انفجار اطلاعات: شمشیر دو لبه
ما در عصر دسترسی بی سابقه به اطلاعات زندگی می کنیم. هر روز ، ما با مقالات ، گزارش های خبری ، پست های رسانه های اجتماعی ، پادکست ها و مطالعات تحقیقاتی بمباران می شویم. فقط با چند شیر آب روی صفحه نمایش ، می توانیم به یک عرضه به ظاهر نامحدود از داده ها در مورد هر موضوع دسترسی پیدا کنیم. اما در اینجا صید وجود دارد: همه اطلاعات برابر نیست.
منابع مختلف انگیزه های مختلفی دارند – برخی در تلاش برای عینیت هستند ، برخی دیگر دستور کار را تحت فشار قرار می دهند و برخی از آنها در اولویت قرار می گیرند. در حالی که فناوری دانش دموکراتیک را دموکراتیک کرده است ، اما تشخیص واقعیت از داستان را نیز سخت تر کرده است. این هجوم اطلاعات متناقض می تواند حتی باهوش ترین افراد در برابر اطلاعات غلط آسیب پذیر باشد.
دو برابر شدن سریع دانش پزشکی
در هیچ کجای این مشکل برجسته تر از حوزه پزشکی نیست. مطالعات نشان می دهد که دانش پزشکی تقریباً دو برابر می شود 73 روزبشر این را با اوایل دهه 1950 مقایسه کنید ، هنگامی که تقریباً 50 سال طول کشید تا دانش پزشکی دو برابر شود. در حالی که این گسترش دانش منجر به پیشرفت های خارق العاده شده است ، اما این امر باعث شده است که حتی متخصصان نیز به طور فزاینده ای دشوار شوند. بدون مهارت های تفکر انتقادی ، افراد – هم متخصصان پزشکی و هم مردم – می توانند برای تمایز شواهد علمی صوتی از ادعاهای گمراه کننده تلاش کنند.
Infodemic: وقتی اطلاعات بیش از حد خطرناک می شود
سازمان بهداشت جهانی (WHO) اصطلاحی را برای گسترش مقادیر گسترده اطلاعات دقیق و گمراه کننده در طی یک بحران بهداشتی ابداع کرده است: اینفودمیبشر این امر در طول بیماری همه گیر COVID-19 مشهود بود که انتشار سریع اطلاعات متناقض باعث سردرگمی و ترس شد. مردم با ادعاهای گیج کننده ای روبرو شدند – برخی از آنها در علم ، برخی دیگر بر اساس گمانه زنی ها یا دروغ های آشکار. در چنین محیطی ، تفکر انتقادی فقط یک مهارت نیست ؛ این یک ضرورت برای بقا است.
خطرات یک دیدگاه ارتدکس بدون تردید
در طول تاریخ ، علم با چالش های ارتدوکس به چالش کشیده شده است – روایات اصلی پذیرفته شده اما گاه ناقص. اجماع مهم است ، اما معصوم نیست. برخی از بزرگترین پیشرفت های علمی از طرف افرادی که جرات کردند با هزینه شخصی بسیار زیاد از خرد پذیرفته شده سوال کنند.
موارد زیر را در نظر بگیرید:
1. Ignaz Semmelweis: شستشوی دست و عکس العمل
در قرن نوزدهم ، Ignaz Semmelweis کشف کرد که شستشوی دست ساده می تواند به شدت شیوع عفونت ها در بیمارستان ها را کاهش دهد. یافته های وی با اعتقادات پزشکی غالب زمان مغایرت داشت و منجر به تمسخر و طرد همسالانش شد.
وی سرانجام نهادینه شد و در مبهم درگذشت (Best & Neuhauser ، 2004). امروزه بهداشت دست به عنوان یکی از مؤثرترین اقدامات کنترل عفونت در پزشکی شناخته می شود.
2. باری مارشال: هلیکوباکتر پیلوری و زخم
برای چندین دهه ، زخم های معده به استرس و رژیم غذایی نسبت داده می شد. یعنی تا زمانی که باری مارشال، یک پزشک استرالیایی ، ثابت کرد که یک باکتری – هیلیکوباکتر پیلوری – مقصر است.
یافته های او با شک و تردید روبرو شد ، بنابراین او به طور مشهور فرهنگ باکتری ها را برای اثبات نظر خود نوشید. سرانجام ، کار او تأیید شد و جایزه نوبل را به دست آورد – اما قبل از سالها مخالفت جامعه پزشکی.
3. Otto Loewi: کشف انتقال دهنده های عصبی
در اوایل قرن بیستم ، به طور گسترده ای اعتقاد بر این بود که سیگنالینگ عصبی صرفاً الکتریکی است. اتو لووی، با این حال ، پیشنهاد کرد که مواد شیمیایی – به نام انتقال دهنده های عصبی – نقش مهمی در ارتباطات عصبی دارند (Loewi ، 1921). کار پیشگامانه او ، که از یک رویا سرچشمه گرفته بود ، در ابتدا قبل از پذیرش پذیرش رد شد. امروز ، کشف او پایه و اساس علوم اعصاب و فارماکولوژی را تشکیل می دهد.
4. استنلی پروسین: پریونز و زیست شناسی جدید بیماری
استنلی پرویزینر با شک و تردید عظیمی روبرو شد که وی پیشنهاد کرد که پروتئین های نادرست-PRION ها-مسئولیت بیماری های دژنراتیو مغز مانند بیماری کروتزفلدت-جکوب و بیماری گاو دیوانه را بر عهده داشتند. مفهوم یک عامل عفونی “فقط پروتئین” بد اخلاقی دیده می شد. با این حال ، از طریق پایداری و تحقیقات دقیق ، منتقدان خود را اشتباه ثابت کرد و جایزه نوبل دریافت کرد.
دیدگاههای ارتدوکس به چالش کشیده در طول همه گیر Covid-19
در طول همه گیر Covid-19 ، دانشمندان و پزشکان بی شماری که روایت غالب را زیر سوال می برد ، با واکنش شدید روبرو شد. برخی نگرانی در مورد سیاست های قفل ، اثربخشی واکسن در جمعیت های مختلف و سانسور دیدگاه های جایگزین را ایجاد کرد. در حالی که همه دیدگاه های مخالف صحیح اثبات نشده است ، روش علمی در بحث باز و بررسی دقیق رونق می گیرد. هنگامی که مخالف سرکوب می شود ، پیشرفت علمی مانع می شود.
آیا ما به دانش آموزان می آموزیم که به جای اینکه چگونه فکر کنیم چه فکر کنند؟
یک نگرانی عمده در آموزش مدرن این است که دانش آموزان اغلب به جای یادآوری و بازپرداخت اطلاعات آموزش می یابند به طور انتقادی آن را تجزیه و تحلیل کنیدبشر آزمون های استاندارد ، یادگیری روته را پاداش می دهند ، اما رشد فکری واقعی نیاز به سؤال ، سنتز و ارزیابی شواهد دارد.
بدون مهارت تفکر انتقادی ، دانش آموزان به جای ارزیاب های فعال ، مصرف کنندگان منفعل اطلاعات می شوند. این امر باعث می شود که آنها نسبت به اطلاعات نادرست مستعد تر و مجهز تر برای حرکت در مسائل پیچیده در دنیای واقعی باشند. به جای اینکه به دانش آموزان آموزش دهد که چه فکر کنند ، آموزش و پرورش باید به آموزش آنها در نحوه تفکر متمرکز شود.
چگونه می توان مهارت های تفکر انتقادی را توسعه داد
بنابراین ، چگونه می توانیم تفکر انتقادی را در عصر اطلاعات بیش از حد پرورش دهیم؟
1. منابع را ارزیابی کنید – قبل از پذیرش یک ادعا ، اعتبار منبع را بررسی کنید. آیا اطلاعات همسالان بررسی شده است؟ آیا تعصب مالی وجود دارد؟
2. عدم اطمینان علمی را درک کنید – علم یک فرایند در حال تحول است. با ابهام راحت باشید و تشخیص دهید که دانش از طریق تجدید نظر و پالایش پیشرفت می کند.
3. به دنبال چندین دیدگاه – با دیدگاههای متنوع ، حتی آنهایی که با آنها مخالف هستید درگیر شوید. درک استدلال های مخالف ، تفکر تحلیلی را تیز می کند.
4. از جذابیت های عاطفی احتیاط کنید – اطلاعات نادرست اغلب از احساسات مانند ترس یا خشم سوء استفاده می کند. ارزیابی منطقی همیشه باید بر واکنشهای عاطفی برتری داشته باشد.
5. – بحث و بحث و گفتگو را در تنظیمات آموزشی تشویق کنید. یادگیری واقعی از سؤال و جذابیت ناشی می شود ، نه فقط حفظ.
نتیجه گیری: نقش اساسی تفکر انتقادی
در دنیایی که اطلاعات فراوان است اما حقیقت گریزان است ، تفکر انتقادی از همیشه ضروری است. از پزشکی گرفته تا رسانه ها ، از کلاسهای درس گرفته تا سیاست های اجتماعی ، توانایی تجزیه و تحلیل ، سؤال و ایده های چالش برای پیشرفت اساسی است. تاریخ نشان داده است كه كسانی كه جرات می كردند متفاوت فکر كنند – غالباً با هزینه بسیار شخصی – كسانی بودند كه علم را به جلو سوق می دادند.
از آنجا که ما در این دوره از گسترش سریع دانش و اضافه بار اطلاعات دیجیتال حرکت می کنیم ، بیایید اطمینان حاصل کنیم که نسل بعدی را نه فقط آنچه را که می دانیم بلکه چگونه می دانیم آموزش می دهیم.