اشتباه دوم چیست؟
[ad_1] “اشتباهات دریچه های کشف هستند.” – جیمز جویس همه ما اشتباه می کنیم اما چگونه به آنها پاسخ می دهیم؟ برخی از ما دفاعی خواهیم بود و دلایل اشتباه را توجیه می کنیم. برخی از ما احساس شرم خواهیم کرد. ممکن است دیگران احساس...
[ad_1] “اشتباهات دریچه های کشف هستند.” – جیمز جویس همه ما اشتباه می کنیم اما چگونه به آنها پاسخ می دهیم؟ برخی از ما دفاعی خواهیم بود و دلایل اشتباه را توجیه می کنیم. برخی از ما احساس شرم خواهیم کرد. ممکن است دیگران احساس...
[ad_1]

“اشتباهات دریچه های کشف هستند.” – جیمز جویس
همه ما اشتباه می کنیم اما چگونه به آنها پاسخ می دهیم؟ برخی از ما دفاعی خواهیم بود و دلایل اشتباه را توجیه می کنیم. برخی از ما احساس شرم خواهیم کرد. ممکن است دیگران احساس گناه کنند. هنوز دیگران ممکن است خود را سرزنش کنند یا دیگران را سرزنش کنند. حتی ممکن است حداقل به طور موقت احساس شکست کنیم. کاری که ما در پاسخ به اشتباهات خود انجام می دهیم برای عزت نفس و پتانسیل ما برای یادگیری از آنها بسیار مهم است.
اشتباه دوم فقط تکرار همان اشتباه نیست. مهمتر از آن، اشتباه دوم، همانطور که در اینجا ذکر شد، در واقع بیشتر در مورد تمرکز روی اشتباه اول است. این اصل اشتباه دوم است.
به گفته جویس، اشتباهات ما به طور بالقوه بیشتر مربوط به کشف شخصی و گسترش دانش در حال ساخت است. این کشف اگر با احساس دفاعی یا شرمندگی مبهم شود، آلوده خواهد شد. توانایی ما برای یادگیری و به دست آوردن چیزهای ارزشمند از اشتباهات یا شکست هایمان می تواند به همین راحتی از بین برود اگر فرصت نگاه متفاوت به اشتباهات خود را از دست بدهیم.
یکی از عوامل اصلی حفظ اشتباه دوم کمال گرایی است. وقتی کسی معتقد است که باید کامل باشد، نمی تواند اشتباهات خود را بپذیرد. آنها روزها یا هفته ها روی اشتباهات خود نشخوار خواهند کرد.
اعتقاد آنها به امکان کامل بودن آنها را گیر می کند. ما می دانیم که این باور نادرست است، اما تلاش می کنیم تا خود را از توهم کمال رها کنیم.
قدرت توهم کمال ممکن است فرد را به سمت انکار سوق دهد. ممکن است از اعتراف به اشتباه خودداری کنیم. این باعث میشود که شخص به دلیل عدم یادگیری از آن اشتباه، به اشتباه خود ادامه دهد.
وقتی همه چیز شکست بخورد، اشتباه انکار شده ممکن است منجر به سرزنش دیگران شود. این فرافکنی به دیگران تلاش می کند تا اشتباه را به طور کامل رد کند. ما اکنون در اشتباه دوم ریشه دوانده ایم. تلاش های ضعیف ما برای اجتناب از مسئولیت اشتباه خود و تمرکز مداوم ما بر اشتباه خود، کاتالیزور اشتباه دوم اجتناب ناپذیر است.
“اگر هرازگاهی شکست نمی خورید، نشانه این است که هیچ کاری بسیار نوآورانه انجام نمی دهید.” – وودی آلن
پیشرفت با شناخت به جای انکار اشتباهات ما آغاز خواهد شد. اکنون میتوانیم کار آموختن درسهای ارزشمندی را که اشتباهاتمان آشکار میکنند، آغاز کنیم. این مکاشفه های یادگیری، یادگیرنده را به مسیرهای جدیدی هدایت می کند که قبلاً ناشناخته بود. خطا راه را برای آگاهی جدید هموار می کند. این آگاهی جدید، فرمول در حال تکامل ذهنیت رشد یک فرد است.
با داشتن ذهنیت رشد، اشتباهات را می توان به عنوان فرصت ها به جای موانع در نظر گرفت (1). این طرز فکر رشد به ما این امکان را میدهد که موانع را بهعنوان چالش ببینیم تا تهدید. چالش و رشد بالقوه، به جای ترس درک شده، اقدام مثبت را تحریک می کند.
انگیزه ما به دلیل اشتباهی که به عنوان رشد تجربی دوباره در نظر گرفته شده است، بهبود یافته است. مشارکت و تلاش افزایش می یابد. نتایج به جای ثابت دیده می شود که آشکار می شوند. ما اکنون در حال تبدیل اشتباهات خود به یادگیری سازنده هستیم.
اشتباه دوم اکنون تاریخ است. تمرکز ما بر تجزیه و تحلیل کنونی موضوع مورد بحث و نتیجه آینده آن است و نه گذشته استفاده شده. ناکارآمد را با عملکرد جایگزین کرده ایم.
شاید اکنون بتوانیم اشتباهات خود را به عنوان نقطه شروع بدانیم تا نقطه پایان. ما می توانیم به جای تسلیم شدن در فرآیند، اعتماد جدیدی در توانایی خود برای ماندن در فرآیند ایجاد کنیم. تاب آوری ما همراه با موفقیت هایمان رشد خواهد کرد. نگرش های کمال گرایانه ممکن است در نهایت از بین بروند، همانطور که باید. هر بار که ذهنیت رشد خود را درگیر میکنیم، مهارتهای خود را برای کمک به درک گسترش میدهیم، که با عبور از اشتباهاتمان بیشتر تقویت میشود.
فراشناخت «تفکر درباره تفکر» و موارد دیگر است. «بیشتر» شامل نحوه تنظیم طرز تفکرمان است که توانایی ما را برای تعیین اعمال و رفتارمان افزایش میدهد. فراشناخت فراتر از فکر کردن است و به آگاهی از چگونگی تغییر تفکر خود می رسد. ما فقط از افکار خود به نظارت و تنظیم افکار خود گذر می کنیم. به نظر می رسد ما در زمانی از تاریخ هستیم که این توانایی برای ارتقای تفکر خود به سطح فراشناخت حیاتی است. ما در نهایت به وضعیت موجود منحصر به فرد دیگری تبدیل خواهیم شد. این برهه زمانی فعلی فقط موقتی است.
ما نمی توانیم مشکلات خود را با همان تفکری که در زمان ایجاد آنها به کار می بردیم حل کنیم. – آلبرت انیشتین
تجربه فراشناختی، پاسخ درونی شما به یادگیری، احساسات و عواطفی را که به عنوان یک سیستم بازخورد عمل می کنند، روشن می کند. این بازخورد به فرد کمک می کند پیشرفت شخصی و انتظارات معقول خود را درک کند. همچنین درک و ارتباط دقیق تری از اطلاعات جدید به اطلاعات قدیمی ایجاد می کند. فراشناخت هسته اصلی حل مسئله موفق و تدوین استراتژی موقعیتی است و به تغییرات انتقالی در تفکر کمک می کند که می تواند عناصر نحوه تفکر ما را بازتعریف کند، نه آنچه فکر می کنیم.
خواندن ضروری شناخت
[ad_2]