[ad_1]
در روابط، اکثریت قریب به اتفاق ما در اطراف مکان هایی که می پذیریم احساسات خود را به اشتراک بگذاریم و جایی که نیستیم، خطوط می کشیم.
منبع: August de Richelieu/Pexels
اما چه چیزی تأثیر میگذارد که آیا ما آماده افشای احساسات خود هستیم یا تمایل به پنهان نگه داشتن دنیای عاطفی خود داریم؟ به همین ترتیب، چه چیزی باعث میشود کسی که به او نزدیک هستیم، به جای اینکه تصمیم بگیرد از آنچه در درونش میافتد، خودداری کند، آماده است درباره احساساتش به ما بگوید یا خیر؟ آیا کاری وجود دارد که ما انجام می دهیم (یا می توانیم انجام دهیم) که می تواند به باز کردن دری به روی زندگی عاطفی درونی یک عزیز کمک کند؟
در یک مطالعه جدید منتشر شده، یک جفت محقق این سوال را با پیشبرد تحقیقات قبلی در این زمینه بررسی کردند. آنها به کارهای قبلی اشاره کردند که نشان میداد ما انسانها تمایل داریم احساساتمان را به اشتراک بگذاریم وقتی معتقدیم شخصی که با او صحبت میکنیم واقعاً برای سلامتی ما ارزش قائل است. این افراد “شرکای اشتراکی” اما چرا چنین است؟ تیم تحقیقاتی دو دلیل بالقوه را بررسی کردند. اولین مورد این است که مردم وقتی احساس می کنند که شخصی که گوش می دهد تمام تلاش خود را می کند تا احساساتی را که می خواهند بیان کنند را درک کند، تصمیم می گیرند اطلاعات بیشتری را فاش کنند. (یعنی “تلاش همدلانه”). دوم این است که مردم زمانی که فکر می کنند فرد گیرنده می تواند احساسات آنها را به درستی درک کند، بیشتر آشکار می شود (“دقت بین فردی”).
محققان از افرادی که در این مطالعه شرکت کرده بودند، بر اساس درجات متفاوتی که احتمالاً آن افراد در سلامتی آن فرد احساس سرمایه گذاری می کنند، در مورد ارتباط آنها با پنج نفر سوال کردند. برای مثال، این احتمال وجود دارد که یکی از اعضای نزدیک خانواده شما (به عنوان مثال، همسر، خواهر یا برادر، والدین) یا نزدیکترین دوست شما بیشتر از یک دوست معمولی تر یا شخصی که فقط با او صحبت می کنید، به سلامتی شما علاقه مند باشد. گردهمایی ها محققان همچنین از افراد حاضر در مطالعه پرسیدند که چقدر معتقدند هر یک از این پنج فرد برای رفاه خود ارزش قائل هستند (یعنی:انگیزه جمعی“)، آنها فکر می کنند که چقدر برای به اشتراک گذاشتن احساسات مختلف با هر فرد باز هستند، چقدر معتقدند که هر فرد برای درک احساسات خود تلاش می کند (یعنی “تلاش همدلانه“)، و چقدر فکر می کنند که هر فرد به درستی احساس خود را می سنجد (یعنی، “دقت بین فردی”).
نتایج این مطالعه بازتاب کارهای قبلی بود که نشان میداد مردم تمایل بیشتری به باز شدن با افرادی دارند که به نظر میرسد واقعاً روی عملکردشان سرمایهگذاری کردهاند. علاوه بر این، محققان دریافتند که هم این ایده که کسی واقعاً به دنبال دریافت آنچه احساس میکند و هم این تصور که یک فرد به درستی احساسات خود را درک میکند، هر کدام با احتمال بیشتری برای باز شدن در برابر آن فرد مرتبط هستند. . به طور خاص، محققان دریافتند که باورهای مربوط به دقت و تلاش هر کدام ارتباط بین افرادی را که فکر می کنند برای سلامتی خود ارزش قائل است و تمایل شدید به در میان گذاشتن احساسات خود با آن شخص را به حساب می آورد. این تقریباً برای تمام احساساتی که محققان در نظر گرفتند صادق بود (یعنی قدردانی، غم، اضطراب، خشم، غرور و شادی). وقتی صحبت از احساس گناه به میان آمد، محققان دریافتند که فقط دقت ارتباط بین فردی که احساس میکند کسی به سلامتی او اهمیت میدهد و میخواهد حرفش را باز کند را توضیح میدهد.
البته، محققان حق داشتند به این نکته اشاره کنند که مطالعه آنها فقط میزان اعتقاد مردم را بررسی میکند که میتواند با میزان ابراز احساساتشان در واقعیت متفاوت باشد. همچنین آنها اشاره کردند که ماهیت تحقیق آنها امکان صحبت در مورد علیت را نمی دهد
همانطور که آنها همچنین تأکید کردند، کار آنها نشان می دهد که وقتی واقعاً خودمان را به کار می گیریم تا بفهمیم کسی از کجا آمده است و می توانیم آن را درست انجام دهیم، فقط ممکن است به افراد زندگی خود کمک کنیم که درها را به روی ما باز کنند. ، به ما این امکان را می دهد که کمی بیشتر وارد دنیای عاطفی آنها شویم.
[ad_2]