وقتی فرزند شما بالغ می شود، تربیت متوقف نمی شود. فقط تغییر می کند اما چه اتفاقی میافتد وقتی هر تعاملی شبیه بحثی باشد که در انتظار وقوع است؟ خواه اختلاف نظر بر سر انتخاب های زندگی، مسائل مالی یا سوء تفاهم های عمیقاً ریشه دار باشد، هدایت این درگیری ها می تواند از نظر احساسی خسته کننده باشد.
بهعنوان مربی والدین، میتوانم اخبار خوبی را به اشتراک بگذارم: راههایی برای مدیریت این تعاملات و در عین حال پرورش احترام و درک متقابل وجود دارد.
در اینجا سه راهبرد عملی وجود دارد که به شما کمک میکند وقتی کودک بزرگسالتان دائماً بحثبرانگیز است کنار بیایید:
1. گوش دادن را بر واکنش دادن اولویت دهید
همانطور که در کتابم توضیح داده ام، 10 روز برای یک کودک کمتر سرکشوقتی کودک بالغ شما وارد بحث می شود، توضیح، دفاع یا نصیحت وسوسه انگیز است. با این حال، این اغلب به آتش سوخت می افزاید. در عوض، سعی کنید صادقانه به آنچه می گویند گوش دهید – حتی اگر لحن آنها خشن یا متهم کننده باشد.
مثال: سوفیا مدام با پسر 28 سالهاش، لیام، درباره انتخابهای شغلیاش بحث میکرد. لیام احساس می کرد که مورد قضاوت قرار می گیرد، در حالی که سوفیا از تلاش های او برای کمک کردن احساس قدردانی نمی کرد. یک روز سوفیا به جای مخالفت با نظراتش گفت: “به نظر می رسد که شما در مورد وضعیت فعلی ناامید هستید. میشه بیشتر بهم بگی؟”
این تغییر جزئی رویکرد، لیام را غافلگیر کرد. بدون رفت و آمدهای معمول، ترس هایش از شکست را باز کرد. سوفیا متوجه شد که بحثهای او در مورد رد کردن توصیههای او نبود، بلکه در مورد ناامنیهای او بود.
نکته: از عبارات بازتابی مانند «می شنوم که می گویی…» یا “به نظر می رسد شما از این ناراحت هستید …” تا به فرزندتان نشان دهید که دارید گوش می دهید. این می تواند بحث ها را کاهش دهد و فضایی برای گفتگوی معنادار ایجاد کند.
2. در مورد ارتباطات محترمانه مرزها را تعیین کنید
مهم این است که ارتباط برقرار کنیم که در حالی که اختلافات مشکلی ندارد، بی احترامی درست نیست. با تعیین مرزهای واضح، از رفاه عاطفی خود محافظت می کنید و ارتباطات سالم را الگو می کنید.
مثال: کارلوس 60 ساله با تمایل دخترش النا به فریاد زدن در هنگام اختلافات دست و پنجه نرم می کرد. بعد از یک تبادل نظر شدید، کارلوس با آرامش به او گفت: “من شما را دوست دارم و می خواهم آنچه را که می گویید بشنوم، اما وقتی فریاد می زند نمی توانم این کار را انجام دهم. اگر دوباره تکرار شود، باید از مکالمه استراحت کنم و بعداً دوباره آن را بررسی کنم.»
دفعه بعد که النا صدایش را بلند کرد، کارلوس همان طور که گفته بود بحث را تمام کرد. در حالی که در ابتدا ناراحت بود، به مرور زمان با آرامش بیشتری شروع به برقراری ارتباط کرد، زیرا می دانست که پدرش درگیر مشاجره های شدید نمی شود.
نکته: با مرزهای خود سازگار باشید. تنظیم آنها کافی نیست. شما همچنین باید آنها را اجرا کنید. این به فرزند شما نشان می دهد که شما در حفظ یک رابطه محترمانه جدی هستید.
3. همه چیز را شخصی نگیرید
مشاجره ها اغلب ناشی از استرس، ناامنی ها یا احساسات حل نشده ای هستند که فرزندتان با آنها دست و پنجه نرم می کند. در حالی که جدا کردن کلمات آنها از احساسات شما ممکن است سخت باشد، اما تشخیص اینکه رفتار آنها همیشه مربوط به شما نیست، می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
مثال: مری متوجه شد که پسرش جیک مکرراً در مورد چیزهای جزئی دعوا می کند، مانند نحوه برخورد او با شام خانوادگی. در ابتدا، او احساس ناراحتی کرد و در این فکر بود که آیا او را به عنوان یک مادر شکست میدهد. اما پس از عقب نشینی، متوجه شد که تحریک پذیری جیک با زمان سختی در محل کار همزمان شده است.
مریم به جای درگیر شدن در بحث، شروع به گفتن کرد: «به نظر می رسد که روز سختی را پشت سر گذاشته اید. اگر می خواهید صحبت کنید به من اطلاع دهید.» این به جیک کمک کرد تا به جای اینکه مورد چالش قرار گیرد، احساس حمایت کند و مشاجرات شروع به فروکش کردند.
نکته: با یادآوری به خود، جدایی عاطفی را تمرین کنید، “این به من مربوط نیست.” به جای تدافعی، به موقعیت با دلسوزی برخورد کنید.
افکار نهایی
برخورد با یک کودک بالغ بحث برانگیز چالش برانگیز است اما نباید یک نبرد دائمی باشد. با اولویت دادن به گوش دادن، تعیین حد و مرزهای محکم و عدم شخصی سازی رفتار آنها، می توانید تعاملات سالم تری ایجاد کنید که در طول زمان رابطه شما را تقویت می کند.
به یاد داشته باشید، تغییر یک شبه اتفاق نمی افتد. با خود و فرزندتان صبور باشید. با اجرای این استراتژی ها، فرصت های بیشتری برای ارتباط و درگیری های کمتری خواهید یافت.