به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، اضطراب چرا در بین نوجوانان افزایش یافت؟ قربانیان دنیای مجازی امروز کسانی هستند که گرفتار دنیای فضای مجازی شده اند. چرا اضطراب نوجوانان در سال 2010 افزایش یافت؟
مروری بر نسل مضطرب:
گزارشهای مربوط به افسردگی، اضطراب و خودآزاری در میان نوجوانان و نوجوانان در ایالات متحده در دهه 2010 افزایش یافت. نگرانی در مورد سلامت روان که همچنان در حال افزایش است، با گسترش سریع تلفن های هوشمند همزمان شده است که تا سال 2012 یا 2013 به اکثریت خانه ها رسید.
در نسل مضطرب، جاناتان هایت، روانشناس اجتماعی – استاد رهبری اخلاقی در دانشکده تجارت دانشگاه نیویورک. نویسنده فرضیه خوشبختی و ذهن صالح. و همراه با گرگ لوکیانوف، کتاب «همبستگی ذهن آمریکایی» – ترکیبی آموزنده و قانع کننده از دیدگاهی ارائه می دهد که اخیراً مورد حمایت قرار گرفته است: محافظت بیش از حد از کودکان در دنیای واقعی و عدم حمایت در دنیای مجازی “دلایل اصلی” این است که ژن Z تبدیل به “نسل مضطرب” شده است.
به طور متوسط، نوجوانان بیش از هفت ساعت در روز را صرف فعالیت های مبتنی بر صفحه نمایش می کنند، به استثنای تکالیف مدرسه و خانه، اعدادی که بر اساس طبقه اجتماعی و نژاد متفاوت است. در نتیجه، زمان حضوری با دوستان از 122 دقیقه به 67 دقیقه در روز کاهش یافته است. نوجوانان با اتصال به تلفن های هوشمند خود، جریان بی پایانی از وقفه ها را ایجاد می کنند، همچنین کم خواب هستند، نقص های شناختی و توجه دارند و نمرات پایین تری می گیرند. در یکی از آزمایشها، دانشآموزان وقتی تلفنهایشان را در اتاق دیگری رها میکردند بهترین عملکرد را داشتند و زمانی که نزدیک بودند، بدترین عملکرد را داشتند.
رسانههای اجتماعی به افراد کمک میکنند تا با دوستان خود ارتباط برقرار کنند، باید با گزارشهای مربوط به تنهایی و انزوا واجد شرایط باشد، شاید به این دلیل که این ارتباط «به خوبی آن چیزی نیست که جایگزین شده است».
با لایکها، اشتراکگذاریها، ریتوییتها، نظرات، تأثیرگذاران و سایر حلقههای بازخورد اعتبارسنجی، پلتفرمهای رسانههای اجتماعی «کارآمدترین موتور انطباق هستند که تا به حال اختراع شده است»، برتری و اعتبار را از هم جدا میکنند و «مطلوب بودن» را تعریف میکنند.

اضطراب، هدیه دنیای مجازی به نوجوانان| چرا اضطراب نوجوانان از سال 2010 افزایش یافت؟
دختران زمان بیشتری را صرف پلتفرمهای رسانههای اجتماعی میکنند و آسیب بیشتری را نسبت به پسران متحمل میشوند. دختران نوجوان اغلب تصویر خود را به زیبایی و جذابیت جنسی گره می زنند و به صورت آنلاین تحت ارزیابی بدن خود قرار می گیرند. دخترانی که بیشتر از پسرها روی کیفیت روابط خود سرمایه گذاری می کنند، بیشتر در معرض شایعات، آزار و اذیت، قلدری و شکار هستند. کسانی که به طور قابل توجهی از دنیای مجازی استفاده می کنند سه برابر بیشتر از افراد غیرکاربر در معرض افسردگی قرار دارند. برای نوجوانان 13 ساله – حداقل سن فعلی، اما غیرقابل اجرا، برای افتتاح حساب در یک پلت فرم رسانه های اجتماعی – بلوغ در حال حاضر چالش برانگیز است، و برای آنها، پرخاشگری فراگیر و عمومی می تواند به ویژه آسیب زا باشد.
هایت اذعان می کند که داده ها کمتر روشن است که رسانه های اجتماعی عاملی برای اضطراب و افسردگی برای پسران هستند. گفته میشود، وقتی پسرها گوشیهای هوشمند دریافت میکنند، میانگین سلامت روانی آنها کاهش مییابد و میزان اعتیادشان به پورنوگرافی و بازیهای ویدیویی افزایش مییابد – همانطور که تعداد بزرگسالان جوانی که واجد شرایط «NEET» هستند (نه در تحصیل، اشتغال یا آموزش) افزایش مییابد.
هاید تأکید می کند که سیم کشی مجدد دوران کودکی به دنبال تغییرات اساسی در هنجارهای فرزندپروری «مسئولانه» رخ داد. هاید این دیدگاه را تأیید می کند که کودکان انعطاف پذیر هستند. از سنین کودکی، آنها باید از طریق وظایف محول شده توسط والدین و از طریق بازی های خشن در فضای باز یاد بگیرند که «ناراحتی ها، حوادث جزئی، مسخره کردن، محرومیت ها، بی عدالتی های درک شده و درگیری های عادی را مدیریت کنند، پردازش کنند، و از آنها عبور کنند». در مقابل، کودکان بیش از حد محافظت شده احتمالاً در دام الگوهای فکری و رفتاری مضطرب، فوبیا و تدافعی گرفتار می شوند.
در دهههای 1980 و 1990، در میان اخبار واقعی و ساختگی در مورد سوءاستفادهی غریبهها از کودکان، «والدین ترسناک» شروع به کار کرد و «ایمنی» فیزیکی و عاطفی به خواستههای غیرقابل مذاکره تبدیل شد. تا سال 2000، کودکان بدون نظارت از مکان های عمومی ناپدید می شدند. در یک نظرسنجی که در سال 2015 انجام شد، درصد قابل توجهی از والدین به این نتیجه رسیدند که کودکان باید حداقل 12 سال داشته باشند قبل از اینکه به آنها اجازه داده شود یک ساعت در خانه خود تنها بمانند، و قبل از اینکه به آنها اجازه داده شود خودشان به پارک عمومی بروند باید 14 سال داشته باشند.
هاید با یک سری پیشنهادات معقول اما نه همیشه غافلگیرکننده که برای «بازگرداندن دوران کودکی به زمین» طراحی شده اند، به پایان می رسد. او توصیه می کند که والدین زمان نمایش صفحه نمایش را برای کودکان 6 تا 12 ساله به 2 ساعت در روز محدود کنند و از فیلترهای محتوا برای همه دستگاه های خانه استفاده کنند.
هاید معتقد است که سن بزرگسالی اینترنتی باید از 13 به 16 افزایش یابد و پلتفرمهای رسانههای اجتماعی باید مجبور شوند تا سن را بدون به خطر انداختن ناشناس بودن با واگذاری این کار به شرکتی دیگر، با استفاده از بیومتریک یا ایجاد امکان علامتگذاری تلفنهای متعلق به والدین بررسی کنند. به یک خردسال Haidt از مدارس میخواهد که استفاده از تلفن همراه را در طول کلاس ممنوع کنند، همانطور که بسیاری قبلاً انجام میدهند، اما همچنین باید این وسایل را در یک کوله پشتی یا قفسه در طول روز مدرسه نگهداری کنند. به گزارش هایت، زمانی که یک مدرسه راهنمایی در کلرادو چنین سیاستی را اجرا کرد، عملکرد تحصیلی به طور چشمگیری بهبود یافت.
هایت از قوانینی حمایت می کند که پیگرد قانونی والدین را به دلیل دادن استقلال منطقی و مناسب به فرزندانشان ممنوع می کند. او از مدارس میخواهد که تعطیلات طولانیتری را با مداخله کم و مناطق باشگاهی بدون تلفن، با استقلال تقریباً کامل برای دانشآموزان برنامهریزی کنند (به استثنای قوانینی که مبنی بر آسیب رساندن عمدی به کسی یا ترک محل بدون اطلاع مسئولین).
هاید اشاره می کند که آکادمی اطفال آمریکا دریافته است که به حداقل رساندن یا حذف استراحت برای پیشرفت تحصیلی و همچنین سلامت جسمی و رشد اجتماعی مضر است. و البته، هایت از کودکان میخواهد که زمان بیشتری را صرف قدردانی از طبیعت، بازی با دوستان، دوچرخهسواری و افتادن از روی دوچرخه و انجام کارهای متناسب با سن خود کنند – زیرا نوجوانان و نوجوانان «زمانی که در جوامع واقعی ریشه دارند، رشد میکنند. نه در شبکههای مجازی بیپیکر.»/ اندیشه معاصر
پایان/*
اندیشه قرن را در ایتا دنبال کنید
اندیشه قرن را در تلگرام دنبال کنید