مردی در حال ارسال یادآوری برنامه
منبع: کارولینا/پکسل، کانوا
اخیراً یک اشتباه جزئی مانند یک مشت در روده احساس می شود. دوباره فراموش کردم بطری های آب بچه هایم را بسته بندی کنم.
شوهرم به من اطمینان داد: «آنها زنده خواهند ماند. اما با تصور دهان های خشک و چهره های ناامیدشان، خامی لغزش من همچنان ادامه داشت. علاوه بر این، من نگران این بودم که به عنوان یک والدین بی نظم دیده شوم.
در اوایل زندگی ام، یاد گرفتم که فراموشی را با شکنندگی مرتبط کنم. فراموشی منجر به حیرت و سخنرانی از سوی بزرگسالان شد و هنگامی که دیگران چیز مهمتری برای گفتن داشتند که نمی خواستند فراموش کنند، قطع شد.
فراموشی بخشی از شرایط انسان است، اما در جامعه مدرن رپ بدی به دست آورده است. بهجای اینکه کاستیهای کوچک حافظه را بهعنوان ویژگیهای دوستداشتنی ببینیم، آنها را آسیبشناسی میکنیم، از ترس اینکه نشانهای از ADHD، زوال عقل، کووید طولانیمدت یا پیر شدن باشند، که جامعه نیز به دلیل پیری، آنها را آسیبشناسی میداند. هنگامی که مشکلات حافظه مربوط به بیماری است، افراد آسیب دیده در تلاش هستند تا در یک جامعه دارای بهره وری و موقعیت دارای ارزش احساس کنند. از سوی دیگر، عوامل سبک زندگی مانند مدیریت ضعیف استرس، کمخوابی و انجام مسئولیتهای زیاد نیز میتوانند ریشه فراموشی باشند.
ما با پیامهایی از یک صنعت چند میلیارد دلاری داروهای تقویتکننده حافظه و همچنین برنامههای یادآوری بیپایان بمباران شدهایم که نه تنها میگویند یک حافظه کامل ممکن است (اینطور نیست)، بلکه هرگز فراموش نکردن یک شرط ضروری است. برای شایستگی از قضا، ترس از اینکه فراموشی به این معنی است که مشکلی در شما وجود دارد، خود باختن است. این دلیلی است که برخی از مشتریان من در برابر استراتژی هایی مانند چک لیست ها و جعبه های هفتگی قرص مقاومت می کنند.
حافظه زندگی ما را معنادار، سازنده و لذت بخش تر می کند. این به ما این امکان را می دهد که دوستان بهتر و والدین و شرکای مسئولیت پذیرتری باشیم، زیرا یادمان می رود برای تولد ناهار و کیک های کوچک مدرسه درست کنیم. این به ما این امکان را می دهد که در مدرسه خلاق تر و در محل کار خلاق تر باشیم. همچنین ممکن است موضوع مرگ یا زندگی باشد. فراموش کردن مصرف داروی قلب یا بلند کردن کودک نوپا که چرت میزند از ماشین داغ هرگز اختیاری نیست.
اما تلاش برای بودن کامل به خاطر سپردن همچنین می تواند به روابط آسیب برساند و اگر شریک زندگی شما فراموش کند در راه خانه شیر برداشت کند یا نسبت به دوستی که روز تولد شما را فراموش کرده است احساس رنجش کند، منجر به ناامیدی شود.
وقتی دیگران آنچه را که ما می خواهیم به خاطر بسپارند را به خاطر نمی آورند، تصور می کنیم که به اندازه کافی به ما اهمیت نمی دهند. این باور نادرست می تواند به آزار و رنجش دامن بزند. به گفته روانشناس شناختی دانیل ویلینگهام، نویسنده چرا دانش آموزان مدرسه را دوست ندارند، اینکه بخواهید چیزی را به خاطر بسپارید تضمین نمی کند که آن را به خاطر بسپارید. در تجربه من، استفاده از استراتژی هایی مانند نوشتن یادآوری و تنظیم ساعت زنگ دار کمک می کند، اما حتی این ها هم بی عیب و نقص نیستند. به عنوان مثال، دیشب، مطمئن بودم که زنگ ساعت را روی گوشیم تنظیم کرده بودم تا ساعت 6 صبح از خواب بیدار شوم و صبح روز بعد متوجه شدم که دکمه “ذخیره” را هنگام تنظیم آن فشار نداده ام. بنابراین در عوض ساعت 7 صبح از خواب بیدار شدم و احساس شکست کردم.
نگرانی در مورد فراموشی همچنین به شک به خود دامن می زند که به نوبه خود بر نحوه تعامل ما با دیگران تأثیر می گذارد. اگر توالی دقیق وقایع را به خاطر نیاورم، آنها را از گفتگو کنار می گذارم. گاهی اوقات، تلاش برای به خاطر سپردن همه چیز باعث می شود فراموش کنم که مهم ترین اطلاعات را ذکر کنم، مواردی که بیشتر دوست دارم طرف مقابل به خاطر بسپارد. به عنوان مثال، ممکن است توضیح دهم که چرا از یک میان وعده لذت می برم، اما فراموش کنم از شوهرم بخواهم که بیشتر از آن را در فروشگاه تهیه کند.
بخشیدن فراموشی، یا حداقل تحمل آن، به این معنا نیست که نمی توانیم از فراموشی دیگران احساس خشم، صدمه یا بی احترامی کنیم، و همچنین به این معنا نیست که نمی توانیم از خودمان به خاطر اشتباهات خود ناامید شویم. اما ما میتوانیم آشکارا درباره این احساسات صحبت کنیم و به دنبال راهحلهایی باشیم و همزمان بخشش را انتخاب کنیم.
در اینجا چند راهنمایی برای کمک به تمرین بخشش برای فراموشی خود و دیگران وجود دارد:
- بپذیرید که بخشش یک فرآیند است. به گفته پزشکان رفتاردرمانی دیالکتیکی کاملاً باز (RO-DBT)، که به افرادی که با کمال گرایی ناسازگار دست و پنجه نرم می کنند، کمک می کند، مهارت های بخشش شامل سوگواری از دست دادن انتظاراتی است که از خود و دیگران داشتید، تمرین قدردانی و به خاطر سپردن این موضوع که همه انسان ها دارای یک اشتراک هستند. پیوند مشترک رنج (در این مورد، همه ما فراموشکار بوده ایم). این کار و تکرار می خواهد. انتظار داشته باشید که فراموشی را بارها و بارها ببخشید. با تمرین، باید آسان تر شود و طبیعی تر شود.
- روحانی شوید. معنویت، در مقابل مذهب سازمان یافته، این ایده است که نظم طبیعی در رویدادهای زندگی وجود دارد که کنترل محدودی بر آن داریم. ما میتوانیم فراموشی را به عنوان بخشی از فراز و نشیبهای زندگی دوباره در نظر بگیریم، و حتی باور کنیم که ممکن است مزایای غیرمنتظرهای از آن حاصل شود. به عنوان مثال، الکساندر فلمینگ زمانی که فراموش کرد ظرف پتری را با باکتری بپوشاند، پنی سیلین را کشف کرد. وقتی فراموش کردم که عینک را در کیف کمپ تابستانی دخترم ببندم، او متوجه شد که برای لذت بردن از شنا به آنها نیازی ندارد.
- به دیگران متمایل شوید. بخشش فراموشی هم شامل پذیرش خود می شود و هم این که تصور نمی کنید دیگران آنچه برای شما مهم است را به خاطر بسپارند. یادآوری اینکه انواع مختلفی از حافظه وجود دارد نیز ممکن است مفید باشد. همه ما نقاط قوت و چالش هایی داریم. برای مثال، بهتر است داستانهایی را که مردم درباره زندگیشان برایم تعریف میکنند، به یاد بیاورم، در حالی که با یادآوری آدرس خانه یا محل پارک ماشینم مشکل دارم.
- استراحت کنید. درست مانند استراحت کردن برای جستجوی یک مورد گم شده می تواند به شما کمک کند وقتی جستجوی خود را از سر می گیرید سریعتر آن را پیدا کنید، برداشتن فشار از خود برای به خاطر سپردن چیزی می تواند به شما کمک کند بعداً با ذهنیتی آرام تر و متمرکزتر به موضوع بازگردید. استراحت کردن یا قرار دادن آن در پشت مشعل ممکن است راهی موثر برای بخشیدن فراموشی شما باشد.
بخشیدن فراموشی نمونه ای از این است که چگونه درک روانشناسی انسان این پتانسیل را دارد که نه تنها به ما کمک کند تا در زندگی خود احساس رضایت بیشتری داشته باشیم، بلکه دنیایی دلسوزانه تر بسازیم. این به ما یادآوری می کند که برای پیشرفت به همدیگر و بخشش یکدیگر نیاز داریم.