اگر شما هم مثل من هستید، عبارت “تعادل بین کار و زندگی” می تواند مانند یک تیرک دروازه غیرممکن به نظر برسد. این ایده جذابی است که همه ما فروخته شده ایم: اگر بهتر سازماندهی کنیم، بیشتر تلاش کنیم یا زودتر از خواب بیدار شویم، در نهایت تعادل کامل بین پیشرفت در محل کار را پیدا خواهیم کرد. تربیت فرزندان شاد و سالم؛ حفظ یک رابطه عاشقانه؛ تناسب اندام؛ و داشتن یک زندگی اجتماعی – اوه، و مراقبت از خود را فراموش نکنید!
اما بیایید واقعی باشیم: تعقیب تعادل اغلب باعث می شود بیشتر از همیشه احساس خستگی و گیرکردن کنیم. چرا اینطور است؟ چرا ما بهعنوان زنانی با موفقیت، احساس میکنیم که در حال شکست خوردن هستیم، حتی زمانی که این کار را انجام میدهیم همه چیز? حقیقت این است: مشکل شما نیستید. این خود اسطوره تعادل کار و زندگی است.
افسانه تعادل: این در مورد کمال است، نه تحقق
مفهوم تعادل بین کار و زندگی ریشه در این باور دارد که هر بخش از زندگی شما باید همیشه به یک اندازه مورد توجه قرار گیرد. این تصویر یک مقیاس کاملاً متعادل را ترسیم میکند که در آن هیچ حوزهای – شغلی، خانواده، دوستان یا اهداف شخصی – خیلی دور از ذهن نیست. دوست داشتنی به نظر می رسد، درست است؟
منبع: Jeffery Erhunse/Unsplash
جز اینکه زندگی یک ترازو نیست این رقص دائماً تغییر اولویت ها است. در چند هفته، حرفه شما ممکن است به کانون توجه نیاز داشته باشد. هفتههای دیگر، پروژه مدرسه فرزندتان یا نیازهای همسرتان در مرکز توجه قرار میگیرد. و این اشکالی ندارد! این ایده که همه چیز باید همیشه متعادل باشد، فقط غیر واقعی نیست. این دستور العملی برای شک و فرسودگی است.
هنگامی که تعادل را هدف قرار می دهیم، اغلب خود را در دام کمال گرایی قرار می دهیم. ما زیاده روی می کنیم و فکر می کنیم که می توانیم همه این کارها را انجام دهیم – و آن را کاملاً انجام دهیم – فقط به این دلیل که احساس کنیم در هر زمینه ای کوتاهی می کنیم. اون مارپیچ احساس گناه؟ این اسطوره تعادل در عمل است.
چرا «داشتن همه چیز» به معنای داشتن بیش از حد است
بهعنوان افراد موفق، ما به سمت ایده «داشتن همه چیز» کشیده شدهایم. ما خواهان شغل های کامل، روابط قوی، بچه هایی با رفتار خوب و سرگرمی های معنادار هستیم. و از آنجایی که ما توانایی داریم، اغلب باور می کنیم باید قادر به حل همه آن باشید.
اما حقیقت این است که “داشتن همه چیز” اغلب به نظر می رسد خیلی زیاد. وقتی سعی می کنید در هر زمینه ای به طور همزمان عالی باشید، دیگر جایی برای نفس کشیدن ندارید، چه رسد به اینکه در مورد اینکه آیا اولویت های فعلی شما واقعاً با آنچه برای شما مهم است مطابقت دارند یا خیر.
در مورد آن فکر کنید: آیا تقویم خود را با تعهداتی پر می کنید که واقعاً شما را روشن می کند؟ یا از روی تعهد، ترس از قضاوت، یا میل به اثبات اینکه می توانید از پس همه چیز برآیید بله می گویید؟ پیگیری بی وقفه تعادل می تواند ما را از آنچه که می کنیم منحرف کند در واقع نیاز به احساس رضایت
تغییر: از تعادل به تراز
بنابراین، جایگزین چیست؟ به جای تلاش برای تعادل، هدف گذاری کنید هم ترازی. همسویی به معنای توزیع برابر تلاش نیست. این در مورد اطمینان از صرف زمان و انرژی شما به سمت چیزی است که در این فصل از زندگی واقعاً برای شما مهم است.
از خود بپرسید:
- آنچه برای من مهم است همین الان? (نکته: این نمی تواند همه چیز باشد.)
- کدام بخش از زندگی من با ارزش هایم هماهنگ است و کدام نه؟
- چه تعهدات یا اهدافی را از روی احساس گناه یا فشار خارجی دنبال می کنم؟
هنگامی که همسویی را در اولویت قرار می دهید، به خود اجازه می دهید تا عمیقاً بر آنچه که معنادار است تمرکز کنید، بدون اینکه احساس گناه نادیده بگیرید. به عنوان مثال، اگر در فصلی هستید که شغل شما در حال رونق است اما زندگی اجتماعی شما آرام تر است، اشکالی ندارد. همسویی تشخیص می دهد که زندگی در حال فروکش و جریان است.
سه قدم برای خروج از تله تعادل
اگر ایده همسویی طنین انداز شد، در اینجا نحوه شروع به تغییر طرز فکرتان آمده است:
1. ارزش های اصلی خود را تعریف کنید
یک قدم به عقب بردارید و از خود بپرسید چه چیزی واقعا برای شما مهم است. آیا اتصال است؟ خلاقیت؟ ثبات؟ دستاورد؟ دانستن ارزش های اصلی خود می تواند به شما کمک کند تا ارزیابی کنید که آیا تعهدات فعلی شما منعکس کننده این اولویت ها هستند یا شما را از مسیر خارج می کند.
2. تقویم خود را حسابرسی کنید
به دو هفته آینده برنامه خود نگاه کنید. برای هر تعهد بپرسید:
- آیا این با اولویت های فعلی من مطابقت دارد؟
- آیا من این کار را از روی تعهد انجام می دهم یا واقعاً به من یا خانواده ام خدمت می کند؟
- چه چیزی را می توانم تفویض کنم، به تعویق بیاندازم یا به طور کامل رها کنم؟
پاک کردن فضا برای چیزهایی که بیشتر اهمیت دارد، یکی از سریعترین راهها برای احساس خستگی کمتر است.
3. “فصل” تمرکز را در آغوش بگیرید
به خود اجازه دهید در زمان های مختلف به اولویت های مختلف متمایل شوید. به عنوان مثال، اگر در یک پروژه کاری بزرگ انرژی می ریزید، خود را برای میزبانی شام مفصل یا شرکت در هر جلسه PTA رها کنید. اعتماد داشته باشید که فصل دیگری فرا خواهد رسید که بتوانید تمرکز خود را تغییر دهید.
شما مجبور نیستید همه چیز را انجام دهید
به عنوان یک همکار برتر، اعتراف می کنم: رها کردن ایده تعادل آسان نیست. اما در عین حال آزاد کننده است. وقتی از تعقیب کمال دست بردارید و زندگی خود را با اولویت های واقعی خود هماهنگ کنید، متوجه خواهید شد که نه فقط مشغول هستید، بلکه کاملاً برآورده شده اید.
بنابراین، بیایید از تلاش برای «داشتن همه چیز» دست برداریم و شروع به پرسیدن کنیم، «در حال حاضر واقعاً چه میخواهم؟» وقتی به خود اجازه میدهید روی چیزهایی که واقعاً مهم هستند تمرکز کنید، ممکن است از اینکه چقدر زندگی سبکتر، شفافتر و شادتر احساس میشود، متعجب شوید.
به یاد داشته باشید: این در مورد تعادل ترازو نیست. این در مورد رقصیدن با ریتم زندگی خود است. به من بگویید چگونه رقص ظریف بین اولویت های خود را در نظرات مدیریت می کنید.