[ad_1]

این اولین پست از یک مجموعه سه قسمتی است.
خواب، غذا خوردن و رابطه جنسی سه انگیزه بزرگ تکامل یافته هستند. من چند پست در مورد رابطه جنسی نوشته ام، و کل این وبلاگ در مورد غذا خوردن است، اما من هرگز به طور قابل توجهی با خواب برخورد نکرده ام. اگر بپرسیم اختلالات خوردن و خواب چگونه با هم ارتباط برقرار می کنند، داستانی آشناست (یکی که در پست قبلی در مورد اختلال شناختی گفتم): اختلال در غذا خوردن خواب را مختل می کند که به نوبه خود غذا خوردن را بیشتر مختل می کند. مانند هر حلقه بازخوردی، واقعاً مهم نیست که حلقه از کجا شروع می شود. آنچه مهم است این است که چگونه به دست میآید و خود را حفظ میکند – و ما در مورد آن چه کاری میتوانیم انجام دهیم.
فراتر از خود غذا خوردن، شاید هیچ ویژگی در زندگی من وجود نداشته باشد که به اندازه خواب در زمان بیماری من به هم ریخته باشد، و اکنون که بهتر شده ام، این ویژگی بسیار عالی است. کیفیت یا کمیت خواب در سالهای بی اشتهایی من زیاد نبود (اگرچه مطمئنم کیفیت عالی نبود)، بلکه بیشتر زمان بندی بود. در بخش اعظم زندگی بی اشتهایی ام، بیشتر شب بیدار بودم و از خوردن غذای پیش از خواب خود بیدار بودم تا احساس کنترل و در نتیجه لذت کاملاً «موجه» در نهایت غذا خوردن را افزایش دهم. آنقدر بد شد که گاهی تمام 24 ساعت را با دوچرخه می چرخیدم، آنقدر تا دیروقت بیدار می ماندم که حتی نمی توانستم به رختخواب بروم، و سپس با خواب عجیب بعد از ظهر «تنظیم مجدد» می کردم، خواب هایم را تقسیم می کردم با کمی غذا خوردن در نیمه شب. و شاید چند روز زمان خواب نسبتاً معمولی قبل از اینکه همه چیز دوباره شروع به لغزش کند. به یاد میآورم زمانهای وحشتناکی را در زمستان دوره کارشناسی ارشدم که آن شبهای دو مرحلهای اتفاق میافتاد: نیمهشب بیرون میرفتم، مجبور میشدم در سرمای سرد ساعت 1 یا 2 صبح برگردم تا کار کنم و نوشیدنیهای گرم بنوشم. و سپس در نهایت غذا خوردن قبل از خواب دوباره در بیشتر ساعات صبح. و حالا، خوب، حدود ساعت 10 خوابم میآید، معمولاً به محض بستن چشمانم به خواب میروم، و اغلب کمی زودتر از زمانی که میخواهم از خواب بیدار میشوم، اما بعد از هشت ساعت کاملاً استراحت میکنم. مانند بسیاری از حوزههای زندگی پس از بازیابی، چیزها دوباره کار میکنند.
همبستگی بین مشکلات خواب و اختلالات خوردن به طور گسترده ثبت شده است، (به عنوان مثال، آسپن و همکاران، 2014؛ کوپر و همکاران، 2020؛ مهر و جیمز، 2022؛ موتی و همکاران، 2023؛ دگاسپری و همکاران، 2024؛ آیریش et al., 2024; Wilcox et al., 2024. Cooper et al (2020) به عنوان مثال، توجه داشته باشید که “تقریبا 57٪ از مبتلایان به ED مشکلات خواب، از جمله مشکل در به خواب رفتن (شایع ترین)، پاراسومنیا (رفتارهای غیر طبیعی در طول یا حوالی خواب)، پرخوابی (خواب آلودگی بیش از حد در طول روز) را تجربه می کنند. بیداری های صبح زود و بیداری های میان خواب.»
در اینجا فهرستی از رایج ترین عواملی است که در هنگام ابتلا به اختلال خوردن، خواب را مختل می کند. مانند بسیاری از پستهایم، روی بیاشتهایی عصبی تمرکز میکنم، اما بسیاری از آنها در سایر ED نیز کاربرد دارند.
- گرسنگی این به وضوح یک بازیگر اصلی است. فردی که دارای اختلال خوردن است معمولاً سعی می کند خیلی کم غذا بخورد، چه در حال حاضر “موفق” باشد یا نه. وقتی گرسنه هستید، افتادن و خوابیدن سخت است.
- عادات غذایی خوردن دیروقت در شب (چه به صورت پرخوری یا غیره) می تواند یک اختلال خواب باشد (اگرچه همانطور که در قسمت 2 بررسی خواهیم کرد، می تواند یک درمان جزئی نیز باشد). به تعویق انداختن وعده های غذایی تا درست قبل از خواب، به هر دلیلی (مثلاً کنترل، پنهان کاری) می تواند منجر به اختلالات شبانه روزی شدید شود، همانطور که در بالا با اشاره به تجربه خودم توضیح دادم.
- سرد اگر چربی بدن و سرعت متابولیسم کاهش یابد، احساس سرمای مداوم ناشی از ضربان قلب پایین و گردش خون ضعیف اغلب مشکل ساز است و مگر اینکه در آب و هوای بسیار گرم باشید، می تواند خواب را مختل کند.
- درد. درد مفاصل و عضلانی در اختلالات خوردن به ویژه بی اشتهایی شایع است. همچنین گرفتگی عضلات ناشی از کمبود مواد معدنی مانند پتاسیم و منیزیم است. هیچ یک از اینها به خواب رفتن یا خواب ماندن کمک نمی کند، و حتی ناراحتی ساده در تماس با دراز کشیدن روی یک سطح صاف در صورت کمبود چربی بدن، می تواند به سختی به حالت نشسته برود.
- مشکلات گوارشی. مشکلات روده به طور گسترده، حتی عادی، در اختلالات خوردن وجود دارد. به عنوان مثال، در بی اشتهایی، روده تحریک پذیر و یبوست به دلیل ترکیبی از کاهش زمان انتقال و از دست دادن قدرت عضلانی ایجاد می شود. این باعث ناراحتی می شود که خواب را قطع می کند.
- تکرر ادرار یا بی اختیاری ادرار. تحلیل رفتن عضلات کف لگن می تواند منجر به بیدار شدن مکرر در شب شود. اگر مقدار بیش از حد مایعات – قبل از خواب یا به طور کلی – برای رسیدن به سیری کاذب بنوشید، می تواند تشدید شود.
- اضطراب اضطراب، چه عمومی و چه اجتماعی، پیامد رایج عادات غذایی نابسامان است. اختلالات اضطرابی اغلب بهعنوان همبودی با AN یا سایر ED تشخیص داده میشوند، اما نگاه دقیقتر به دادهها نشان میدهد که آنها معمولاً در واقع فقط پیامد غذا خوردن هستند و زمانی که انجام میشوند برطرف میشوند (Troscianko & Leon، 2020).
- اعتیاد به کار و ورزش. اگر سعی میکنید همیشه کار کنید، ورزش کنید، یا در غیر این صورت «مولد» باشید، احتمالاً روالهای پایاندهنده خوبی که باعث میشود بدن و ذهنتان برای خواب راحت شوند، ندارید.
- استرس افزایش کورتیزول و سایر اختلالات در محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) در بی اشتهایی و سایر اختلالات خوردن شایع است، تولید ملاتونین را سرکوب می کند، آدنوزین را رقیق می کند و در نتیجه با ریتم شبانه روزی تداخل می کند.
- متا استرس در یکی از انواع بازخوردهای ناامیدکننده روانشناسی انسان، استرس در مورد اثرات سلامتی ناشی از خواب ضعیف می تواند عامل نهایی خواب ضعیف باشد.
همه اینها مهم هستند زیرا خواب بر همه چیز در مورد احساس زندگی تأثیر می گذارد. اگر خوب نخوابید، بسیاری از چیزها کمتر خوب کار میکنند و احساس بهتری نسبت به آنچه میتوانستند کمتر میکنند (زیلینسکی، مککنا، و مککارلی، 2016)، از جمله عملکرد شناختی، تنظیم احساسات و خلق و خو، تنظیم اشتها، متابولیسم و انرژی، ایمنی پاسخ، و ترمیم و تجدید سلولی.
تمام اثرات منفی خواب ضعیف، آسیبی را که اختلال خوردن قبلاً وارد می کند، تشدید می کند. همانطور که ایرلندی و همکاران. (2024) اظهار داشت: “مشکلات خواب ممکن است علائم ED را از طریق مکانیسم های فرضی مختلفی مانند اختلال در عملکرد اجرایی، افزایش عاطفه منفی و اختلال در ریتم های اشتها آور ترویج، تشدید یا حفظ کند.” با تیره کردن افکار شما، خواب بد می تواند باعث شود که این اختلال آسیب کمتری به نظر برسد. با ایجاد احساس ضعف و ناامیدی بیشتر، بهبودی سختتر و کم ارزشتر به نظر میرسد. با تأثیر گذاشتن بر اشتهای شما و دانستن این موضوع، می تواند دلیل دیگری برای اعتماد نکردن به آنچه بدن شما سیگنال نیاز دارد به شما بدهد.
البته، علت و معلول نیز می تواند به طرق مختلف ظاهر شود. در قسمت بعدی این پست، راهحلهایی را که افراد برای کاهش اثرات اختلال غذا خوردن بر خواب، یا کمخوابی روی هر چیز دیگری ابداع میکنند – چه موفقیتآمیز یا غیرممکن، در کوتاهمدت یا طولانیمدت، بررسی میکنیم. در بخش سوم و آخر، ما نیاز به تحمل بدتر شدن موقت اوضاع را قبل از بهبود در بهبودی و برخی راههای فکر کردن در مورد خروج از مارپیچ را در نظر خواهیم گرفت.
[ad_2]