[ad_1]
منبع: تصویر جیل ولینگتون از Pixabay
بیشتر مردم عشق و سیاست را با هم مخلوط نمی کنند. جداسازی ایدئولوژی انتخاباتی از زندگی اجتماعی به ویژه هنگام شناخت عوامل بالقوه مهم است. اما هنگامی که موضوع سیاست مطرح می شود، همانطور که احتمالاً در مقطعی پیش خواهد آمد، متقاعدسازی شخصی چگونه بر یک رابطه بالقوه تأثیر می گذارد؟ ظاهراً کیفیت عاشقانه های بین پارتی بیش از وابستگی به حزب بستگی دارد. تحقیق توضیح می دهد.
شریک بین حزبی
امی ام. گوردون و همکاران. (2024) تأثیر عدم تشابه سیاسی بر روابط عاشقانه را مورد مطالعه قرار داد. (1) آنها خاطرنشان می کنند که قطبی شدن سیاسی در طول سال ها اهمیت بیشتری پیدا کرده است و به طور بالقوه بر نسل های آینده از طریق آنچه آنها به عنوان “اتاق های پژواک سیاسی” توصیف می کنند تأثیر می گذارد که بر جامعه به طور کلی تأثیر می گذارد. به عنوان روابط فردی
گوردون و همکاران با تمرکز بر چگونگی تأثیر عقاید سیاسی بر روابط شخصی. بیش از 500 زوج را مورد بررسی قرار داد و راه هایی را که از طریق آن عدم تشابه سیاسی بر کیفیت رابطه تأثیر می گذارد، بررسی کرد. زوج ها در نمونه خود سطوح بالایی از شباهت سیاسی و ایدئولوژی را نشان دادند. تنها 23 درصد فراحزبی بودند و از این گروه، کمتر از 8 درصد را یک جمهوری خواه و یک دموکرات تشکیل می دادند. گوردون و همکاران شواهد کمی از عواملی یافت که افراد را مستعد انتخاب شرکای سیاسی غیرمشابه میکرد، و تنها ارتباط کوچکی بین تفاوتهای سیاسی و کیفیت رابطه وجود داشت. آنها خاطرنشان می کنند که فرآیندهای اجتماعی از جمله دیدگاه سنجی و ابراز قدردانی ممکن است چنین پویایی روابط را تعدیل کند.
اشتیاق سیاسی و شخصی
یکی از عواملی که ممکن است بر کیفیت رابطه تأثیر بگذارد این است که هر یک از شریکها تا چه حد نسبت به مواضع سیاسی خود علاقه دارند. گوردون و همکاران توجه داشته باشید که احزاب سیاسی در آمریکا به طور فزاینده ای در مورد تفاوت های عاطفی بیشتر از تفاوت های ایدئولوژیک دوقطبی می شوند، احساس فاصله نسبت به اعضای احزاب دیگر به جای افزایش علاقه به اعضای حزب خود. آنها خاطرنشان می کنند که این دوقطبی شدن عاطفی پیامدهای اجتماعی دارد و باعث ایجاد شکاف بین اعضای احزاب مختلف سیاسی می شود. آنها همچنین خاطرنشان می کنند که سیاست به طور فزاینده ای اخلاقی شده است و مسائل اخلاقی به عنوان “متمایزترین خط تقسیم” در مورد ایدئولوژی سیاسی عمل می کند. با توجه به عمق تفاوت، گوردون و همکاران. مشاهده کنید که مردم نه تنها احتمال دارد که دیگران را با عقاید سیاسی متفاوت کمتر اخلاقی ببینند، بلکه حتی کمتر هم میبینند انسان.
از جنبه مثبت، گوردون و همکاران. همچنین دریافتند که علیرغم اهمیت سیاست در جامعه معاصر، دوستداران آمریکایی تمایلی به وارد کردن سیاست در روابط شخصی خود ندارند. آنها به یک نظرسنجی اشاره می کنند (مطابقت) که نشان می دهد 78٪ از مجردها بعید به نظر می رسد که در اولین قرار ملاقات یا قبل از آن درباره مسائل سیاسی صحبت کنند و شریکی را ترجیح می دهند که به طور مشابه مستعد اجتناب از این موضوع باشد. آنها خاطرنشان می کنند که این ترجیح با یافته های دیگر مطابقت دارد که نشان می دهد فقط طرفداران سیاسی قوی قطبی شدن عاطفی را نشان می دهند. اغلب، آنها مشاهده می کنند که بیزاری ظاهری از طرفداران مخالف، مانند این که ممکن است از طریق ترجیح دادن یک فرزند برای ازدواج نکردن با فردی از یک حزب سیاسی دیگر ابراز شود، ممکن است ناشی از بیزاری از حزب گرایی باشد.
گوردون و همکاران توجه داشته باشید که به نظر میرسد سیاست بیشتر از سالهای گذشته بر روابط تأثیر میگذارد، و حتی برای افرادی که کمتر سیاسی هستند، روایتی فرهنگی که تأثیر شدید قطبیسازی سیاسی را بیان میکند ممکن است آنها را از درگیر شدن در روابط سیاسی غیرمشابه منصرف کند. با این حال، آنها همچنین خاطرنشان می کنند که اکثر مردم ممکن است ترجیحات قوی در مورد اقناع سیاسی شریک را تأیید نکنند، و در عوض ترجیح می دهند که سیاست را از اتاق خواب دور نگه دارند.
چگونه عدم تشابه سیاسی بر کیفیت رابطه تأثیر می گذارد
گوردون و همکاران شواهدی دال بر برخی پیوندهای کوچک بین عدم تشابه سیاسی و کیفیت روابط روزانه یافتند، اگرچه آنها خاطرنشان کردند که این ارتباط ممکن است از تفاوت های رفتاری در نحوه تعامل شرکا با یکدیگر ناشی شود. به عنوان مثال، آیا آنها به دلیل اختلافات سیاسی، درگیری بیشتری را تجربه می کنند یا برای جلوگیری از درگیری، درگیر سرکوب می شوند که منجر به نتایج منفی دیگری مانند احساس عدم اصالت می شود؟ آنها با بررسی تعدیلکنندگان بالقوه، شواهد کمی از عوامل قابل تغییر یافتند که میتواند این ارتباط را خنثی کند. آنها خاطرنشان میکنند که زوجهایی که از نظر سیاسی متفاوت نیستند، حتی در روزهایی که میزان قدردانی و چشماندازی بالاتری داشتند و کمتر خود را خاموش میکردند، هنوز دیدگاه کمی پایینتر از کیفیت روابط داشتند.
در نهایت، گوردون و همکاران. به کار اخیر (Lienesch et al., 2023) استناد کنند که شواهدی مبنی بر احتمال بیشتری برای پایان دادن به ازدواجهای بینحزبی به طلاق نشان میدهد، که آنها اشاره میکنند که تفاوتهای کوچک ممکن است در طول زمان به شکافهای اساسی تبدیل شود. اما همه ما موافقیم که نتیجه لزوماً به طور مستقیم یا غیرمستقیم از اقناع سیاسی ناشی نمی شود. شاید نکته کلیدی برای عاشقانه های باکیفیت تمرکز بیشتر بر روی چیزهایی باشد که به یکدیگر متصل می شوند تا جدایی، که ممکن است به نحوه ارزش گذاری، احترام و رفتار زوج ها با یکدیگر بستگی داشته باشد و ارزش افراد را بر سیاست قرار دهد.
[ad_2]