این را تصور کنید: شب مناظره است. صحنه آماده شده است، دوربینها در حال چرخش هستند و میلیونها آمریکایی برای شنیدن صحبتهای رهبران آینده کشور در مورد مسائل حیاتی آماده میشوند. زمانی که نامزدها روی صحنه می روند، حرف یکدیگر را قطع نمی کنند و به یکدیگر توهین نمی کنند. آنها مطمئناً لباس، مو یا ظاهر مخالف خود را مسخره نمی کنند. درعوض، آنها محترمانه درگیر می شوند، از یک قانون طلایی پیروی می کنند و به توصیه حکیمانه ای که زمانی معلم مدرسه ابتدایی به اشتراک گذاشته بود، پایبند هستند: «اگر کسی نتواند چیزی را در 30 ثانیه یا کمتر در مورد خودش تغییر دهد، پس نباید به آن اشاره کنید. آنها.» فقط می توان امیدوار بود…
این قانون ساده و در عین حال قدرتمند می تواند نه تنها بحث ها بلکه کل فصل انتخابات را متحول کند. فراتر از مهار حملات شخصی، لحن احترام را ایجاد می کند، بر سیاست ها تمرکز می کند و به ما یادآوری می کند که رهبران الگوهایی برای رفتاری هستند که ما می خواهیم در جامعه ببینیم. اگر یک مناظره از این توصیه پیروی کند چه شکلی خواهد بود؟ و چگونه می تواند به همه ما – نامزدها و رای دهندگان به طور یکسان – بیاموزد که چگونه در ترن هوایی احساسی فصل انتخابات با متمدنانه تر حرکت کنیم؟ بیایید این را از طریق دریچه های علوم شناختی، روانشناسی رشد، علوم سیاسی و نظریه ارتباطات جمعی بررسی کنیم.
دیدگاه علم شناختی: چرا ما روی ظاهر ثابت میشویم؟
انسان ها برای قضاوت سریع بر اساس ظاهر طراحی شده اند. این یک مکانیسم بقا است—مغز ما از میانبرهایی (معروف به اکتشافی) برای ارزیابی تهدیدات احتمالی، اغلب در چند ثانیه استفاده می کند (Kahneman، 2011). متأسفانه، در جامعه مدرن، این قضاوتهای فوری به مواردی مانند کوتاه کردن مو یا وضعیت بدن فرد نیز کشیده میشود. علوم شناختی توضیح میدهد که اگرچه این قضاوتها ممکن است خودکار باشند، اما همیشه منصفانه نیستند، و اغلب ما را از مسائل اساسی، مانند سیاستها و شرایط، منحرف میکنند.
در مناظره ها، زمانی که نامزدها یکدیگر را مسخره می کنند، از این سوگیری شناختی استفاده می کنند و حواس مخاطب را از بحث های سیاست منحرف می کنند. اگر مناظرات از “قاعده 30 ثانیه” پیروی می کردند – تمرکز بر ایده ها به جای قضاوت های سطحی – مردم ممکن است در ارزیابی های معنی دار تر از برنامه های نامزدها شرکت کنند. این تغییر، پردازش شناختی عمیقتر و منطقیتر را تشویق میکند و به رایدهندگان اجازه میدهد تا به جای تحت تأثیر قرار گرفتن تحت تأثیر جذابیتهای احساسی یا انتقادات سطحی، روی موضوعاتی که واقعاً مهم هستند، تمرکز کنند.
روانشناسی رشد: قدرت الگوسازی رفتار محترمانه
روانشناسی رشد به ما می گوید که کودکان رفتار اجتماعی را با مشاهده بزرگسالان می آموزند (بندورا، 1977). آنها آنچه را که می بینند تقلید می کنند، به ویژه از چهره های اقتدار. اکنون در نظر بگیرید که نامزدهای ریاست جمهوری برخی از بارزترین چهره های مرجع در جهان هستند که در طول مناظره ها در میلیون ها خانه پخش می شوند. هنگامی که آنها درگیر رفتار قلدری می شوند، اثر موجی بسیار فراتر از صحنه گسترش می یابد. کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان این اعمال را به عنوان اشکال گفتمانی مجاز یا حتی مطلوب می بینند.
اگر بحثها از «قانون 30 ثانیه» پیروی میکردند، الگوی قدرتمندی برای کودکان و بزرگسالان خواهد بود و ما میتوانستیم روی مسائل بزرگتر و فوریتر تمرکز کنیم. این انتقاد سازنده را تقویت میکند – متمرکز بر مسائل، نه افراد. – این است که چگونه گفتوگوهای محترمانه و بالغانه انجام میشود.
علوم سیاسی: فراخوانی برای گفتمان بالا
در علوم سیاسی، مناظره ها به عنوان لحظات مهمی در نظر گرفته می شود که در آن نامزدها، نظر خود را در معرض دید عموم قرار می دهند. از نظر تاریخی، برخی از به یاد ماندنی ترین لحظات مناظره شامل زنگ زدن یا توهین شخصی است، نه نکات سیاسی. این لحظات ممکن است سرگرم کننده باشند، اما برای تقویت درک جایگاه کاندیداها در مورد مسائل حیاتی کمک چندانی نمی کنند.
نظریه پردازان سیاسی استدلال می کنند که دموکراسی زمانی رشد می کند که گفتمان ارتقا یابد و بر منافع عمومی متمرکز شود. اگر نامزدهای ریاست جمهوری از این قاعده مدرسه ابتدایی پیروی کنند، بحث ها به سمت یک بحث سیاست محور تر تغییر می کند. کاندیداها به جای استفاده از تظاهرات مبتنی بر ظاهر برای کسب امتیاز سریع، مجبور خواهند شد با ایدهها، پلتفرمها و دیدگاههای یکدیگر برای کشور درگیر شوند. این نوع گفتمان محترمانه می تواند نه تنها مشارکت رای دهندگان بلکه کیفیت خود دموکراسی را با تمرکز بر مسائل واقعی در خطر بهبود بخشد.
نظریه ارتباطات جمعی: تأثیر چارچوب بندی رسانه ها
تئوری ارتباطات جمعی به ما می آموزد که رسانه ها فقط رویدادها را گزارش نمی کنند. آنها را به گونه ای چارچوب بندی می کند که بر نحوه درک عموم از آنها تأثیر می گذارد (انتمن، 1993). هنگامی که رسانهها حملات شخصی یا لحظات هیجانانگیز مناظرهها را برجسته میکنند، به فرهنگی کمک میکنند که نمایش را به اصل اهمیت میدهد. این صداها تبدیل به روایت می شود و تمرکز مردم از سیاست ها به شخصیت ها تغییر می کند.
در مقابل، اگر نامزدها به قانون 30 ثانیه پایبند بودند و از انتقادات ظاهری پرهیز می کردند، رسانه ها چاره ای جز تمرکز بر اصل بحث نداشتند. این می تواند اساساً چارچوب گفتمان سیاسی را تغییر دهد، و بحث متفکرانه را بر لجن پراکنی ترجیح دهد. در نهایت، این امر هم نامزدها و هم رسانه ها را تشویق می کند تا گفتگو را ارتقا دهند و بحث را برای رای دهندگان آموزنده تر کند.
درس هایی برای پیمایش فصل انتخابات
در این فصل انتخابات، برای همه – نه فقط برای سیاستمداران – مهم است که یک صفحه از یک دستورالعمل معلم مدرسه ابتدایی را انتخاب کنند. در یک فضای سیاسی قطبی، احترام به تفاوت ها بیش از همیشه مهم است. در اینجا چند نکته وجود دارد که می تواند به همه ما کمک کند تا با احترام بیشتری تعامل کنیم:
1. تمرکز بر ایده ها: چه در حال مناظره با یک دوست، همسایه یا حتی یک غریبه در رسانه های اجتماعی، به جای حملات شخصی، بر ایده ها و استدلال های آنها تمرکز کنید. همانطور که در کلاس مدرسه ابتدایی، حمله به ظاهر یا شخصیت یک نفر به ندرت تعارض را حل می کند – فقط آن را تشدید می کند.
2. الگوی رفتاری که می خواهید ببینید: مانند نامزدهای سیاسی، همه ما تحت نظر فرزندان، همسالان و جوامع خود هستیم. اگر میخواهیم جامعهای مهربانتر و محترمتر ببینیم، باید خودمان آن رفتار را الگوبرداری کنیم. این به معنای درگیر شدن در گفتمان مدنی است، حتی زمانی که ما مخالفیم.
3. لحظه ای به تأمل بپردازید: قبل از پاسخ دادن به چیزی که شما را آزرده یا آزرده می کند، مکث کنید. آیا نظر شما از قانون 30 ثانیه عبور می کند؟ آیا سازنده است؟ یا فقط مشکلی را بدون ارائه راه حل نشان می دهید؟ یک لحظه فکر کردن می تواند به ارتقای کیفیت مکالمات شما کمک کند.
توصیه هایی برای نامزدها: جهان در حال تماشا است
برای کسانی که در انتخابات شرکت می کنند، خطرات حتی بیشتر است. جهان در حال تماشا است و رفتار شما در صحنه مناظره این قدرت را دارد که نه تنها گفتمان سیاسی بلکه فرهنگ را در کل شکل دهد. حملات شخصی، به ویژه حملات بر اساس ظاهر، لحنی از بی احترامی ایجاد می کند که می تواند به جامعه و نسل های آینده سرایت کند. این فقط پیروزی در مناظره یا انتخابات نیست. این در مورد نوع مثالی است که شما تعیین می کنید.
به جای استفاده از ضربات سطحی، نامزدها باید تلاش کنند تا در بحث های متفکرانه، با تمرکز بر موضوعاتی که برای رأی دهندگان اهمیت دارد، شرکت کنند. آینده دموکراسی ما به شهروندانی بستگی دارد که بتوانند در گفتمان سالم و محترمانه شرکت کنند. اگر رهبران ما بتوانند آن را الگوبرداری کنند، می توانند به ایجاد فرهنگی کمک کنند که در آن اختلافات با متمدنانه و نه تحقیر رسیدگی شود.
منبع: Esi Grünhagen/Pixabay
فراتر از مهدکودک
پیروی از این قانون عدم اشاره به مشکلات مربوط به ظاهر، مگر اینکه بتوان آنها را در 30 ثانیه برطرف کرد، ممکن است کار کوچکی به نظر برسد. اما وقتی در بحثهای ریاستجمهوری – و فرهنگ سیاسی گستردهتر ما اعمال میشود – نشاندهنده تغییر قابل توجهی به سمت احترام، مدنیت و گفتمان معنادار است. همانطور که در این فصل انتخاباتی پیش می رویم، بیایید همه تلاش کنیم تا مکالمات خود را ارتقا دهیم، روی محتوا تمرکز کنیم و به یاد داشته باشیم که نحوه تعامل ما با دیگران، دنیایی را که در آن زندگی می کنیم شکل می دهد.
مناظرات ریاست جمهوری نباید فقط صحنه ای برای حملات شخصی باشد. اگر نامزدها به جای آن بر سیاستها تمرکز میکردند، ممکن بود واقعاً بهطور سازنده به جلو حرکت کنیم. به یاد داشته باشید: کلمات قدرت دارند – و شاید شبکه ها باید از معلمان به عنوان ناظر مناظره دعوت کنند تا همه را در مسیر خود نگه دارند.