شر آنچه ناخوشایند یا ناراحت کننده است برای دنبال کردن آنچه واقعاً می خواهیم؟
چه می شود اگر به جای تلاش برای خلاص شدن از شر ناراحتی که همراه با تغییر است ، پذیرفتیم که این نیز برای سوار شدن است – بخشی از تجربه انسانی ما ، بخشی از سفر؟ چه چیزی ممکن است ممکن شود؟
ما به عنوان انسان ، ما به طور طبیعی به دنبال آنچه دلپذیر است و سعی می کنیم از دردناک بودن جلوگیری کنیم. این غریزه ، که به زیست شناسی ما سیمی شده است ، به ما کمک کرد تا به عنوان یک گونه زنده بمانیم. این یک استراتژی مخصوصاً مفید است که ما می خواهیم از تهدیدهای بیرونی و جسمی (مانند ببرهای دندانه دار و مانند آن) خودداری کنیم. اما وقتی از همین استراتژی برای تلاش برای فرار از احساسات و احساسات درونی خود استفاده می کنیم ، خیلی خوب کار نمی کند.
زمینه پذیرش و تعهد درمانی (ACT) مسیری متفاوت را به پیش می برد. این به ما می آموزد که وقتی تجربیات درونی خود را می پذیریم (بدون اینکه سعی کنیم آنها را دور کنیم و بدون اینکه در آنها بلعیده شویم) ، آزادی بیشتری داریم که به سمت اهداف خود حرکت کنیم و آنچه در زندگی ما مهم است.
وقتی سعی می کنیم مقاومت کنیم یا از شر آنچه ناخوشایند است خلاص شویم ، این انرژی عاطفی و روحی را می طلبد. تمام انرژی گره خورده در تلاش برای ایجاد احساسات و احساسات ناخوشایند ما (یا منتظر برای اینکه آنها از بین بروند) می تواند ما را از هدایت انرژی به سمت زندگی ما و چیزهایی که ممکن است برای ما معنی ، رضایت و بهزیستی به ارمغان بیاورد ، باز دارد. و اگر منتظریم تا این ناراحتی از بین برود ، ممکن است مدت طولانی منتظر بمانیم.
علاوه بر این ، “اما” را می توان در بدن ، در سطح سیستم عصبی ، به عنوان “تهدید” خواند. من می خواهم به دنبال آن چیز بروم ، اما می ترسم. پیام اساسی در این کلمات (حداقل برای من) این است: “ترس من خطرناک است ، باید از آن اجتناب کرد.” وقتی با چیزی روبرو می شویم که برای سیستم عصبی ما تهدیدآمیز است ، می توانیم با سفت شدن فیزیولوژیکی ، انقباض یا چسباندن پاسخ دهیم. از نظر رفتاری ، این می تواند به عدم احساس ایمن بودن یا حرکت به سمت اهداف ما تبدیل شود. این یک پاسخ محافظ است که می تواند در زیر سطح آگاهی اتفاق بیفتد.
از طرف دیگر ، کلمه “و” فراگیرتر است ، و درست از دریافت می پذیرد. با “بله و” می توانم هم خواسته های خود و هم ترس هایم را درج کنم. از نظر فیزیولوژیکی کمی راحت تر به بدن ، مهاربندی کمتر ، مقاومت کمتری دعوت می کند. این می تواند پاسخ تهدید ما را کاهش داده و به ما کمک کند تا احساس امنیت بیشتری برای نزدیک شدن به آنچه در مقابل ما است ، احساس کنیم. این می تواند ما را به این احتمال باز کند که بتوانیم احساس ناراحتی کنیم و هنوز هم این کار را برای ما انجام دهیم.
این را امتحان کنید
- در مورد گامی که می خواهید امروز به سمت هدفی برسانید فکر کنید که بهزیستی بیشتری را در زندگی شما به ارمغان می آورد.
- با یک جمله “و” که نام آنچه را که شما می خواهید نامگذاری کنید و هرگونه ناراحتی را که ممکن است در مورد نزدیک شدن به این هدف احساس کنید ، نامگذاری کنید. (به عنوان مثال ، من می خواهم امروز در جلسه کاری خود صحبت کنم و به اشتراک بگذارم وت من از آنچه مردم ممکن است فکر کنند می ترسم.)
- توجه داشته باشید چه اتفاقی می افتد اگر بپذیرید که ناراحتی شما (در مثال بالا ، شک و تردید) ممکن است حضور داشته باشد و تصور می کنید که می توانید آن را همراه خود داشته باشید (در صندلی عقب ماشین ، با شما در صندلی راننده). چه چیز دیگری هنگام انجام این کار در دسترس شما قرار می گیرد (شجاعت ، پشتکار ، تعهد ، برابری)؟ توجه کنید که چگونه این ناراحتی با کلمه “و” قدرت کمتری نسبت به “اما” دارد.
- با وجود انرژی آزاد شده با عدم مقاومت یا خلاص شدن از ناراحتی خود ، انرژی خود را بر این نکته متمرکز کنید که چرا این هدف برای شما مهم است (به عنوان مثال ، من ایده هایی دارم که فکر می کنم واقعاً می تواند به تیم کمک کند ؛ من می خواهم بیشتر کمک کنم و احساس می کنم من بخشی از کل هستم).
ایجاد تغییرات ، قدم گذاشتن به قلمرو ناآشنا و خارج از منطقه راحتی ما ، برای اکثر ما چالش برانگیز است. به جای اینکه نیاز به ناراحتی خود برای از بین رفتن داشته باشیم ، تغییر از “اما” به “و” می تواند به ما یادآوری کند که ما این را بدست آورده ایم ، ترس و همه ، و ما می توانیم به سمت آنچه واقعاً مهم است حرکت کنیم.