12:43 - 2025/01/01

اختلالات خوردن و خواب: آنچه در بهبودی تغییر می کند

[ad_1] در قسمت اول این پست، به بررسی عواملی پرداختیم که چگونه خواب با اختلالات خوردن را مختل می کند. در بخش 2، راه‌حل‌های جزئی را که افراد برای محدود کردن اثرات منفی اختلال بر خواب پیدا می‌کنند، بررسی کردیم، و اینکه چگونه این راه‌حل‌ها اغ...

اختلالات خوردن و خواب: آنچه در بهبودی تغییر می کند

[ad_1]

در قسمت اول این پست، به بررسی عواملی پرداختیم که چگونه خواب با اختلالات خوردن را مختل می کند. در بخش 2، راه‌حل‌های جزئی را که افراد برای محدود کردن اثرات منفی اختلال بر خواب پیدا می‌کنند، بررسی کردیم، و اینکه چگونه این راه‌حل‌ها اغلب با به تعویق انداختن بهبودی و/یا ایجاد حلقه‌های تودرتو از آسیب‌های فرعی آسیب بیشتری وارد می‌کنند. در بخش سوم و آخر، ما نیاز به تحمل بدتر شدن موقت اوضاع را قبل از بهبود در بهبودی و برخی راه‌های فکر کردن در مورد خروج از مارپیچ را در نظر خواهیم گرفت.

این یک واقعیت ناگوار در مورد بهبودی از یک اختلال خوردن است که اغلب، فواید تغییر زندگی با مرحله‌ای پیش می‌آید که به نظر می‌رسد درستی تمام ترس‌های بد خود بیمار را ثابت می‌کند: به نظر می‌رسد همه چیز به آشوب کشیده شده است و هنوز هیچ چیز بهتر به نظر نمی‌رسد. این همیشه صدق نمی کند: برای خودم، برای مثال، لذت بسیار ساده و سهولت اولین صبحانه چیزی بود که در صدها روز آینده تکرار شد و باعث شد که تمام ابهامات و دگرگونی های مربوط به توقف بی اشتهایی را تحمل کنم. سهولت غیرمنتظره یک پدیده رایج در بهبود اختلالات خوردن است و مهم است که احتمال آن را داشته باشیم. اما به احتمال زیاد ناراحتی های مورد انتظار نیز وجود دارد. و برخی از هر دو در حوزه خواب بازی می کنند.

یکی از عوامل روانشناختی واضح در خواب آشفته در بهبودی، بر خلاف مرحله بیماری بدون چالش، این است که اضطراب احتمالاً با همه تغییراتی که ایجاد می‌شود، تشدید می‌شود و همه قوانین زیر پا می‌روند. هدف ساختاری پیروی از قانون آسیب‌شناختی، اجتناب است: به هر قیمتی از ناراحتی ناشی از شکستن قانون اجتناب کنید. تراژدی ساختاری چنین اجتنابی این است که هر بار که تمرین می شود، این توهم را تقویت می کند که چیزی وجود دارد که به هر قیمتی ارزش اجتناب از آن را دارد. این تقویت تدریجی یک دروغ به این معنی است که حملات اولیه برای شکستن آن مملو از وحشت پیش بینی شده است، که به راحتی می تواند به خود شکوفایی تبدیل شود: اگر خود را متقاعد کنید که خوردن کل این Twix امروز بعدازظهر غیرقابل تحمل است، آن را بسیار انجام می دهید. محتمل تر است تمام انرژی عصبی ضد اجتناب، بهترین خواب آور جهان نیست.

اگر به دلیل خوردن بیشتر، ورزش کمتر، و به طور کلی مخالفت با هر چیزی که احتمالاً اختلال خوردن و جامعه در کل به شما می‌گوید انجام دهید، تشدید شده‌اید، در این صورت کمکی نمی‌کند که ده برابر گرسنه‌تر از زمانی که بودید. کمتر می خوردند «گرسنگی شدید» اشکال مختلفی دارد، و به همه نمی رسد، اما وقتی ظاهر می شود، ممکن است بین شب و روز تفاوتی قائل نشود.

بیدار شدن با گرسنگی شبانه می‌تواند حتی سخت‌تر از ایجاد اختلال در گرسنگی در طول روز باشد، از نظر میزان ناراحتی‌ای که در مورد آن احساس می‌کنید: اگر قبلاً مقدار زیادی در طول روز می‌خورید، پس از خواب بلند شوید. زیرا خوردن تنقلات بیشتر در ساعت 3 صبح ممکن است به نظر سختی غیر منطقی باشد. نگه داشتن تنقلات فاسد نشدنی در میز کنار تخت شما عملاً سخت نیست، اما آوردن خودتان به خوردن آنها ممکن است به اشکال پیچیده ای از خود متقاعدسازی نیاز داشته باشد. در نظر گرفتن آن به عنوان یک آزمایش برای اینکه ببینید آیا به شما کمک می کند سریعتر بخوابید یا خیر، یک راه خوب است!

و سپس عرق وجود دارد. هیپرمتابولیسم همراهی رایج در مرحله اولیه ریکاوری فیزیکی است، زیرا بدن سعی می‌کند از انرژی اضافی دریافتی در زمان ماندگاری آن استفاده کند و آن را در سریع‌ترین زمان ممکن برای تعمیرات هدایت کند. همراه با گرسنگی شدید، تعریق شبانه یکی از تظاهرات رایج حالت هیپرمتابولیک است. این دوست داشتنی نیست که چند ساعت بعد از خواب غرق در عرق بیدار شوید. اما باز هم، بیدار شدن به این شکل نشانه زیبایی است که نشان می‌دهد چیزی در بدن شما در حال انجام است – این که با تعداد زیادی Twixe که اکنون در دسترس است، کاری بسیار چشمگیر انجام می‌دهد.

اگر بخواهید هر چیزی می تواند دلیلی برای دست کشیدن از بهبودی باشد – و هر چیزی می تواند دلیلی برای ادامه با قدرت مجدد باشد. مجبور به دور شدن از یک پهنه ورقه ای مرطوب و پیدا کردن یک تکه خشک تر است. هر چیز دیگری که قبل از اینکه بهتر شود بدتر می شود نیز همینطور است. اسهالی که با تغییرات رژیم غذایی همراه است، گواه این است که روال های غذایی شما چقدر سخت و خطرناک بوده است. روشی که یک روز با پرش از ورزشگاه کاملاً خراب می شود، گواه این است که چقدر معتاد بودید. غیرقابل اعتماد بودن کامل نشانه های گرسنگی و سیری شما نشان می دهد که همه این اصول فیزیکی تا چه حد بی بند و بار شده بودند.

بنابراین، بد می‌تواند خلاقانه به خوب تبدیل شود: هر اثبات آسیبی که اختلال خوردن ایجاد کرده است، یادآوری دیگری از اهمیت و فوریت تکمیل تعمیرات است. اما بد-یعنی-واقعاً-خوب تمام چیزی نیست که وجود دارد. و در اینجا به راحتی غیرمنتظره ای که ممکن است همراه با تمام ناراحتی های مورد انتظار برای شما پیش بیاید، برمی گردم. یکی از رایج ترین و دوست داشتنی ترین اشکال این است که حتی یک دوره بسیار کوتاه خوردن بیشتر می تواند به طور چشمگیری کیفیت و کمیت خواب را بهبود بخشد.

من با افرادی کار کرده‌ام که حتی چند روز بهتر غذا خوردن برای آنها تفاوت بین چند بار بیدار شدن در شب و تنها یک بار، یا خستگی در هنگام سحر بیدار شدن و خواب کافی برای بیدار شدن با احساس آرامش واقعی ایجاد می‌کند. البته، برای اینکه این اتفاق بیفتد، «بهتر خوردن» باید به طور معنی‌داری متفاوت باشد – اما اگر اینطور باشد، تغییرات خواب زیبایی می‌تواند از آن سرچشمه بگیرد، زیرا کل بدن در پاسخ به این که این قحطی واقعاً پایان یافته است شروع به تغییر مکان می‌کند. برای مدتی

مانند همه چیزهایی که در مورد بازیابی وجود دارد، شخص باید موجک های راحتی را در جایی که آنها را پیدا می کند، جستجو کند تا بقیه بیت ها قابل تحمل شوند. البته این به خودی خود می تواند مانند از دست دادن نهایی کنترل باشد: خوب بودن در دوران نقاهت نه به دلیل تلاش سخت، بلکه به این دلیل که کارها در واقع به این روش جدید آسان تر و بهتر می شوند و باعث می شود که روش های قدیمی به سرعت تقریباً غیرقابل تحمل شوند. اما تمایل به “از دست دادن” دو چندان مهم است: این است که چگونه زندگی راه خود را به سمت شما باز می یابد.

اینکه به خودتان اجازه دهید به اندازه کافی بخوابید، گاهی اوقات تقریباً به همان اندازه که به خودتان اجازه دهید به اندازه کافی غذا بخورید، با پیش فرض های خودتنبیهی مرتبط است. کم خوابی دائمی یک مسکن است، به همان اندازه که سوءتغذیه یک مسکن مؤثر است.

بنابراین تسلیم شدن در میل به خواب بیشتر در زمان بهبودی ممکن است سخت باشد، اما تقریباً به اندازه جنبه غذایی مهم است: اگر بدن شما می خواهد تمام این انرژی تازه در دسترس را برای استفاده از آن به کار گیرد، برای انجام آن به خواب نیاز دارد. شاید حتی در بیدار بودن برای ساعات کمتری از روز آرامشی وجود داشته باشد. شاید نه با این حال، با خوردن یا خوابیدن در روزهای تب دار بهبودی زودهنگام و اواسط، تعادل طرفدار/مناسب برای شما احساس می شود، امیدوارم زمانی که همه این سیستم های درهم تنیده دوباره تعادل خود را پیدا کردند، این فرصت را به خودتان بدهید تا بفهمید چگونه به نظر می رسد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان