17:54 - 2025/05/16

اشتباهات انجام شد ، و این یک چیز خوب است

[ad_1] همه ما اشتباه می کنیم. خطای انسانی اجتناب ناپذیر است ، از فراموش کردن یک جلسه گرفته تا یک پروژه مهم. با این حال ، چند مورد به همان اندازه اضطراب و شرم برانگیخته می شود. ما اشتباهات خود را پنهان می کنیم ، از قضاوت می ترسیم و اغلب به...

اشتباهات انجام شد ، و این یک چیز خوب است

[ad_1]

همه ما اشتباه می کنیم. خطای انسانی اجتناب ناپذیر است ، از فراموش کردن یک جلسه گرفته تا یک پروژه مهم. با این حال ، چند مورد به همان اندازه اضطراب و شرم برانگیخته می شود. ما اشتباهات خود را پنهان می کنیم ، از قضاوت می ترسیم و اغلب به آنها اجازه می دهیم که ارزش ما را تعریف کنند. اما چرا ما از چیزی که اینقدر جهانی است می ترسیم؟ اگر به جای اجتناب از آنها ، اشتباهات را به عنوان گام های لازم برای رشد رفتار کنیم؟

بیایید روانشناسی را از ترس از اشتباهات خود تجزیه کنیم ، ریشه های تکاملی آن را کشف کنیم و نحوه پاسخگویی ما هنگام اشتباه کردن را به چالش می کشیم.

چرا از اشتباهات می ترسیم

ترس از اشتباه در نحوه عملکرد ما ناچیز است. در زندگی مدرن ، اشتباهات می توانند مانند علائم بی کفایتی یا عدم موفقیت باشند. از نظر فرهنگی ، ما برای جلوگیری از آنها مشروط هستیم. مدارس آنها را مجازات می کنند. مکانهای کاری آنها را مجازات می کنند. رسانه های اجتماعی آنها را تقویت می کنند. این ترس ، معروف به عتیقه، می تواند منجر به کمال گرایی ، تعلل یا فرسودگی شغلی شود (Flett & Hewitt ، 2016).

بخش اعظم این ترس از نظر اجتماعی محور است. ما نگران این هستیم که دیگران چگونه ما را درک می کنند و یک اشتباه مانند نمایش عمومی از عدم کفایت است. در محیط های پر سر و صدا ، مانند مصاحبه های شغلی ، امتحانات یا نقش های رهبری ، این ترس بزرگ می شود. ما اشتباهات را با قضاوت و طرد مرتبط می کنیم.

کودکانی که در محیط های بسیار بحرانی رشد می کنند و یا فقط برای نتایج کامل پاداش می گیرند ، اغلب این باور را که اشتباهات خطرناک هستند ، درونی می کنند (Haimovitz & Dweck ، 2016). این منجر به بزرگسالانی می شود که یا از چالش ها جلوگیری می کنند یا تحت فشار قرار می گیرند ، و هر اشتباه را تهدیدی برای هویت خود می دانند.

ریشه های تکاملی پاسخ ما

مغز ما برای تشخیص خطاها سخت است. این دیدگاه تکاملی معنی دارد. انسانهای اولیه که از نزدیکی یک شکارچی سوء استفاده کرده اند یا توت اشتباه می خورند ، زنده نماند. اشتباهات عواقب آن را داشت – گاهی اوقات کشنده. در نتیجه ، ما یک حساسیت حاد به ریسک و بازخورد منفی ایجاد کردیم. آمیگدال ، که وظیفه پردازش ترس را بر عهده دارد ، هنگامی که پیش بینی می کنیم شکست را فعال می کنیم و پاسخ های استرس را تحریک می کنیم (لدوکس ، 2012).

این غریزه به ما کمک کرد تا زنده بمانیم ، اما در زندگی مدرن ، غالباً ناسازگار است. “اشتباهات” امروز به ندرت تهدید کننده زندگی است. از دست دادن یک مهلت همانند سوءاستفاده از روحیه شیر نیست. با این حال ، مغز ما هنوز پاسخ می دهد که گویی هر دو به همان اندازه خطرناک هستند. این سیم کشی منسوخ می تواند ما را حتی در شرایط کم خطر فلج کند.

علاوه بر این ، تعلق گروه برای بقا بسیار مهم بود. خفه شدن از قبیله می تواند به معنای مرگ باشد. در نتیجه ، اشتباهاتی که جایگاه اجتماعی – حتی اکنون – اضطراب شدید را به خطر می اندازد. به همین دلیل خجالت می تواند از نظر جسمی دردناک باشد. فشار تکاملی ما را ترغیب می کند تا در نعمتهای خوب قبیله بمانیم.

تغییر ذهنیت: از خطا به بینش

پس چه کاری باید انجام دهیم؟ پاسخ این نیست که اشتباهات را نادیده بگیریم ، بلکه برای تغییر روابط خود با آنها هستیم.

آنها را عادی کنید.

اشتباهات بازتاب نارسایی اخلاقی نیست. آنها منبع اطلاعات هستند. موفق ترین افراد در هر خطای دیدگاه به عنوان بازخورد ، نه محکومیت. مفهوم روانشناس کارول دوک از ذهنیت رشد مهم است: توانایی های معتقد می توانند به ما امکان دهند اشتباهات را به عنوان سنگ پله ببینیم ، نه موانع جاده ای (Dweck ، 2006).

اشتباهات را به عنوان لنت های پرتاب برای مقاومت مشاهده کنید.

در کتاب ما ، tاو قدرت مقاومت است، ما استدلال می کنیم که اشتباهات برای ایجاد قدرت داخلی ضروری است (بروکس و گلدشتاین ، 2004). ما یک طرز فکر را تشویق می کنیم که اشتباهات را نه به عنوان نقص های ثابت بلکه به عنوان فرصت هایی برای بازتاب ، سازگاری و رشد می بیند. هنگامی که ما کودکان یا خودمان را راهنمایی می کنیم تا از طریق این لنز اشکالاتی را مشاهده کنیم ، حل مسئله ، پشتکار و اعتماد به نفس را تقویت می کنیم. ما تأکید می کنیم که انعطاف پذیری به معنای اجتناب از شکست نیست بلکه تسلط بر روند بهبود است.

مناطق امن ایجاد کنید.

مردم وقتی در مدارس ، خانه ها و محل های کار احساس امنیت می کنند ، احساس امنیت می کنند. رهبرانی که از آسیب پذیری الگوبرداری می کنند و اشتباهات خود را تصدیق می کنند ، فرهنگ های نوآوری و مقاومت را پرورش می دهند. وقتی مردم به دلیل عدم موفقیت مجازات نمی شوند ، جسورانه تر ، خلاق تر و درگیر تر می شوند.

بیاموزید که چگونه به خوبی شکست بخوریم.

این در مورد عدم موفقیت سریع نیست. این در مورد عدم موفقیت هوشمندانه است. این بدان معناست که تجزیه و تحلیل آنچه اشتباه رخ داده است ، شناسایی عوامل قابل کنترل و تکرار. یادگیری پرسیدن ، “این چه چیزی به من آموخت؟” هر اشتباهی را به یک برنامه درسی تبدیل می کند.

مغز خود را آموزش دهید.

شیوه های ذهن آگاهی می تواند به پاسخ های ما به خطاها کمک کند. با مکث قبل از واکنش ، می توانیم پاسخ ترس خودکار را قطع کنیم و به جای وحشت ، با کنجکاوی به اوضاع نزدیک شویم.

راه رو به جلو

ما نمی توانیم ترس خود را از اشتباهات پاک کنیم – این در زیست شناسی ما بسیار عمیق است. با این حال ، ما قوطی نحوه تفسیر و پاسخ دادن به آنها را انتخاب کنید. وقتی شروع به درمان خطاها به عنوان نقاط داده به جای فاجعه می کنیم ، درهای رشد شخصی و جمعی را باز می کنیم.

حقیقت این است که شما نمی توانید در هر چیزی بهتر شوید بدون اینکه آشفتگی کنید. هر داستان نوآوری ، دستیابی به موفقیت و موفقیت بر روی بسیاری از اشتباهات ساخته شده است. تنها شکست مطلق یادگیری از آنها نیست.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان