02:10 - 2024/11/08

اپل در مقابل اپل جک | روانشناسی امروز

[ad_1] منبع: RoonzNL/Pixaby اخیراً بیشتر از حد معمول برچسب‌های تغذیه و مکمل‌ها را بررسی می‌کنم. بیست سال پیش، بیشتر ما به برچسب‌های مواد غذایی نگاه می‌کردیم تا بیشتر به شمارش کالری یا میزان سدیم توجه داشته باشیم، اما من به ندرت نیاز به بر...

اپل در مقابل اپل جک | روانشناسی امروز

[ad_1]

RoonzNL/Pixaby

منبع: RoonzNL/Pixaby

اخیراً بیشتر از حد معمول برچسب‌های تغذیه و مکمل‌ها را بررسی می‌کنم. بیست سال پیش، بیشتر ما به برچسب‌های مواد غذایی نگاه می‌کردیم تا بیشتر به شمارش کالری یا میزان سدیم توجه داشته باشیم، اما من به ندرت نیاز به بررسی دقیق آنها را احساس می‌کردم. در آن زمان، تقریباً می‌دانستید که چه چیزی دریافت می‌کنید و فهرست مواد به طور کلی همان چیزی بود که اگر می‌خواهید آن را در خانه درست کنید، انتظار دارید در محصول پیدا کنید. اما در حال حاضر، این لیست های مواد تشکیل دهنده طولانی تر و طولانی تر شده اند، و توجه دقیق به آنها اهمیت فزاینده ای پیدا کرده است.

اخیراً تمرکز و آگاهی بیشتری در رسانه ها بر روی افزودنی ها و سایر موادی که در غذاها در ایالات متحده مجاز هستند اما در کشورهایی مانند بریتانیا ممنوع شده اند، شده است. دلایل زیادی وجود دارد که چرا شرکت‌ها از این افزودنی‌ها در محصولات خود استفاده می‌کنند – افزایش ماندگاری، کاهش هزینه‌ها و غیره. اما دلیل بزرگی که شاهد رشد این لیست‌های مواد هستیم این است که شیرین‌کننده‌های بیشتری به محصولات اضافه می‌شوند تا طعم و مزه محصولات دیگر را بپوشانند. افزودنی‌ها، رنگ‌ها، امولسیفایرها و غیره، و تلاش می‌کنیم تا تقاضای روزافزون خود را برای طعم شیرین و خوش‌طعم برآورده کنیم.

شاید برای به حداقل رساندن خطرات بهداشتی آشکاری که همراه با افزودن همه این شیرین‌کننده‌ها به محصولات به وجود می‌آید، شرکت‌های مواد غذایی ممکن است سعی کنند ما را فریب دهند که فکر کنیم یک محصول به نوعی برای ما سالم یا «بهتر» است زیرا شبیه به غذای واقعی است. به عنوان مثال، برچسب زدن مواد غذایی با عباراتی مانند «ارگانیک» یا «طبیعی» یا استفاده از تصاویر میوه‌ها و سبزیجات روی بسته‌بندی می‌تواند باعث شود مصرف‌کنندگان آنها را سالم‌تر تصور کنند، حتی اگر حاوی مقادیر زیادی قند اضافه شده یا چربی‌های اشباع باشند. این استراتژی را در نامگذاری محصولات نیز می بینیم. به عنوان مثال، “سیب خشک” نوزدهمین عنصر موجود در غلات Apple Jacks(1) است. با این وجود، بازاریابان ترجیح دادند که غلات را نام ببرند جک های اپل تمام جک های قندی– اگرچه شکر اولین ماده است.

سیب ها اپل جک نیستند و محصول به سختی حاوی سیب است، اما تاکتیک های بازاریابی به خوبی اندیشیده شده است. شرکت ها اغلب از پدیده روانشناختی کلاسیک به نام اثر هاله استفاده می کنند. ما یک سوگیری شناختی داریم که در آن ادراک ما از یک ویژگی مثبت (مانند کلمه “سیب” که با سلامتی مرتبط می‌شویم) بر تصور کلی ما از یک محصول تأثیر می‌گذارد، حتی اگر خود محصول ممکن است ذاتاً سالم نباشد. این میانبر ذهنی به این دلیل اتفاق می‌افتد که ما تمایل داریم احساسات مثبت در مورد یک ویژگی واحد (مانند ارتباط با غذای سالم) را به کل محصول گسترش دهیم، اغلب بدون تحلیل انتقادی جنبه‌های دیگر، مانند محتوای تغذیه‌ای.

بدون شک کلمات در مورد بازاریابی اهمیت دارند. ایجاد اتصالات کاذب بین موادی که از چند جهت مشابه هستند، اما از جهات اصلی دیگر متفاوت هستند، می تواند خطرناک باشد. متأسفانه، تاکتیک های بازاریابی مانند این به طور منظم در صنایع غذایی و همچنین در سایر صنایع به کار گرفته می شود.

الکل را در نظر بگیرید. همه محصولات الکلی از نظر تأثیری که بر مصرف کنندگان آنها می گذارد یکسان نیستند. نوشیدن یک شات ودکا تأثیر بسیار متفاوتی نسبت به نوشیدن یک قوطی آبجو خواهد داشت، زیرا ممکن است دو برابر الکل داشته باشد. هر دو محصول تحت عنوان چتر «نوشیدنی‌های الکلی» دسته‌بندی می‌شوند؛ با این حال، در نحوه پردازش آنها در بدن و میزان آسیبی که می‌توانند ایجاد کنند، متفاوت هستند.

بیایید به نمونه دیگری از ماده ای که در حال استفاده گسترده تر است نگاه کنیم. کراتوم (Mitragyna speciosa) گیاهی بومی آسیای جنوب شرقی است که به طور سنتی بسته به دوز، هم برای خواص محرک و هم برای آرام‌بخشی استفاده می‌شود. همه محصولات غذایی برابر نیستند، همه محصولات کراتوم هم نیستند. برگ های گیاه حاوی چندین آلکالوئید فعال است که فراوان ترین آنها میتراژینین است. محصول تخریب میتراژینین که پس از برداشت ظاهر می شود، 7-هیدروکسی میتراژینین (7-OH) است. میتراژینین یک آگونیست نسبی در گیرنده های μ-افیونی است که باعث دپرسیون تنفسی نمی شود. با این حال، 7-OH در گیرنده های مواد افیونی، که باعث افسردگی تنفسی می شود و پتانسیل سوء مصرف بیشتری دارد، قوی تر است (ادکینز و همکاران، 2011).

فارماکولوژی میتراژینین و 7-OH چگونگی ارتباط این دو را نشان می‌دهد اما بر تفاوت‌های آنها نیز تأکید می‌کند. در حالی که میتراژینین در مقادیر بیشتری در برگ های کراتوم برداشت شده وجود دارد، در مقایسه با 7-OH آگونیست گیرنده μ-اپیوئیدی ضعیف تری است. میتراژینین تحت تبدیل متابولیک در کبد قرار می گیرد که در آن بخشی به 7-OH تبدیل می شود که اثرات ضد درد و شبه تریاک بسیار قوی تری دارد (Hemby et al., 2019). در یک مطالعه بالینی اخیر، پس از مصرف یک دوز کراتوم، مقدار 7-OH در مقایسه با ترکیب اصلی میتراژینین از 0.20 تا 0.31 متغیر بود. این بدان معنی است که بین 20 تا 31 درصد به 7-OH متابولیزه شد. با این حال، پس از دوزهای متعدد، این نسبت بین 0.15 و 0.21 کاهش یافت – به این معنی که بدن در طول زمان نسبتاً کمتری از متابولیت تولید کرد (Huestis et al., 2024). اگرچه 7-OH در مقادیر بسیار کمتری در برگ برداشت شده وجود دارد، اما از نظر میل ترکیبی با گیرنده μ-اپیوئیدی تقریباً 13 برابر قوی تر از مورفین است. این تفاوت قابل توجه در قدرت باعث می شود 7-OH بیشتر با خطرات وابستگی و اثرات نامطلوب بالقوه، مانند افسردگی تنفسی، به ویژه در فرم های متمرکز یا مصنوعی مرتبط باشد (Kruegel & Grundmann, 2018).

با توجه به این تفاوت ها، استفاده از برگ برداشت شده و 7-OH جدا شده را نباید یکسان در نظر گرفت و مصرف کنندگان باید مطمئن باشند که دقیقاً چه چیزی را به دست می آورند. برگ کراتوم حاوی مخلوط پیچیده ای از آلکالوئیدها است که ممکن است با تعدیل اثرات یکدیگر به طور هم افزایی عمل کنند – که منجر به نمایه خطر متفاوتی نسبت به آلکالوئیدها، مانند 7-OH، جدا شده می شود. قدرت 7-OH، به ویژه زمانی که جدا شده یا به طور مصنوعی افزایش یابد، نگرانی هایی را در مورد ایمنی و وابستگی ایجاد می کند که با مصرف برگ کراتوم سنتی برجسته نیست. در حالی که هر دو ماده از یک گیاه منشا می گیرند، خواص شیمیایی و دارویی متمایز آنها از نظر اثرات، خطرات و وضعیت نظارتی آنها ملاحظات متفاوتی را ایجاب می کند (هنینگفیلد و همکاران، 2018). چیزی که مواد را متمایز می کند، حتی زمانی که آنها در یک کلاس دارویی قرار دارند، ترکیب مولکولی پیچیده این ماده است که می تواند کمی یا به طور قابل توجهی متفاوت باشد. همانطور که در بالا توضیح داده شد، آلکالوئیدهای موجود در برگ های گیاه کراتوم نمونه بارز این موضوع هستند. 7-OH دارای توانایی بسیار قوی برای تولید پاداش، شبیه به مواد افیونی سنتی، مانند مورفین است. این آلکالوئید بسیار متفاوت از میتراژینین موجود در برگ کراتوم است زیرا تقویت کننده قوی در گیرنده های μ-اپیوئیدی است و 7-OH را به ماده ای تبدیل می کند که احتمال وابستگی به آن بسیار زیاد است.

در پایان، هر ماده‌ای که مصرف می‌کنیم، غذا یا غیره، باید از این واقعیت آگاه باشیم که تفاوت‌های کوچک در مواد تشکیل دهنده می‌تواند به تفاوت‌های بسیار بزرگی از نظر نحوه تأثیر محصول بر ما – هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روانی – تبدیل شود. ما باید برچسب‌ها را موشکافی کنیم و به این واقعیت توجه کنیم که تاکتیک‌های بازاریابی در هر جایی که می‌رویم در تلاش برای دسته‌بندی محصولات متفاوت به دسته‌های ایمن‌تر یا سالم‌تر استفاده می‌شوند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان