توسط اریک لوین ، Ed.D و کیم نلسون ، MA با Becky Shipkosky
به عنوان سوار کارناوال ایدئولوژیک که سیاست جهانی شمالی از یک طرف به سمت دیگر می چرخد ، به نظر می رسد هر بار به ارتفاعات جدید و بلندتر می رسد و تهدید می کند که همه ما را در هر دقیقه به پایین تبدیل می کنیم. درست وقتی به نظر می رسد که ممکن است خودش درست باشد ، با یک فناوری جدید در حال تغییر جهان ، یک بیماری همه گیر جهانی یا یک جنگ فرهنگی برخورد می کند. یا … این کار را کرد علت جنگ فرهنگ؟ مهم نیست به زبان انگلیسی ساده و بی تکلف ، ما در زمان های آشفته زندگی می کنیم ، تقسیمات سیاسی عمیق است و بی ثباتی اقتصادی روزانه بیشتر ما را تحت تأثیر قرار می دهد.
اگر فقط این بی ثباتی باشد در یک سوار کارناوال-چیزی که می توانستیم بعد از چند دقیقه از آن کنار بگذاریم ، کمی سرگیجه و به طور خلاصه از ناهار عمیق سرخ شده خود پشیمان شویم. در عوض ، به نظر می رسد که ما برای مسافت طولانی درگیر شده ایم و با افزایش غیرقابل پیش بینی بودن ، میزان اضطراب و افسردگی نیز انجام می شود. این دو شرایط شایع در سلامت روانی از زمان غافلگیرانه Big 2020 در حال افزایش است.
این ممکن است در هر زمان ، برای هر کسی اتفاق بیفتد
معلوم است که عدم اطمینان از نظر روانی است. برای همه این که آیا ما قبلاً به یک وضعیت سلامت روانی مبتلا شده ایم یا احساس می کنیم که از یک ذهن خوب تنظیم شده و عصبی برخوردار شده ایم ، تقریباً هیچ کس از اثرات روحی و عاطفی بی ثباتی سیاسی و اقتصادی مصون نیست. ما این را می دانیم زیرا دو اتفاق مربوطه در این زمان بی ثباتی اتفاق می افتد:
- افراد مبتلا به تشخیص سلامت روان موجود علائم افزایش یافته است.
- تشخیص های جدید سلامت روان به میزان قابل توجهی افزایش می یابد.
سیاست ، بی قدرت و کواستالژی
بسیاری از ما در بخش های توسعه یافته جهان ممکن است به طور انعطاف پذیر فکر کنیم که تغییرات سیاسی ما را تحت تأثیر قرار نمی دهد زیرا این امر از نظر تاریخی نسبتاً درست بوده است. این دوره کمی متفاوت است ، اما اینطور نیست؟ و از آنجا که هر شخص شروع به توجه به تغییر می کند که شخصاً برای آنها غیرقابل توصیف است ، آنها به رده های رو به رشد کسانی که نگران آینده هستند می پیوندند و نمی دانند چه کاری باید انجام دهند – اگر هر کاری. این می تواند منجر به احساس ناتوانی و بیگانگی شود ، که عوامل استرس زا عمیق هستند.
برای عدم وجود واژگان موجود برای توصیف لحظه فعلی ما از اضطراب فرهنگی ، این اصطلاح را ابداع کردیم کواستالژیبشر از کلمات یونانی برای جامعه (کوینون) و درد (الگوس) ، به ناراحتی که ما تجربه می کنیم به عنوان تغییر مناظر فرهنگی به روشهایی که ناآرام می کنیم تغییر می کند. این که آیا این تغییر هنجارهای اجتماعی ، روابط شکستگی یا تشدید لفاظی است ، این تغییرات می تواند حس عمیق از دست دادن ، ترس یا ترساندن را ایجاد کند. از نظر برخی ، این غم و اندوه یا عصبانیت است. برای دیگران ، حتی ممکن است مانند اندوه یا تروما احساس شود. به عبارت دیگر ، همه چیز در حال تغییر است و شما نمی دانید که دیگر در کجا جا می گیرید.
چندین استرس زا کلیدی در پشت این پاسخ روانشناختی قرار دارند:
- از دست دادن کنترل بر جهت اجتماعی: هنگامی که تصمیمات سیاسی با ارزش های شخصی ما متناقض است.
- افزایش قطبش و درگیری اجتماعی: هنگامی که تقسیمات ایدئولوژیک روابط را تحت فشار قرار می دهد.
- فرسایش اعتماد به موسسات: هنگامی که دولت ها ، رسانه ها یا سیستم های حقوقی غیرقابل اعتماد به نظر می رسند.
- ترس از دور شدن از حقوق: در صورت افزایش عدم اطمینان منجر به ترس گسترده در مورد ایمنی شخصی ، استقلال و امنیت آینده می شود.
- افزایش قرار گرفتن در معرض رسانه های پریشانی: هنگام تعامل مداوم با اخبار قطبی یا عاطفی از نظر عاطفی باعث پریشانی می شود.
مغز شما در مورد عدم اطمینان اقتصادی
آیا تا به حال خطای اساسی ایجاد کرده اید که منجر به هزینه اضافه برداشت شده است؟ اکنون به دلیل خطای 2 دلار 38 دلار منفی هستید. بنابراین شما 100 دلار وام می گیرید تا اضافه برداشت را بپوشانید و تا روز پرداخت کنید ، اما حساب شما تا زمانی که پول را به دلیل آن هزینه عضویت خودکار فراموش شده ، 86 دلار منفی است؟ شما تقریباً تمام 100 دلار که وام گرفته اید ، دور ریخته اید و خودتان خیلی عصبانی هستید. شما پریشان هستید و در راه بازگشت به خانه ، چراغ قرمز را اجرا می کنید و بلیط ترافیک 300 دلاری را دریافت می کنید. اگر بتوانید طنز در آن پیدا کنید ، این یک کمدی از خطاها خواهد بود. خوب ، دلیلی وجود دارد که این اتفاق می افتد.
در یک مطالعه سال 2013 ، از شرکت کنندگان خواسته شد که هزینه تعمیر غیر منتظره خودرو (به طور تصادفی) یا 150 دلار یا 1500 دلار را در نظر بگیرند. هنگامی که افراد کم درآمد در نظر داشتند هزینه بالاتر را در نظر بگیرند ، عملکرد شناختی آنها چنان به شدت کاهش یافت که معادل از دست دادن یک خواب کامل شبانه یا حداکثر 13 امتیاز ضریب هوشی بود. هنگامی که نیازهای اساسی بقا احساس نامشخصی است ، مغز منابع را به سمت حل مسئله فوری سوق می دهد و تمرکز ، برنامه ریزی و تنظیم احساسات را سخت تر می کند.
عوامل استرس زا اضافی نیز وجود دارد:
- فشار در روابط اولیه.
- کار بیش از حد برای گرفتن یا رسیدن به آن.
- به دلیل کمبود وقت یا بودجه ، دسترسی به بهداشت روان را کاهش می دهد.
همه چیز احساس ناامیدی می کند ، به دام می افتد. بر خلاف بی ثباتی سیاسی ، که غالباً باعث ایجاد عصبانیت یا قطع ارتباط اجتماعی می شود ، استرس اقتصادی تمایل دارد ما را از نظر روحی و جسمی تخلیه کند. وزن فشار مالی مداوم به شدت با اضطراب مزمن ، افسردگی ، خستگی تصمیم گیری و اختلالات خواب مرتبط است. تحقیقات نشان می دهد که عدم اطمینان طولانی مدت اقتصادی به کاهش سلامت روان کمک می کند و تصمیم گیری را مختل می کند.
سیم کشی
ذهن شگفت انگیز انسانی ما تکامل یافته است تا ما را از تهدیدات در امان نگه دارد. و مانند هر یک از عملکردهای تطبیقی بدن ، سیستم تشخیص تهدید ما می تواند بیش از حد از آن استفاده کند. هنگامی که زندگی آشفته می شود و مدتی در این راه باقی می ماند ، آنچه به عنوان یک مکانیسم مفید بقا آغاز شد ، می تواند ناسازگار باشد. این چیزی است که در زیر هود اتفاق می افتد:
- Neurocircuitry را تهدید کنید: عدم اطمینان بخشی از مغز را که مانع از پاسخ بیش از حد ترس می شود ، تضعیف می کند و باعث می شود مغز مستعد ابتلا به تهدیدات بیش از حد باشد. این مشکل در تشخیص خطر واقعی از خطر درک شده به طور مستقیم با خطر افزایش اضطراب و افسردگی مرتبط بوده است.
- انقراض ترس را مختل کرد: عدم اطمینان مزمن همچنین نحوه یادآوری تهدیدهای گذشته را مختل می کند. هنگامی که مغز تلاش می کند تا تشخیص دهد که آیا موقعیت های قبلی واقعاً خطرناک بوده است ، حتی در صورت نیاز به آنها ، پاسخ های استرس را فعال می کند. با گذشت زمان ، همانطور که ما در حالی که در جمع آوری موارد جدید ، ترس های قدیمی را حفظ می کنیم ، فشار عاطفی ایجاد می شود و خطر اضطراب و افسردگی را افزایش می دهد.
- استرس مزمن ، سروتونین و دوپامین: قرار گرفتن در معرض طولانی مدت در برابر استرس منجر به اختلال در تنظیم سروتونین و دوپامین می شود که برای تنظیم خلق و خوی بسیار مهم هستند. این اختلال به طور مستقیم با افزایش آسیب پذیری در برابر اضطراب و افسردگی مرتبط است.
- از دست دادن سیناپسی: استرس مزمن می تواند منجر به از بین رفتن اتصالات سیناپسی بین سلولهای عصبی شود و در نتیجه ارتباط ناکارآمد و “پر سر و صدا” در مدارهای عصبی باشد. اعتقاد بر این است که این امر به پیشرفت افسردگی کمک می کند.
- کورتیزول: قرار گرفتن در معرض استرس طولانی مدت ، سطح کورتیزول را بالا می برد ، که نشان داده شده است که باعث کاهش و اختلال در هیپوکامپ می شود – یک منطقه مغزی که برای حافظه و تنظیم عاطفی بسیار مهم است. با گذشت زمان ، این تغییرات می تواند مقاومت استرس را تضعیف کرده و خطر اختلالات خلقی مانند افسردگی و اضطراب را افزایش دهد.
حالا چی؟
هرج و مرج که ما تجربه می کنیم فقط در اخبار نیست – این در مغز ماست و عصب شناسی ، سلامت روانی و زندگی روزمره ما را شکل می دهد. درک چگونگی عدم اطمینان بر ما بر روی مرحله اول است. در پست بعدی ما ، ما به روش های عملی برای بازیابی تعادل شیرجه می شویم ، حتی اگر جهان چیزی را احساس پایدار کند.