من آموخته ام که انسان گرایی یک کلمه عمیقا مشکوک است که برای دفاع از ظلم به موجوداتی که قادر به صحبت کردن و دفاع از خود در برابر استثمار انسان نیستند استفاده می شود. – سر برایان می، عضو موسس Queen and Save Me Trust1
قلمرو ذهنی که میتوانیم ادعا کنیم «انسان منحصربهفرد» هستیم، با سرعتی نگرانکننده در حال کوچک شدن است. زنبورها می توانند چهره ها را تشخیص دهند، دلفین ها یکدیگر را به نام صدا می کنند، خوک ها از ابزار استفاده می کنند، فنچ های گورخری خواب می بینند، طوطی ها به زوم می روند و گاهی اوقات خرچنگ ها مضطرب می شوند. در همین حال، شامپانزهها در فرهنگهای پیچیده، به جای فرهنگ ما، با گرایشهای مد وجود دارند. -مارتا گیل2
بحث بابی هو-هنگ چینگ درباره انسانسازی خلاصهای مفید از آنچه میدانیم بهویژه در مورد اینکه چگونه انسانسازی میتواند به آموزش دوران کودکی کمک کند یا مانع آن شود، است. در اینجا، من میخواهم مقاله چینگ را با اضافه کردن برخی ایدههای دیگر و بحث در مورد تحقیقات اضافی که نتیجهگیریهای او را برای انسانها در تمام سنین بیشتر میکند، گسترش دهم. من همچنین می خواهم در را بر روی افرادی ببندم که فکر می کنند انسان گرایی بی فایده و گمراه کننده است.
منبع: Francesco Ungaro / Pexels
مزایای آنتروپومرفیسم دقیق
تحقیقات نشان میدهد که استفاده دقیق از انسانسازی، نسبت دادن صفات، عواطف یا مقاصد انسانی به موجودات غیرانسانی، میتواند به ما در درک بسیاری از جنبههای مختلف رفتار و زندگی شناختی و عاطفی حیوانات غیرانسان (حیوانات) کمک کند، زمانی که به صورت انتقادی و زیستمرکزی به کار گرفته شود. از دیدگاه حیوانات).3
برخی از منتقدان نگران هستند که “بیش از حد احساسی” بودن در مورد زندگی حیوانات دیگر می تواند مانع پیشرفت در شناخت حیوانات شود، و در علم حفاظت، با این حال، این نگرانی بی اساس است. در حالی که تعداد رو به کاهشی از مردم هنوز چیزی مانند “ما واقعا نمی دانیم که آیا حیوانات دیگر به روشی که ما ادعا می کنیم فکر می کنند یا احساس می کنند” را حفظ می کنند، یک پایگاه داده به سرعت در حال رشد نشان می دهد که ما آنقدرها هم “بد” یا “بد” نیستیم. همانطور که ادعا می کنند در ارائه تفسیرها و توضیحات معقول و درست از آنچه غیرانسان ها فکر می کنند یا احساس می کنند، نادرست است. در مجموع، حیوانات فقط «به گونهای عمل نمیکنند که انگار» دارند چیزی فکر میکنند یا چیزی را احساس میکنند، تحقیقات مقایسهای دقیق نشان میدهد که چنین هستند.
منتقدان انسان شناسی به این واقعیت که شمشیر دولبه است توجه کافی ندارند. به عنوان مثال، آنها احساس راحتی می کنند که می گویند حیوانات خوشحال هستند اما نمی گویند که آنها ناراضی هستند. نیازی به گفتن نیست که گفتن اینکه فردی ناراضی است تا اینکه بگوییم خوشحال است، «انسانوارتر» نیست.
جنبه های مثبت انسان شناسی دقیق
دو مقاله در مورد روشهایی که انسانسازی میتواند بر ارزشهای افراد و شیوههای حفاظتی تأثیر بگذارد، در اینجا مرتبط است. اولین مورد “دیدگاه های آمریکا در مورد حیات وحش در حال تغییر است” نام دارد که در آن براندون کیم، نویسنده علمی مستقل، مقاله ای تحقیقاتی منتشر شده در حفاظت بیولوژیکی توسط مایکل مانفردو و چهار همکارش، با عنوان «چگونه انسانسازی در حال تغییر بافت اجتماعی حفاظت از حیات وحش مدرن است». خلاصه عالی کیم شروع می شود، “تا چند سال پیش، انسان گرایی – نسبت دادن ویژگی های ذهنی انسان به حیوانات دیگر – مترادف با احساسات غیرعلمی بود. امروزه، به لطف رسانه های اجتماعی و تحقیقات علمی در مورد هوش حیوانات، انسان گرایی هم رایج و هم رایج است. -حس.” من نمی توانستم بیشتر موافق باشم.
کیم به خوبی پروژه تحقیقاتی فوق را که در آن با 43949 بزرگسال در ایالات متحده مصاحبه شد و سؤالاتی پرسیده شد، خلاصه میکند: «برای سنجش سطح انسانسازی پاسخدهندگان طراحی شدهاند، مانند اینکه آیا آنها معتقدند حیوانات دیگر قصد، احساسات و ذهن خود را دارند یا خیر. همچنین پرسید: “اگر آنها با جملاتی موافق بودند – مانند “انسان ها باید جمعیت ماهی ها و حیات وحش را مدیریت کنند تا انسان ها سود ببرند” و “من همه موجودات زنده را بخشی از یک خانواده بزرگ می بینم” – که نشان دهنده تمایل به طرفداری یا سلطه است. ”
در مجموع، این تحقیق نشان میدهد که تغییری در ارزشهای مردم در شیوههای ارتباط آنها با طبیعت و مدیریت حیات وحش صورت گرفته است. کیم می نویسد، “این دومی اغلب شامل رویکردهای کشنده به درگیری های انسان و حیوان می شود و شکار، تله گذاری و ماهیگیری را در مرکز روابط بشریت با حیوانات وحشی قرار می دهد.” نکته مهم این است که “افرادی که با حیوانات همدلی می کنند اغلب با این شیوه ها مخالف هستند، اما به ندرت در سازمان های دولتی حیات وحش صدایی دارند.”4
به طور مشابه، در مقاله ای که در سال 2014 به نام «انتروپومورفیسم به عنوان ابزار حفاظتی» منتشر شد، آلوین AY-H. چان می نویسد: «انسان گرایی این پتانسیل را دارد که به زیست شناسان حفاظتی کمک کند تا با ایجاد همدلی در بین مردم، گونه های هدف را حفظ کنند، و به طور مؤثری عمل ملایمت را ترویج کنند.
مقاله دیگری از مردیث روت-برنشتاین و همکارانش نیز بسیار مهم است زیرا توجه را به نیاز به در نظر گرفتن طیف گسترده ای از گونه های غیر انسانی جلب می کند. آنها می نویسند: “محدود کردن استفاده از انسان گرایی در حفاظت از حیوانات غیر اجتماعی، باهوش و رنج دیده، این خطر را به همراه دارد که نشان دهد گونه های دیگر ارزش حفاظت را ندارند، زیرا آنها به روش های “درست” مانند انسان نیستند. این به معنای نادیده گرفتن کاربرد ابزاری قدرتمند برای ترویج گونه های کم مشخصات با ارزش حفاظتی بیولوژیکی بالا.”
Anthropomorphism Essential Reads
زمان آن فرا رسیده است که فواید آنتروپومورفیسم را بپذیرید و از آن برای حیوانات دیگر استفاده کنید
در مقالههای بالا برای مارکهای مختلف زیستشناسان محیطزیست، جای فکر زیادی وجود دارد – از کسانی که فکر میکنند کشتن حیوانات دیگر خوب است و “باید انجام شود” تا کسانی که میخواهند کشتن را از فهرست گزینهها حذف کنند. روانشناسان حفاظت و جانورشناسان.
آنتروپومرفیسم یک عمل مفیدتر از آن چیزی است که بسیاری ممکن است انتظار داشته باشند. به خوبی ممکن است که میل به ظاهر طبیعی انسان برای انتقال احساسات به حیوانات – به دور از پنهان کردن ماهیت “واقعی” حیوانات – ممکن است در واقع منعکس کننده یک روش بسیار دقیق برای شناخت باشد. و دانشی که به دست میآید، دانشی که توسط تحقیقات علمی قوی پشتیبانی میشود، برای تصمیمگیری اخلاقی از جانب دیگران در همه موقعیتهایی که در آن مورد استفاده قرار میگیرند، مورد سوء استفاده قرار میگیرند، آسیب میبینند و کشته میشوند، ضروری است.
البته، انسانسازی نامناسب همیشه یک خطر است، زیرا به راحتی میتوان تنبل شد و تصور کرد که شیوهای که جهان را میبینیم و تجربه میکنیم باید تنها راه ممکن باشد. همچنین بسیار آسان است که به خود خدمت کنیم و امیدوار باشیم که چون می خواهیم یا به حیوانات برای شاد بودن نیاز داریم، آنها هستند. بهترین محافظ در برابر استفاده نامناسب از آنتروپومرفیسم، دانش یا مطالعه دقیق ذهن و احساسات حیوانات است. و در واقع، انواع تحقیقات علمی، از مطالعات مشاهدهای گرفته تا پروژههای تصویربرداری عصبی، قویاً از این واقعیت حمایت میکنند که ما در عرصه احساسی تنها نیستیم. (به «خلع احساسات از حیوانات «ضد علمی و احمقانه» است مراجعه کنید.)
مخالفان در مورد سودمندی «انسانسازی» و کسانی که آنچه را که ما در مورد ذهن و قلب حیوانات میدانیم نادیده میگیرند، باید بر آن غلبه کنند و از مزایای شناخت فواید آن قدردانی کنند. انسان شناسی آنها، “کوری آنها نسبت به خصوصیات انسانی حیوانات دیگر یا خصوصیات حیوانی خودمان” دیگر کارساز نیست.