در حال رشد ، من به یاد می آورم که چگونه جهان با تغییر بدنم با من متفاوت رفتار کرد. اولین سینه بند من فقط یک نقطه عطف برای من نبود – این یک دعوت برای توجه ناخواسته از بزرگسالانی بود که باید بهتر می دانستند. من برای استگان یا نظرات زمزمه آماده نبودم. من کودکی بودم که در حال بی حسی بی گناهی بلوغ بود ، اما به نظر می رسید جهان مصمم است که من را قبل از زمان من “بزرگ شده” ببیند. و من تنها نبودم.
عینیت جامعه از دختران موضوعی کاملاً مستند است ، اما تقاطع آن با نژاد و زمان بلوغ ، واقعیت بخصوص برای دختران سیاه پوست را نشان می دهد. تحقیقات نشان می دهد که دختران سیاه پوست تمایل به بلوغ زودتر دارند از همتایان سفیدشان. با این حال ، به جای اینکه این موضوع را به عنوان یک تنوع بیولوژیکی مشاهده کند ، جامعه رشد بدنی اولیه خود را برای شرم و جنسی کردن آنها سلاح می کند.
این روش درمانی با کلیشه های نژادی عمیق ، مانند جیزبل، که از لحاظ تاریخی زنان و دختران سیاه پوست را به عنوان سرپرست و بی ارزش از محافظت نقاشی کرده است. کلیشه Jezebel برای توجیه برده داری با تغییر روایت پیرامون استثمار جنسی زنان سیاه پوست توسط Enslavers سفید ایجاد شد. این کلیشه تمرکز را بر روی زنان سیاه پوست به عنوان اغوا کننده مردان سفیدپوست تغییر داد و از این طریق واقعیت مردان سفید پوست سوءاستفاده از زنان سیاه پوست را مبهم کرد.
در جیزبل کلیشه در طول سالها تکامل یافته است تا به عنوان توجیهی برای بدرفتاری سیستمیک دختران سیاه پوست خدمت کند. در جامعه ای که تمایل به عینیت و جنسی کردن دختران سیاه پوست دارد ، آنها اغلب با مجموعه ای منحصر به فرد از چالش ها روبرو هستند. با ورود به بلوغ و شروع به رشد جسمی ، انتظارات و ادراکات اجتماعی تحمیل شده به آنها به طرز چشمگیری تغییر می کند. به جای دریافت مراقبت های محافظتی که به طور معمول در مراحل توسعه مشابه به دختران سفیدپوست گسترش می یابد ، دختران سیاه پوست اغلب فقط بر اساس آنها تحت نظارت و قضاوت قرار می گیرند ظاهربشر
این اختلاف به این معنی است که دختران سیاه پوست ممکن است مسئولیت ناعادلانه ای را برای نحوه درک و واکنش دیگران نسبت به بدن خود داشته باشند. به عنوان مثال ، آنها غالباً در مورد عینیت مورد نظر خود پاسخگو هستند ، در حالی که ساختارهای اجتماعی که چنین دیدگاه هایی را تحریک می کنند ، بدون چالش باقی می مانند. این می تواند منجر به احساس شرم ، کاهش ارزش خود و از دست دادن کنترل بر بدن آنها شود. علاوه بر این ، انکار حمایت برابر این عقیده را تقویت می کند که دختران سیاه پوست به نوعی در رابطه جنسی و عینیت هایی که تحمل می کنند ، همدست هستند. این حاشیه نشینی مداوم نه تنها بر بهزیستی ذهنی و عاطفی آنها بلکه روابط بین فردی آنها و جایگاه گسترده تر آنها در جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد. هنگامی که جامعه نتواند معصومیت و فردیت دختران سیاه پوست را تشخیص دهد ، چرخه ای از انسان سازی را تحریک می کند که می تواند تأثیرات مادام العمر داشته باشد.
اصطلاحات “سریع “ و “هوچی” نیز نشانگر این مشکل است. این بدان معنی است که یک دختر به دنبال توجه جنسی است و کلیشه های مضر را در مورد آن تقویت می کند زنانگی سیاهبشر این برچسب ها فقط کلمات نیستند. آنها بی گناهی را که همه کودکان شایسته آن هستند ، از بین می برند و دختران سیاه پوست را در معرض قضاوت ، بدرفتاری و حتی خطر قرار می دهند. تحقیقات از مرکز حقوقی جورج تاون فقر و نابرابری نشان می دهد که دختران سیاه پوست به عنوان پنج سالگی به عنوان بی گناه ، بزرگسالان تر و بیشتر از همسالان خود از رابطه جنسی آگاه هستند. این “تعصب بزرگسالان” منجر به نظم و انضباط سخت تر در مدارس ، کاهش همدلی از چهره های اقتدار و محافظت کمتر در موارد آزار و اذیت یا سوءاستفاده می شود.
این برداشت ها تأثیرات طولانی مدت بر عزت نفس ، سلامت روان و امنیتبشر اصطلاحات تحقیرآمیز مانند “سریع” دختران سیاه پوست را به کلاسهای درس ، جوامع و تصویر رسانه ها دنبال می کنند ، جایی که اغلب قبل از زمان خود به عنوان بزرگسالان مشاهده می شوند. من این تعصب را دست اول احساس کردم. یادم است که به دلیل “صحبت کردن” در مدرسه نظم و انضباط داشتم. با نگاهی به عقب ، می فهمم که معلم کودکی را با سؤالاتی نمی بیند بلکه یک دختر سیاه پوست “مبهم” است. این تعصبات فراتر از کلاس است. یادم می آید یک روز ، خواهرزاده من ، که در آن زمان 11 ساله بود ، قد بلند و از نظر جسمی بالغ ، در راهروهای بیمارستان قدم می زد تا مادرم را ببیند وقتی یک پیرمرد به او نزدیک شد و اظهارنظر نامناسب در مورد ظاهر او داشت و گفت چیزی شبیه به ، “شما یک چیز بسیار کوچک هستید ، نه؟” او سپس به نزدیک تر تکیه داد و از او پرسید که آیا او به پیدا کردن راه خود نیاز دارد و او را ناراحت کننده می کند. من فریاد زدم ، “او 11 ساله است.” این تعامل باعث شد خواهرزاده من احساس ناراحتی و گیج شود. بعداً در همان روز ، هنگامی که خواهرزاده من در مورد برخورد به مادرش گفت ، مادرش به او گفت “تماشا کنید که چگونه خودتان را حمل می کنید” ، گویی اقدامات او تقصیر او بوده است. این نوع مقصر قربانی برای دختران سیاه پوست ، به ویژه کسانی که زود رشد می کنند بسیار رایج است.
میراث کلیشه Jezebel همراه با اصطلاحاتی مانند “سریع” شکل می گیرد که چگونه دختران سیاه پوست درک می شوند. در پرداختن به چالش هایی که دختران سیاه پوست در جوامع ما با آن روبرو هستند ، باید با به چالش کشیدن روایت “سریع” آسیب دیده که اغلب آنها را احاطه کرده است ، شروع کنیم. بزرگسالان باید به دلیل تغییرات بیولوژیکی طبیعی خود ، سرزنش دختران را متوقف کنند. وقتی دخترم بلوغ را پشت سر گذاشت ، من یک تلاش اختصاصی برای مقابله با روایت های مضر در خانه انجام دادم. من به آنها یادآوری کردم که بدن آنها به دلیل بزرگ شدن در حال تغییر است – نه به این دلیل که به دنبال توجه بودند. این مکالمات مهم به دختر من کمک کرد تا خود را بیشتر از درک محدود کننده جامعه ببینند.
نمایندگی رسانه ای نقش مهمی در شکل گیری ادراک دارد. در حالی که دخترم را بزرگ می کردم ، به ندرت با تصاویر دختران سیاه پوست در برنامه های تلویزیونی روبرو می شدم که آنها را به عنوان تصویر نمی کردند بی پروابا پرخاشگر، یا بلند، با چند استثنابشر پیامدهای این تصاویر رسانه ای عمیق است ، زیرا می توانند کلیشه های مضر را تقویت کنند که فرصت ها را محدود می کند و تصورات غلط را تقویت می کند. هنگامی که کودکان ، به ویژه دختران سیاه پوست ، بارها با شخصیت هایی روبرو می شوند که واقعیت یا پتانسیل آنها را منعکس نمی کنند ، می تواند به یک جهان بینی کم رنگ منجر شود. رسانه ها باید تأثیر خود را بشناسند و متعهد شوند که دختران سیاه پوست را به عنوان افراد پیچیده و چند بعدی با احساسات ، استعدادها و تجربیات مختلف معرفی کنند.
برنامه های بیشتری برای تجهیز دختران سیاه به ابزارهایی برای درگیر شدن انتقادی با بازنمایی رسانه ها لازم است. ابتکاراتی که برای آموزش نحوه تجزیه و تحلیل و زیر سوال بردن تصویر رسانه ها طراحی شده است ، می تواند اثرات این کلیشه های مضر را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. این برنامه ها می تواند دختران را ترغیب کند تا در روایاتی که مصرف می کنند تأمل کنند و احساس نمایندگی و خودآگاهی را ارتقا بخشند. با یادگیری تشخیص و به چالش کشیدن پیامهایی که با آنها روبرو می شوند ، می توانند هویت خود را فراتر از انتظارات اجتماعی تعریف کنند.
همانطور که من در مورد این موضوعات تأمل می کنم ، مشخص می شود که همه ما در محافظت از دختران سیاه پوست از مضرات عینیت زودرس مسئولیت داریم. والدین ، مربیان و سازندگان رسانه ای باید به طور جمعی روایاتی را که کودکی دختران سیاه پوست را از بین می برد ، رد کنند. آنها سزاوار این هستند که به عنوان فرزندان خود شناخته شوند – نه به عنوان “سریع” ، “رشد یافته” یا اشیاء قضاوت یا تمایل. ما باید با کلیشه ها مقابله کنیم ، خودمان را آموزش دهیم و فضاهایی ایجاد کنیم که دختران سیاه پوست بتوانند در خودشان معتبر خود شکوفا شوند – بی گناه ، بازیگوش و کل. وقت آن است که روایت را بازنویسی کنیم: دختران سیاه پوست “سریع” نیستند – آنها درخشان ، زیبا و بیشتر از سزاوار همه محافظت و عشق هستیم که می توانیم به آنها گسترش دهیم.