[ad_1]

انتخابات ریاست جمهوری 2024 به سرعت در حال نزدیک شدن است. با نزدیک شدن به روز پایانی، ما خود را در معرض بمباران کارشناسان، مفسران، تبلیغات سیاسی و پست های رسانه های اجتماعی می دانیم که ادعا می کنند اگر طرف ما در انتخابات شکست بخورد، زندگی همانطور که می دانیم به پایان خواهد رسید. مشکل این پیام در میان رای دهندگان تقسیم شده ما این است که صرف نظر از اینکه چه کسی رئیس جمهور بعدی می شود، تقریباً 50 درصد از ما ناامید، ترسیده و عصبانی خواهیم بود. در اصل، به نظر می رسد که کل کشور منتظر است ببیند چه کسی در بازی نهایی پلی آف برنده خواهد شد. همانطور که مربیان بیشماری به تیمهای خود گفتهاند، ما باید هر چه از دستمان برمیآید انجام دهیم تا تیممان پیروز شود و به بهترینها امیدوار باشیم، اما آزمون واقعی این است که بعد از مشخص شدن عنوان قهرمانی چگونه رفتار کنیم.
از آنجایی که نمیتوانیم آینده را پیشبینی کنیم، نمیدانیم اوضاع چگونه پیش خواهد رفت. هیچ ایرادی ندارد که به نتیجه ای که می خواهیم امیدوار باشیم و آرامشی که به همراه خواهد داشت را پیش بینی کنیم، اما همچنین باید به این فکر کنیم که اگر همه چیز طبق خواسته ما پیش نرود چگونه با آن کنار بیاییم. همانطور که رابرت گرین اینگرسول، وکیل، سخنور، و کهنه کار جنگ داخلی مشاهده کرد، “بزرگترین آزمون شجاعت روی زمین تحمل شکست بدون از دست دادن قلب است.” در اصل، او چیزی را توصیف می کرد که روانشناسان اکنون از آن به عنوان تاب آوری یاد می کنند. انجمن روانشناسی آمریکا تابآوری را اینگونه تعریف میکند: «فرایند و نتیجه سازگاری موفقیتآمیز با تجربیات دشوار یا چالشبرانگیز زندگی، بهویژه از طریق انعطافپذیری ذهنی، عاطفی، رفتاری و سازگاری با خواستههای بیرونی و درونی».
در عمل، این بدان معناست که بپذیریم که همه چیز همیشه آنطور که ما پیش نمیرود، و با وجود آن راهی برای ادامه پیدا کنیم. وقتی کسی که به او اهمیت می دهیم به بیماری ای مبتلا می شود که احتمالاً کشنده است، می توانیم ناامید شویم یا به این فکر کنیم که چگونه از فرد بیمار حمایت کنیم، ویژگی هایی را که در مورد او تحسین می کنیم در زندگی خود بگنجانیم و حتی کارهایی را انجام دهیم. افتخار آنها
وقتی مربیان تیم خود را برای یک بازی بزرگ آماده می کنند، بر آمادگی، فداکاری و خوش بینی تاکید می کنند. اما زمانی که آنها برنده نمی شوند، مربیان خوب بازیکنان خود را تشویق می کنند تا اشتباهات خود را تجزیه و تحلیل کنند، برای بهبود مهارت های خود تلاش کنند و روی چالش بعدی تمرکز کنند. آنها بازیکنان خود را ترغیب نمی کنند که تسلیم شوند، حریفان را سرزنش کنند، یا تسلیم خشم یا ناامیدی شوند. آنها آنها را تشویق می کنند که از شکست درس بگیرند و به تیم و اهداف بلندمدت خود متعهد بمانند. وقتی نوبت به این انتخابات میرسد، آنهایی از ما که انتخاب رئیسجمهوریشان پیروز نمیشود، باید بین تسلیم شدن در برابر افسردگی و احساس درماندگی، وحشت از آینده، بدبین یا خشونتآمیز بودن، یا جستجوی راههای سازنده برای ادامه حمایت یکی را انتخاب کنیم. و دلایلی که ما به آنها اعتقاد داریم بیشتر شود.
اگر از نحوه رای گیری راضی نیستیم، باید روی بهبود سیستم تمرکز کنیم. ما میتوانیم در پای صندوقهای رای داوطلب شویم، برای منطقهای عادلانه در جامعه خود کمپین کنیم، مشکلات مربوط به ثبت نام رای دهندگان را برطرف کنیم، یا در افزایش ثبت نام رای دهندگان مشارکت کنیم. اگر دلیلی وجود داشته باشد که ما عمیقاً نگران آن هستیم، خواه اقتصاد، تغییرات آب و هوایی، ایمنی اسلحه، سقط جنین یا آزادی بیان باشد، میتوانیم زمان و انرژی خود را به ترویج گفتگوهای مدنی و سازش اختصاص دهیم تا بتوانیم به جای بحث و جدل، کارها را انجام دهیم. و سرزنش یکدیگر
همه ما می توانیم سواد رسانه ای و علمی بیشتری داشته باشیم و به دیگران نیز کمک کنیم تا این کار را انجام دهند. درک اینکه یک قطعه از اطلاعات از کجا می آید، به چه معناست، و قصد دارد بر چه کسی تأثیر بگذارد، می تواند به ما کمک کند تا صحت و ارزش چیزهایی را که می شنویم بسنجیم و از انتشار ناخواسته اخبار نادرست جلوگیری کنیم.
در 40 سالی که مادران علیه رانندگی در حالت مستی توسط مادری تأسیس شد که دخترش توسط یک راننده مستی کشته شد، هنجارها و سیاستهای اجتماعی در مورد مصرف مشروبات الکلی و رانندگی به طور قابل توجهی تغییر کرده است. به طور مشابه، در ماه نوامبر، مردمی که در این انتخابات شکست خورده اند، باید طولانی و سخت در مورد اینکه چه کاری می توانند برای بهبود اوضاع انجام دهند، فکر کنند، حتی اگر سخت باشد، زمان بر باشد، و لزوماً چیزهایی را که آنها جبران نمی کنند. شخصا احساس می کنند که باخته اند.
تمثیل دو گرگ در سر ما راه جالبی برای اندیشیدن در مورد انعطاف پذیری، اراده و حقیقت ارائه می دهد. اگرچه این داستان اغلب به منابع بومیان آمریکا نسبت داده می شود، اما به نظر می رسد که توسط واعظ قرن بیستم، بیلی گراهام، رایج شده و احتمالا خلق شده است. مانند بسیاری از چیزهایی که ما در دنیای رسانه محور خود مصرف می کنیم، منشأ آن مبهم است، بنابراین ما باید معنای آن را تجزیه و تحلیل کنیم. طبق داستان، پیرمردی به نوه اش گفت که دو گرگ مدام در ذهن ما دعوا می کنند. یک گرگ نشان دهنده حرص، نفرت، ترحم به خود و حسادت است. دیگری، شادی، صلح، عشق و مهربانی. وقتی نوه می پرسد کدام گرگ در نبرد پیروز می شود، پدربزرگ پاسخ می دهد: “آن که تو به آن غذا می دهی.” صرف نظر از اینکه این داستان از کجا آمده است، به طرز ماهرانه ای این واقعیت را نشان می دهد که ما می توانیم انتخاب کنیم که کدام افکار را پرورش دهیم و همچنین اینکه به دیگران چه می گوییم و چگونه رفتار کنیم.
در طول اعصار، انسان ها به طور قابل ملاحظه ای انعطاف پذیر بوده اند. اگر ما جزو 50 درصد آمریکاییهایی هستیم که از نتایج انتخابات آینده ناامید شدهاند، باید یک گام به عقب برداریم و تصمیم بگیریم که چگونه میتوانیم با وجود عقبنشینی، اوضاع را بهتر کنیم. امتناع از پذیرش نتیجه، ارتکاب خشونت، یا تحقیر افرادی که با آنها مخالف هستیم، مشکلاتی را که با آن روبرو هستیم برطرف نمی کند. مهم نیست که چه کسی در انتخابات 2024 پیروز می شود، همه ما باید دوباره جمع شویم و راهی به جلو پیدا کنیم.
[ad_2]