دو دانش آموز دوره متوسطه از کنار یکدیگر می نشینند و به یک صفحه نمایش می روند. آنها یک کار ساده دارند: بدون صحبت کردن ، انتخاب کنید. اگر آنها همان گزینه را انتخاب کنند ، هر دو امتیاز کسب می کنند. اگر نه ، هر دو از دست می دهند. اتاق ساکت است ، اما تقریباً می توانید محاسبات را احساس کنید: او چه خواهد کرد؟ آیا باید حرکت خود را تغییر دهم؟ آیا می توانیم بدون صحبت با هم کار کنیم؟
این مجموعه ای برای آزمایشی بود که من و نویسنده من خوان کاریلو و من اخیراً انجام دادیم که در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم (PNA) منتشر شد. ما می خواستیم بررسی کنیم که چگونه پیشرفت تحصیلی با یک مهارت عمیق تر و غالباً نامرئی ارتباط دارد: توانایی تصمیم گیری خوب ، به ویژه در تنظیمات اجتماعی و استراتژیک.
نتایج می گفتند. دانشجویان با سوابق دانشگاهی قوی تر هماهنگ بهتر بودند. آنها امتیاز بیشتری کسب کردند ، سریعتر اقتباس کردند و حتی بدون برقراری ارتباط راه هایی برای همکاری پیدا کردند. کسانی که از نظر دانشگاهی تلاش می کردند ، زمان سخت تری داشتند-آنها بیشتر به احتمال زیاد انتخاب های خودمحور را انجام می دادند که منجر به نتایج بدتر برای هر دو بازیکن شد.
اما یک بینش دلگرم کننده وجود دارد: هنگامی که ما دانش آموزان بالا و پایین به دست آوردیم ، عملکرد گروهی آنها واسطه ای بود- به سطح دستاوردهای بالا نسبت به افراد پایین. این نشان می دهد که یادگیری همسالان: دانش آموزان قوی تر ممکن است استراتژی های مؤثر را الگوبرداری کنند ، و شرکای آنها ممکن است به تدریج الگوهای تصمیم گیری بهتری را انتخاب کرده و به کار گیرند.
به عبارت دیگر ، هنگامی که محیط ها گروه های متنوعی را به همکاری مشترک ترغیب می کنند ، دانشجویانی که مبارزه می کنند ممکن است نه تنها از نظر دانشگاهی ، بلکه از نظر اجتماعی و استراتژیک نیز بهبود یابد.
نکته مهم این است که بازی هایی که آنها بازی می کردند هیچ ارتباطی با موضوعات مدرسه مانند ریاضی یا تاریخ نداشت. و با این حال ، پیشرفت تحصیلی به شدت با موفقیت مرتبط بود.
چرا ممکن است پیشرفت تحصیلی مربوط به تصمیم گیری باشد؟
یک احتمال این است که مدرسه فقط حقایق را آموزش نمی دهد بلکه به شکل گیری مهارت های تصمیم گیری گسترده تر نیز کمک می کند: پیش بینی اقدامات دیگران ، برنامه ریزی پیش رو ، تنظیم استراتژی ها در صورت اشتباه. موفقیت در مدرسه ممکن است نشان دهنده پیشرفت توانایی های شناختی و اجتماعی برای پیمایش در زندگی باشد ، نه فقط برای گذراندن آزمون.
اما ما باید مراقب باشیم. یافته های ما با همبستگی است. پیشرفت تحصیلی و تصمیم گیری بهتر ممکن است هر دو ناشی از دلایل عمیق تر باشد-مانند سبک های والدین ، تجربیات زندگی ، توانایی های شناختی یا قرار گرفتن در معرض محیط های حمایتی. این امکان وجود دارد که خود مدرسه این مهارت ها را تقویت کند ، اما عوامل دیگر ممکن است پیوند ما را مشاهده کنیم.
این سؤالات بزرگتر و مهم را ایجاد می کند. اگر پیشرفت تحصیلی به همکاری مرتبط باشد ، آیا می تواند به انواع دیگر تصمیمات مربوط باشد؟ آیا مقاومت ، رفتار اخلاقی یا مدیریت ریسک را پیش بینی می کند؟ تحقیقات آینده باید این روابط را از هم جدا کند: بررسی می کند که چگونه صفات شناختی ، محیط های خانوادگی و تجربیات آموزشی برای شکل دادن به نتایج دانشگاهی و توانایی های تصمیم گیری گسترده تر تعامل دارند.
درک این پیوندها فقط یک تمرین نظری نیست – بسیار عملی است. اگر مدرسه به طور فعال مهارت های تصمیم گیری را ایجاد کند ، مداخلات آموزشی می تواند برای تقویت این اثر طراحی شود. اگر عوامل محیطی یا شناختی حاکم باشند ، تکیه گاه های هدفمند می توانند برای کمک به کسانی که بیشتر به آنها احتیاج دارند ، مناسب تر باشد.
در زمانی که خلاقیت ، همکاری و سازگاری برای موفقیت بسیار مهم است ، آموزش فقط آمادگی برای کالج نیست. این آماده سازی برای زندگی است – اما تنها در صورتی که ما مکانیسم هایی را که باعث می شود درک کنیم و تقویت کنیم.