رویکردهای استاندارد برای پیشگیری از خودکشی اقدامات غربالگری معتبر صورت را در سراسر سیستم های مراقبت اجرا می کنند. این رویکردها ارائه دهندگان را تشویق می کنند تا درباره خطر خودکشی “سوال” بپرسند تا از دست دادن افرادی که در معرض خطر هستند جلوگیری کنند.
با این حال، در عمل، این رویکرد بسیاری از افرادی را که واقعاً در معرض خطر هستند، از دست می دهد. چرا این است؟
بخشی از دلیل این است که این رویکرد درک دقیقی از روانشناسی انسان را یکپارچه نمی کند.
در کار خود به عنوان یک روانشناس که اغلب افراد در معرض خطر را درمان می کنم، چهار نمایه از افراد در معرض خطر را می بینم. من نوع شناسی ریسک زیر را بر اساس مشاهدات خود ایجاد کرده ام.
برای درک آن، بیایید از دریچه تقاطع بین مصرف مواد و خودکشی به آن نگاه کنیم.
نمایه 1: شخصی قصد مرگ دارد – با آگاهی از خود – و یک ماده بخشی از یا روش اولیه ای است که برای انجام اقدام به خودکشی استفاده می شود.
چگونه آنها را از نظر بالینی نشان می دهند: فرد نسبت به تفکر خودکشی خود آگاهی دارد و به احتمال زیاد اگر یک فرد بسیار مورد اعتماد از آنها بپرسد، آنها بخواهند به آن رسیدگی کنند، و مطمئن بودند که کمک و شفا برای آنها امکان پذیر است.
نمایه 2: خودکشی نیست (بدون قصد، چه به صورت خودآگاه یا نهفته). با این وجود ممکن است این فرد در اثر مصرف بیش از حد بمیرد و مرگ او یا پس از مبارزه طولانی مدت با اعتیاد و یا در نتیجه مصرف تصادفی اوردوز در اولین دفعات مصرف دارو اتفاق می افتد. این شخص اهل خودکشی نیست.
نحوه نشان دادن آنها از نظر بالینی: عدم تایید خطر خودکشی در غربالگرهای استاندارد. با این حال، اگر یک منبع قابل اعتماد از آنها خواسته شود و اگر میخواهند به آن رسیدگی کنند و احساس میکنند کمک ممکن است، ارزیابیهای سوء مصرف مواد را افزایش میدهند.
نمایه 3: قصد آهسته سوزی. این فرد ممکن است در اثر مصرف بیش از حد به عنوان بخشی از یک کمپین بزرگتر بی توجهی به خود بمیرد. این ماده وسیله ای برای اقدام به خودکشی عمدی نبود، بلکه دفاع فیزیکی و روانی آنها پس از یک کمپین طولانی غفلت از خود که در آن اساساً از نیازهای اولیه فیزیکی و ایمنی خود محافظت نمی کردند، بسیار شکننده شده است.
چگونه از نظر بالینی ظاهر می شوند: افراد در این دسته احتمالاً خودکشی را تأیید نمی کنند. آنها ممکن است در سلامت بسیار ضعیفی باشند، به عنوان مثال، دیابت کنترل نشده یا سایر نگرانی های سلامت مزمن که درمان نشده یا به آنها توجه نشده است. ممکنه بی خانمان باشن آنها ممکن است یک افسر پلیس مشهور باشند که به دلیل یک قصد آهسته سوخته خطرات بی پروا را انجام می دهد. نقطه مقابل مرگ توسط پلیس، مرگ توسط جنایتکار خشن است. من این را تا حد زیادی در کار خود با اولین پاسخ دهندگان می بینم، زیرا اگر در حین انجام وظیفه جان خود را از دست بدهند، می توانند مزایایی برای خانواده خود دریافت کنند و از آنها به عنوان مرگ قهرمان استقبال می شود.
نمایه 4: قصد محجبه. فرد قصد خودکشی دارد اما این خطر در نقطه کور او قرار دارد. هنگامی که آنها بالا میروند یا مست میشوند، آن نوع حالت تغییریافته مانند یک مدل استرس-دیاتز عمل میکند، هدف اصلی را که از آن آگاه نبودهاند آشکار میکند و سطحی از بازداری را ایجاد میکند که خطر حاد را تا حد زیادی افزایش میدهد. حالت خودکشی نیز یک حالت تغییر یافته است، بنابراین ترکیب مصرف مواد و حالت خودکشی با هم برای بسیاری از افراد بسیار خطرناک است.
چگونه از نظر بالینی ظاهر می شوند: آنها خطر خودکشی را در ارزیابی تایید نمی کنند. خطر خودکشی در نقطه کور آنها نشسته است و تنها زمانی آشکار می شود که دفاع آنها توسط ماده نقض شود.
آنچه مهم است این است: تفکر مرسوم در غربالگری خودکشی برای بسیاری از افرادی که در معرض خطر هستند از دست می رود. اکثر افرادی که یک معیار غربالگری دریافت می کنند هرگز مواردی را که نشان می دهد آنها در معرض خطر هستند تایید نمی کنند. این در سه دسته از چهار دسته در گونه شناسی که توضیح دادم صادق است.
اگر میخواهیم از خودکشی جلوگیری کنیم، باید عمیقتر فکر کنیم. ما باید از تفکر در الگوریتم های اساسی و استفاده از رویکردهای ساده دست برداریم. ما باید با راهحلهای فناوری که نمیتوانند چشمانداز روانشناختی منحصربهفرد افرادی را که به آنها خدمت میکنیم تشخیص بدهیم، دست برداریم. فناوری می تواند از پیشگیری از خودکشی حمایت کند، اما تنها زمانی که راه حلی را ارائه دهد که مبتنی بر ارتباط انسانی، اعتماد و شجاعت بین فردی باشد.