21:15 - 2025/03/11

انتخاب نادرست | روانشناسی امروز

[ad_1] “از رنج ، قوی ترین روح ها پدید آمده است ؛ وسیع ترین شخصیت ها با زخم ها خسته شده اند.” – خالیل گیبرن اگر مجبور شدم یک عبارت را انتخاب کنم که بیشتر مشتریانی را که در طی 40 سال گذشته عمل درمانی دیده ام ، گیج می کند ،...

انتخاب نادرست | روانشناسی امروز

[ad_1]

“از رنج ، قوی ترین روح ها پدید آمده است ؛ وسیع ترین شخصیت ها با زخم ها خسته شده اند.” – خالیل گیبرن

اگر مجبور شدم یک عبارت را انتخاب کنم که بیشتر مشتریانی را که در طی 40 سال گذشته عمل درمانی دیده ام ، گیج می کند ، این می تواند “درد اجتناب ناپذیر باشد ، رنج اختیاری است.” بعد از گذشت چندین دهه از زانو در رنج دیگران و حتی طولانی تر با خودم ، فهمیدم که این نشاط نه تنها گمراه کننده است ، بلکه می تواند تلاش های کسی را برای بهبودی از بدبختی های زندگی پیچیده تر کند.

این تصور که ما رنج را انتخاب می کنیم ، اغلب به آموزه های بودا باز می گردد و برای تقویت صحت آن استفاده می شود. مشکل این است که ، مانند بسیاری از آموزه هایی که در شرق سرچشمه گرفته اند و به غرب آورده شده اند ، که این امر یک اصول اساسی بودیسم را اشتباه می گیرد. بودا هرگز بین درد و رنج تمایز قائل نبود. کلام او استفاده کرد ، دوککا، یک کلمه پالی است که به بهترین وجه به معنای عدم رضایت است. این اولین حقیقت نجیب او بود و نه تنها انتخابی نبود بلکه اجتناب ناپذیر بود.

مفهوم رنج به عنوان یک انتخاب تلاش می کند تا این مورد را ایجاد کند که درد یک پدیده حسی و بیولوژیکی است در حالی که رنج یک پدیده عاطفی است. این اغلب با این عبارت ساده تر می شود ، “درد همان چیزی است که برای ما اتفاق می افتد ، رنج همان کاری است که ما با درد انجام می دهیم.” بسیاری از مشتریانی که من در طول سالها با آنها ملاقات کرده ام ، اظهار داشتند که این به همان اندازه بی فایده است که به کسی در حمله یک حمله وحشت می گوییم ، “تنها چیزی که ما باید از آن بترسیم ، ترس از خود است.” من با احساسات آنها موافقم که رنج (یعنی درد عاطفی) به همان اندازه واقعی ، بازتابنده و اولیه درد جسمی است.

آنتونیو داماسیو ، دانشمند علوم اعصاب ، این موضوع را به وضوح توضیح داد: “احساسات شامل مجموعه ای از تغییرات بسیار خوب در بدن است که به عنوان یک هدف کلی ، باعث می شود زندگی با مراقبت از یک خطر ، مراقبت از یک فرصت ، یا یا یا چیزی در بین زندگی ، بیشتر زنده بماند.”

در حالی که هدف از گفتن کسی که رنج آنها اختیاری است ، توانمند سازی آنها و ترغیب آنها به زندگی “با ذهنیت بیشتر” است ، اما نمی تواند دلایل ریشه دار را که به ندرت از طریق خراش سطحی کشف می شوند ، در نظر بگیرند. از طرف تلنگر ، عجله برای از بین بردن رنج به عنوان یک میهمان ناخواسته نمی تواند پیام احتمالی خود را درک کند. شاعر Rilke توصیه های زیر را به یک شاعر رنج آور ارائه داد: “چرا می خواهید از زندگی خود هرگونه ناراحتی ، هر بدبختی ، هرگونه افسردگی را خاموش کنید ، زیرا بعد از همه شما نمی دانید این شرایط در شما چه کاری انجام می دهد؟ چرا می خواهید خود را با این سؤال که همه اینها از کجا می آید و به کجا می رود ، مورد آزار و اذیت قرار دهید؟ “

به نظر می رسد بسیاری از مشتریانی که من دیده ام ، آماده پذیرش اجتناب ناپذیری از درد عاطفی در زندگی خود هستند و اگرچه طبیعی است که به دنبال تسکین باشید ، بسیاری از آنها به همان اندازه علاقه مند به یادگیری دلایل اصلی آن هستند. این اکتشاف می تواند به بهبود و رشد کمک کند. متأسفانه ، در عصر رفع سریع و “درمان مختصر” ، اعتماد به شعارهای جذاب و مانترا اغلب جایگزین کار سخت اما پاداش دهنده بررسی وضعیت انسان می شود.

از آنجا که ذهن آگاهی و سایر شیوه های بودایی هم در درمان روان درمانی و هم در دنیای کلی سلامتی و سلامت روان مورد استفاده قرار می گیرند ، مهم است که مدل های پیچیده ای که ضد درد را برای درد عاطفی تجویز می کنند ، به همراهی و الگوهای صوتی کاهش نمی یابد. ما به جای تلاش برای خوش طعم تر شدن آنها در سلیقه های غربی ، ما بهتر می شویم با یک شیرجه عمیق به بینش و نسخه های آنها برای زندگی با رنج و فراتر از آن ، سعی کنیم آن را آرزو کنیم.

یونگ نوشت ، “مردم هر کاری انجام می دهند ، هر چقدر هم که پوچ باشد ، برای جلوگیری از مواجهه با روح خودشان. شخص با تصور چهره های نور ، بلکه با آگاهی از تاریکی روشن نمی شود. ” مسواک زدن به عنوان یک ترفند ناخواسته و غیر ضروری ذهن که ذهن روی ما بازی می کند نه تنها پوچ است ، بلکه طبیعت بدن/ذهن را نیز نقض می کند تا خودش را بهبود بخشد.

اکارت تولی توصیه می کند ، “بودا را نقل نکنید ، بودا باشید ، بیدار شوید.” محاصره نباید جای خود را به دست آورد. برای کسانی که هیچ هدف عملی در “رنج اختیاری” نیستند ، یا برای آنها به نظر می رسد مانند ذن کوان غیرقابل حل از “صدای یک دست یک دست” ، من موارد زیر را ارائه می دهم:

  1. به خاطر داشته باشید که تعریف اصلی کلمه متحمل شدن به معنای “اجازه ادامه” است.
  2. وقتی درد عاطفی شما راه های جدیدی را در زندگی شما باز کرد ، زمان های زندگی خود را مرور کنید.
  3. رنج را به عنوان فراخوانی مورد توجه مشاهده می کنید-یک تماس بیدار برای روح.
  4. در نظر بگیرید که رنج جهانی است و راهی برای تحول نیست و نه یک خطای تفکر.
  5. مغز از همان مسیرهای عصبی و مناطق مغز برای پردازش درد جسمی و روانی استفاده می کند.

در پایان ، هم درد و هم رنج مکانیسم های بازخورد اساسی است که به ما امکان واکنش نشان می دهد و در صورت لزوم پاسخ خود را به زندگی اصلاح می کنیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان