23:51 - 2025/02/22

بدبینی دفاعی چگونه مدیریت اضطراب را پیچیده می کند

[ad_1] کسانی که با هیچ نوع بیماری روانی دست و پنجه نرم نکرده اند ، درک استحکام اعتقادات بسیار منفی و حتی آشکارا نادرست را دشوار می دانند. آنها تعجب می کنند که چگونه ممکن است که شواهد و مهربانی برای تغییر این عقاید کافی باشد. مسلماً ، کیفی...

بدبینی دفاعی چگونه مدیریت اضطراب را پیچیده می کند

[ad_1]

کسانی که با هیچ نوع بیماری روانی دست و پنجه نرم نکرده اند ، درک استحکام اعتقادات بسیار منفی و حتی آشکارا نادرست را دشوار می دانند. آنها تعجب می کنند که چگونه ممکن است که شواهد و مهربانی برای تغییر این عقاید کافی باشد. مسلماً ، کیفیتی که اکثریت قریب به اتفاق بیماران ما را متحد می کند سرسختی است – این حس که دیدگاه های آنها نه تنها صحیح است بلکه تنها مواردی است که اهمیت دارند.

کیفیت محافظ اعتقادات سرسخت

اگر اعتقادات را به عنوان مکانیسم های شناختی برای حمایت و محافظت از خود فکر کنیم ، می توانیم به راحتی درک کنیم که چرا بسیاری از ما اغلب به سمت ایمنی عقب می مانیم. اعتقادات ، از این نظر ، با اضطراب کار می کنند تا به ما در ارزیابی خطر کمک کنند. و اگر تمایل به وسواس داشته باشیم ، نگران این هستیم که ارزیابی های مثبت یا خنثی دقیق تر باشد ، اضطراب ما حتی ممکن است احساس خطر را افزایش دهد ، بدون هیچ مدرک اضافی. بدون مداخله ، رفع روند نگران کننده فقط باعث نگرانی بیشتر شما خواهد شد. و نگرانی تمایل دارد که برداشت های ما را از بین ببرد. به گفته آرن نیووهویز و راول اودجانز ، در مقاله تحقیقاتی خود در مورد اضطراب و عملکرد ادراکی و حرکتی ، “تحت اضطراب ، توجه از اطلاعات مربوط به کار ، به سمت اطلاعات مربوط به تهدید (یعنی تعصب توجه) دور می شود و مردم هستند. به احتمال زیاد محیط آنها را تهدیدآمیز می دانند یا تفسیر می کنند (یعنی تعصب تفسیر). “

به عبارت ساده ، افکار ما فقط بر احساسات ما تأثیر نمی گذارد. احساسات ما همچنین از طریق درک و تفسیرهای ما از خود و جهان بر افکار (یا اعتقادات) ما تأثیر می گذارد.

بنابراین ، اگر ذهن ما برای محافظت از ما باشد ، آنها غالباً در جستجوی خطر هستند ، اگر انتظار داشته باشیم و تمایل به نگرانی در مورد برخورد با آن داریم ، علائم خطر را تفسیر می کنند و به دلیل تمایل قوی و ذاتی درگیر سرسختی می شوند بی ضرر بمانید این الگوی در کمال گرا ها برجسته است ، که دارای یک عقیده قوی هستند که نواقص آنها را نامطلوب می کند. برخی نگران ظاهر خود هستند در حالی که برخی دیگر نگران شخصیت خود هستند. هرچه نگران کننده باشد ، نتیجه دغدغه با نقص آنها است ، یک مارپیچ نشخوار کننده ثابت که شامل بسیاری از تحریفات شناختی است – فاجعه بار که هرگز دوست داشتنی نخواهند شد ، شخصی سازی های گذشته را شخصی می کنند ، خود را به عنوان بی ارزش و معتقدند که دیگران مخفیانه از آنها متنفر هستند.

هنگامی که این نقص ها به ظاهر شخص مربوط می شود ، به دلیل افزایش اضطراب ناشی از شایعات ، ممکن است نقص های درک شده حتی بدتر به نظر برسند. Feusner و همکاران ، در تحقیقات خود در مورد تفاوت های ادراکی در کسانی که با Dysmorphia بدن (BDD) مبارزه می کنند ، توجه داشته باشید ، “یکی از حوزه های بالقوه بالقوه بالینی بالینی در BDD ، درک تحریف از ظاهر است. آنها ویژگی های خاصی را نقص می دانند ، به عنوان مثال ، بینی آنها کج است یا پوست آنها بر خلاف آنچه دیگران از آنها درک می کنند ، به هم می خورد. در بیشتر موارد ، به نظر می رسد آنها بیش از حد روی جزئیات ظاهر خود به قیمت جنبه های جهانی یا پیکربندی متمرکز شده اند. ” تمرکز بیش از حد نه تنها این جزئیات را آشکارتر می کند. حتی آنها را تحریف می کند.

مضرات بدبینی دفاعی

این یافته در کل برای کمال گرایی کاربرد دارد ، که مستلزم نگرانی شدید با جزئیات است. همه چیز نه تنها اهمیت دارد بلکه اهمیت زیادی دارد. بنابراین ، بسیاری از مشتریان کمال گرا ما ، با اعتقاد به اینکه خود را بر اساس این یا آن نقص یکبار مصرف می کنند ، درگیر بدبینی دفاعی هستند ، استراتژی که از طریق آن فرد خود را ترغیب می کند تا انتظارات خود را کم نگه دارند ، که به نوبه سعی کنید از هر نتیجه منفی احتمالی جلوگیری کنید. این ممکن است به طور قابل توجهی آتش سوزی شود.

هنگامی که از آن استفاده می شود ، کمی بدبینی (سکوت هیجان شخص با در نظر گرفتن یک نتیجه منفی ممکن است اما به احتمال زیاد) منفی نیست. اما ، بیماران کمال گرا ما تمایل به استفاده از بدبینی دفاعی برای جلوگیری از خطرات به طور کلی (در صورت افراطی) ، جلوگیری از هرگونه آسیب ، یا به حداقل رساندن تلاش های آنها ، به این ترتیب که آنها می توانند خودشان بگویند ، “خوب ، من احتمالاً ناکام نبودم زیرا من اهمیتی ندادم خیلی زیاد. ” بدبینی دفاعی می تواند به راحتی یکی را بر روی لبه نوک بزند زیرا این امر بر روی تمایل شدید به عاطفی دست نخورده پایه گذاری شده است ، حتی اگر این به معنای تقویت یک تصویر منفی منفی باشد (که ممکن است آنها همچنان امیدوار باشند اشتباه باشد) و مجموعه ای به همان اندازه قوی اعتقادات در مورد پتانسیل فرد. ممکن است رفع یا تغییر چیزی در هنگام احساس ناامیدی چالش برانگیز باشد. و هر آنچه که در ابتدا غیر منطقی یا ناچیز است ، به ندرت برای یک تغییر نام واقعی تر باز می شود.

هنگامی که روان درمانی ، مویا سارنر خاطرنشان کرد: “برخی زندگی ایمن را در طول زندگی بهتر انتخاب می کنند” ، منظور او این بود که برخی از آنها به طور دائمی با هزینه شادی ارزش قائل می شوند. علاوه بر این ، با این حال ، آنها همچنین ممکن است باور نکنند که شادی برای آنها باشد. تا حدودی ، این اعتقاد یک استراتژی با هدف محافظت از خود است. با این حال ، هنگامی که بدبینی دفاعی صرفاً بدبینی است ، دفاع در برابر هرگونه ناامیدی ، استحکام آن از طریق سرسختی پایدار می شود ، اصرار مبنی بر اینکه چیزها نمی توانند در غیر این صورت براساس تجربیات شخصی (که اغلب خاطرات انتخاب شده گیلاس و حتی تحریف شده هستند) و ادراکات باشد. (که اغلب با ترس و غم و اندوه چرب می شوند).

توجه به این نکته مهم است زیرا ما اغلب نظرات خود را شبیه به آنچه در بالا ذکر شد اشتباه می کنیم ، و معتقدیم که این یک انتخاب ساده است ، که من مویا را به معنای واقعی کلمه نمی دانم. حفظ اعتقادات بدبینانه به یک روند شناختی پر دردسر بستگی دارد و به مشتریان خود کمک می کند تا سرسختی خود را کاهش دهند و اعتماد به نفس را با ذهن باز ایجاد کنند ، به یک تلاش به همان اندازه دشوار بستگی دارد. در اصل ، این نمونه ای از آنچه برای کسی است که با اضطراب و تفکر منفی دست و پنجه نرم می کند ، است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان