یک یهودی لهستانی به نام سارا یک بار این داستان را برای من تعریف کرد: در آغاز جنگ جهانی دوم، زمانی که او کودک بود، خانواده اش را به اردوگاه های کار اجباری فرستادند. طی چند سال بعد، آنها از اردوگاهی به اردوگاه دیگر رفتند. یکی یکی اعضای خانواده مردند. سرانجام، او در شب کریسمس، آخرین کریسمس جنگ (1944) به تنهایی در آشویتس به پایان رسید و مریض بود و در تیمارستان، همان طور که بود.
او به یاد می آورد که روی تخت در کنار دختر جوان دیگری که او نیز بیمار بود، دراز کشیده بود. آنها به یکدیگر نگاه کردند، کریسمس را به یکدیگر تبریک گفتند و دست در دست هم گرفتند. آنها در طول شب دست به دست هم دادند و منتظر صبح کریسمس بودند.
و سپس سارا گفت: “آن روز بود که فهمیدم جهان آنقدر خوب و پر از زیبایی است که هیچ چیز و هیچ کس، حتی نازی ها، هرگز نمی توانند آن را از بین ببرند.”
وقتی رویدادهای سخت جهانی اتفاق میافتد، امید میتواند لغزنده شود.
ما قرار است به رویدادهای جهان و پیشرفت جهان اهمیت بدهیم. این خوب است. اما، وقتی اتفاقات بدی میافتد، به راحتی میتوان دنیا را بهعنوان جایی که فکر میکردی میدانی نیست ببینی: زشتتر، پستتر، خطرناکتر و خارج از کنترلتر.
در آن زمانها، بسیاری در برابر هوس دیدن دنیا بهعنوان بیش از حد وحشتناک – حداقل بیشتر روزها – مقاومت میکنند. این تا حدی به این دلیل است که ما هزینه شخصی را احساس می کنیم. به نظر می رسد تحقیقات روانشناختی اخیر این موضوع را تایید می کند. وقتی انسانها دنیا را بهعنوان مکان بدی میبینند، بهزیستی خودمان نیز ممکن است آسیب ببیند. یک مطالعه بر این باور است که دنیا مکان بدی است با افسردگی و اقدام به خودکشی و همچنین دوست نداشتن شغل و بدتر بودن در آن (کلیفتون و مایندل، 2020).
چیزی که محققان (تاکنون) نمی دانستند این است که هزینه دیدن جهان به عنوان یک مکان بد فقط شخصی نیست، بلکه بین فردی نیز هست.
محققان اد لمی و جنیفر کوتری در دانشگاه مریلند 159 زوج (318 نفر) را در مدت 14 روز ردیابی کردند. هر روز، زوجها افکار و احساسات خود را در مورد بسیاری از چیزها، از جمله رضایت از رابطه، ویژگیهای مثبت و منفی که احساس میکردند شرکایشان نشان میدهند، و میزان باورشان را ثبت میکردند. آن روز که دنیا جای خوبی بود
اد و جنا دریافتند که مردم می توانند و در برخی روزها تصمیم می گیرند تا دنیا را متفاوت ببینند. این یک یافته بزرگ برای افراد تحقیقی مثل من بود. ما مدتهاست میدانیم که این باورهای جهانی – که توسط محققان اغلب «باورهای جهان اولیه» یا به اختصار «اولیهها» نامیده میشوند- میتوانند در طول زمان کاملاً پایدار باشند (لودویگ و همکاران، 2023). اما اگرچه میانگین ثابت است، اما معلوم می شود که افراد هنوز هم می توانند از روز به روز کمی متفاوت باشند.
چه اتفاقی میافتد وقتی تسلیم میشویم دنیا را مکانی وحشتناک حتی برای یک روز ببینیم؟
اد و جنا دریافتند که در روزهایی که یکی از شرکا (مثلاً جک) دنیا را بدتر میبیند، جک نیز رابطهاش با جیل (همسر ضربالمثلیاش) را رابطهای نامطلوب میبیند. نه تنها این، جک نظرات تندتری را در مورد طیف وسیعی از ویژگیهای شخصی جیل گزارش میکند، و این نظر پایینتر از ویژگیهای شخصی جیل تا حد زیادی توضیح میدهد (در اصطلاح محقق، «واسطه» میکند) چرا جک دیگر آنقدر از رابطهاش با جیل قدردانی نمیکند.
اما به نظر می رسد که باور فرسایش یافته جک به اینکه دنیا خوب است نیز بر نظر جیل در مورد این رابطه تأثیر می گذارد، خواه جهان بینی جیل تغییر کند یا نه. نکته قابل توجه این است که وقتی جک دنیا را بدتر میبیند، جیل نیز در این رابطه کمتر خوشحال میشود و همچنین جک را مرد خوبی نمیداند و گزارش میدهد که ویژگیهای جک نیز چندان عالی نیست.
به نظر می رسد اتخاذ دیدگاه منفی تر از جهان، حتی برای یک روز، به مهم ترین روابط ما آسیب می زند.
اما اد و جنا اولین کسانی هستند که به شما می گویند که این فقط داده های همبستگی است. به عنوان مثال، وقتی برای اولین بار در مورد این مطالعه شنیدم، به اد گفتم که این احتمالا فقط نوسانات خلقی و عزت نفس است. از این گذشته، در روزهایی که احساس خوشبختی می کنید، مطمئناً دنیا روشن تر به نظر می رسد و شما در مورد روابط اولیه خود احساس بهتری دارید، درست است؟
اد سرش را تکان داد و گفت: ما به آن نگاه کردیم. هر روز مطالعه، اد و جنا همچنین عزت نفس روزانه و رفاه روزانه را اندازه گیری کردند. نتایج واضح بود.
تغییرات روزانه در عزت نفس یا بهزیستی این یافته ها را توضیح نداد.
درعوض، بهترین توضیحی که اد و جنا دارند – هرچند به دور از قطعیت – این است:
روابط ضروری خوانده می شود
برای مدتی، بسیاری از محققان این نظریه را داشتند که همه باورهای جهان اولیه عدسیهای پایداری هستند که ما برای تفسیر واقعیت از آنها استفاده میکنیم و اینکه نوسانات روزانه در نمرات باورهای جهان اولیه عمدتاً فقط خطای اندازهگیری است. اما کار پیشگامانه اد و جنا اولین مدرکی است که نشان میدهد هر چقدر هم که یک روز دنیا را ببیند، به نظر میرسد که تمام زندگی خود – از جمله همسرش – را از این دریچه تفسیر میکند و شریک زندگیاش را تنبلتر، کمتر مهربانتر، کمصلاحیتتر میبیند. و غیره برای آن روز.
غذای آماده: ما هر روز یک انتخاب داریم و انتخاب سارا احتمالا برای روابطمان بهتر است.
این تحقیق نشان میدهد که، چه تشخیص دهیم و چه ندانیم، همه ما هر روز یک انتخاب داریم: میتوانیم دنیا را بهعنوان مکان بهتر یا بدتر ببینیم.
داستان سارا هم این را نشان می دهد. اگر یک مورخ مجبور بود غم انگیزترین مکان را در کل ۲۰ حدس بزندهفتم قرن، شانس قابل قبولی وجود دارد که بگویند Auswhitz، کریسمس، 1944. حتی در آن مکان تاریک، سارا یک انتخاب داشت. او مجبور نبود دنیا را وحشتناک ببیند.
امروز ما هم حق انتخاب داریم.
این مطالعه همچنین انگیزه جدیدی را فراهم می کند: عزیزان ما. ما می توانیم یک جهان بینی مثبت نه تنها برای خودمان، بلکه برای آنها نیز حفظ کنیم.
برای مثال، میتوانیم به یاد بیاوریم که در طول تاریخ، زمانهایی از پیشرفت، و زمانهایی افول و حتی خطر وجود داشته است. این زمان ها هرگز برای همیشه دوام نمی آورند و بیشتر نسل ها با آن روبرو هستند. مردم، حتی گروه های بزرگ، می توانند اشتباهات وحشتناکی مرتکب شوند. این بدان معنا نیست که همه انسان ها شرور هستند. این بدان معناست که انسان ها ناقص هستند.
و همانطور که سارا میگوید، حتی در زمانهای شرارت بزرگ، خوبیهای دنیا بسیار بزرگتر از آن است که از بین بروند.
اما گاهی اوقات همه ما هنوز روزهای بدی را خواهیم داشت که در آن به جهان بینی منفی تسلیم می شویم. خوبه حداقل اکنون میتوانیم مراقب این باشیم که چگونه ممکن است بر افراد مهم زندگی ما تأثیر بگذارد و راههای دیگری برای نزدیک نگه داشتن آنها پیدا کنیم.